
صفحه سیاست-
مهمترین بخش ماجرا به ایمیلی بازمیگردد که بنا بر گزارشهای منتشرشده، از سوی یکی از افسران بخش اطلاعات سنتکام برای نیروهای زیرمجموعه ارسال شده و در آن از کارکنان خواسته شده است راههای جدید و غیرمتعارفی برای اعمال فشار و مجازات ایران پیشنهاد دهند.
اگر محتوای این ایمیل و انتساب آن به ساختار اطلاعاتی سنتکام صحت داشته باشد، اهمیت آن صرفاً در یک مکاتبه اداری خلاصه نمیشود. چنین درخواستی میتواند نشانهای از تلاش فرماندهی آمریکا برای یافتن گزینههای جدید در شرایطی باشد که بخشی از ابزارهای فشار نظامی و اقتصادی، دستکم به اهداف مورد انتظار واشنگتن منجر نشدهاند.
به بیان دیگر، مسئله اصلی این نیست که ارتش آمریکا فاقد ابزار نظامی است؛ بلکه پرسش مهمتر این است که آیا قدرت نظامی آمریکا توانسته است اهداف سیاسی تعیینشده برای جنگ با ایران را محقق کند؟ چرا جنگ ایران برای پنتاگون به یک معادله دشوار تبدیل شده است؟
آمریکا از مزیتهای گسترده نظامی، اطلاعاتی و فناورانه برخوردار است؛ اما جنگ با ایران نشان داده است که برتری نظامی لزوماً به معنای دستیابی سریع به نتیجه سیاسی نیست.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی، توان موشکی و پهپادی، عمق راهبردی و موقعیت ویژه خود در معادلات منطقهای، میتواند هزینههای یک جنگ طولانی را برای طرف مقابل افزایش دهد.
از همین منظر، حتی اگر آمریکا بتواند در یک میدان خاص دست به عملیات نظامی بزند، حفظ فشار در یک جنگ فرسایشی و تبدیل آن به یک پیروزی سیاسی پایدار، مسئلهای کاملاً متفاوت است.
این همان نقطهای است که میتواند تفاوت میان «برتری نظامی» و «پیروزی راهبردی» را آشکار کند. نگرانی از طولانی شدن جنگ در ساختار نظامی آمریکا
در کنار موضوع ایمیل سنتکام، گزارشهایی درباره نگرانی برخی فرماندهان آمریکایی از تداوم جنگ منتشر شده است. در این روایتها، از ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، بهعنوان یکی از مقاماتی یاد شده که نسبت به ادامه درگیری و هزینههای آن ابراز نگرانی کرده است.
البته درباره جزئیات این گزارشها و میزان صحت انتساب چنین اظهاراتی باید با احتیاط برخورد کرد. با این حال، اصل نگرانی درباره هزینههای جنگ برای ارتش آمریکا موضوع …





