
صفحه سیاست-
در جنگهای مدرن، معیار پیروزی تنها میزان تخریب یا برتری آتش نیست؛ بلکه دستیابی به اهداف سیاسی، امنیتی و راهبردی، تعیینکننده نتیجه نهایی است. بر همین اساس، بخشی از تحلیلگران معتقدند ارزیابی جنگ ۴۰ روزه میان ایران و محور آمریکا ـ اسرائیل، تنها با بررسی تصاویر ویرانی و خسارتهای میدانی ممکن نیست و باید میزان تحقق اهداف اعلامی و پنهان طرفین را ملاک قضاوت قرار داد. ویرانی؛ معیار پیروزی نیست
در روزهای جنگ، انتشار تصاویر بمبارانها، ترور فرماندهان و فشارهای اقتصادی، این تصور را در افکار عمومی ایجاد کرد که ایران در موقعیت ضعف قرار گرفته است. اما تاریخ جنگهای معاصر نشان داده است که برتری نظامی لزوماً به معنای موفقیت سیاسی نیست.
ایالات متحده با وجود برتری قاطع نظامی در ویتنام، نتوانست اهداف راهبردی خود را محقق کند. اتحاد جماهیر شوروی نیز پس از سالها حضور نظامی در افغانستان، ناچار به عقبنشینی شد. عراق نیز نمونه دیگری است که آمریکا با صرف هزینههای هنگفت، در نهایت بدون دستیابی به اهداف مورد نظر خود از آن خارج شد.
این تجربهها نشان میدهد قدرت نظامی میتواند خسارت وارد کند، اما تضمینی برای تحمیل اراده سیاسی نیست. اهداف جنگ چه بود؟
بر اساس این تحلیل، هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی از جنگ اخیر صرفاً وارد کردن خسارت نظامی به ایران نبود؛ بلکه مجموعهای از اهداف راهبردی دنبال میشد؛ از جمله وادار کردن ایران به عقبنشینی سیاسی، تضعیف محور مقاومت، حذف تدریجی مسئله فلسطین از معادلات منطقه، انزوای ایران و تثبیت نظم منطقهای جدید تحت رهبری اسرائیل و حمایت آمریکا.
این اهداف پیشتر نیز در قالب طرح «خاورمیانه جدید» که بنیامین نتانیاهو در مجمع عمومی سازمان ملل از آن سخن گفته بود، ترسیم شده بود. روایت متفاوت از نتیجه جنگ
تحلیل حاضر معتقد است که برخلاف اهداف اولیه، ایران نهتنها از موضع تسلیم وارد مذاکرات نشد، بلکه ساختار سیاسی و حاکمیتی خود را حفظ کرد. همچنین با وجود خسارتهای واردشده، محور مقاومت فرو نپاشید و مسئله فلسطین بار دیگر به یکی از مهمترین موضوعات سیاست منطقهای و بینالمللی تبدیل شد.
از این منظر، مهمترین دستاورد ایران، جلوگیری از تحقق اهداف سیاسی طرف مقابل بوده …
