
صفحه سیاست-
در نگاه نخست، توانایی نظامی دمشق برای ایجاد یک تهدید جدی علیه عراق محل تردید است. ساختار امنیتی و نظامی سوریه همچنان با مشکلات گستردهای روبهروست و کنترل کامل بر جغرافیای داخلی این کشور نیز با چالش مواجه است. در چنین شرایطی، انتقال نیرو و تجهیزات در مسافتهای طولانی و حفظ خطوط پشتیبانی، نیازمند زیرساخت لجستیکی و فرماندهی منسجم است؛ مؤلفههایی که سوریه فعلی با کمبود آنها مواجه است. آیا جولانی بازیگر اصلی این تحرکات است؟
از این منظر، تحولات مرزی سوریه و عراق را نمیتوان صرفاً در چارچوب تصمیمات مستقل دمشق تحلیل کرد. اگر گزارشهای مطرحشده درباره تجمع نیروهای خارجی در مرزهای عراق صحت داشته باشد، باید احتمال نقشآفرینی مجموعهای از بازیگران منطقهای را نیز در نظر گرفت.
ترکیه، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس و آمریکا هر یک دارای منافع و محاسبات متفاوتی در قبال عراق و سوریه هستند. بنابراین، مسئله اصلی این نیست که آیا جولانی بهتنهایی قادر به ایجاد فشار نظامی بر عراق است یا نه؛ بلکه سؤال مهمتر این است که آیا ساختار تحت کنترل او میتواند به بخشی از یک آرایش بزرگتر امنیتی در منطقه تبدیل شود؟
این موضوع اهمیت تحرکات مرزی را افزایش میدهد. سوریه در این سناریو میتواند بیش از آنکه یک بازیگر مستقل باشد، به یک فضای عملیاتی برای اعمال فشار بر بغداد تبدیل شود؛ بهویژه اگر بازیگران خارجی امکانات مالی، لجستیکی و اطلاعاتی مورد نیاز را تأمین کنند. عراق در نقطهای حساس
تحولات مرزی در زمانی رخ میدهد که عراق خود با مجموعهای از پروندههای پیچیده داخلی مواجه است. مسئله امنیت، ساماندهی سلاح، مقابله با فساد، وضعیت اقتصادی و چگونگی تنظیم روابط بغداد با بازیگران منطقهای و بینالمللی، همگی در تعیین مسیر آینده این کشور نقش دارند.
در چنین شرایطی، هرگونه فشار خارجی میتواند شکافهای داخلی را تشدید کند. تجربه سالهای گذشته در منطقه نشان داده است که دولتهای ضعیف و دچار اختلافات داخلی، بیش از سایر کشورها در معرض تبدیل شدن به میدان رقابت قدرتهای خارجی قرار میگیرند.
از این منظر، تهدیدات مرزی حتی اگر از نظر نظامی محدود باشند، میتوانند از نظر سیاسی و امنیتی اثرگذاری بیشتری داشته باشند. ایجاد احساس ناامنی، افزایش وابستگی امنیتی به بازیگران …











