
صفحه سیاست-
محمدمهدی مظاهری، استاد دانشگاه، در یادداشتی تحلیلی با بررسی تحولات اخیر غرب آسیا معتقد است پیوند امنیتی میان تنگه هرمز و بابالمندب، معادلات سنتی بازدارندگی را تغییر داده و در کنار افزایش قدرت چانهزنی ایران، چالشهای تازهای را نیز پیش روی سیاست خارجی کشور قرار داده است. هرمز و بابالمندب؛ دو گلوگاه راهبردی در یک معادله امنیتی
به باور این تحلیلگر، جنگهای اخیر موجب شده است که دو شاهراه حیاتی تجارت جهانی، یعنی تنگه هرمز و بابالمندب، دیگر به صورت مستقل قابل بررسی نباشند. تحولات خلیج فارس، دریای سرخ و هشدارهای مقامات اروپایی درباره آزادی کشتیرانی، نشان میدهد امنیت این دو آبراه به یکدیگر گره خورده است.
به اعتقاد مظاهری، این وضعیت موجب شکلگیری یک «زنجیره بازدارندگی» شده که هرگونه بحران در یکی از این گذرگاهها میتواند بر کل شبکه انتقال انرژی و تجارت جهانی اثر بگذارد؛ مسئلهای که هزینه تصمیمات نظامی علیه ایران را افزایش داده است. افزایش هزینه گزینه نظامی علیه ایران
در این یادداشت تأکید شده است که پیوند ژئوپلیتیکی هرمز و بابالمندب، محاسبات سنتی قدرتهای فرامنطقهای را تغییر داده است. اگر در گذشته تصور میشد امکان اجرای عملیات نظامی محدود علیه ایران بدون تبعات گسترده وجود دارد، اکنون هرگونه تشدید تنش میتواند به بحرانی فراگیر در بازار انرژی و تجارت جهانی تبدیل شود.
به باور نویسنده، همین مسئله موجب شده است گزینه نظامی برای آمریکا و متحدانش نسبت به گذشته پرهزینهتر و غیرقابل پیشبینیتر شود و نقش بازدارندگی ایران تقویت شود. تهدیدی که میتواند ارزش ژئوپلیتیکی تنگه هرمز را کاهش دهد
در کنار مزایای بازدارندگی، این تحلیل به یکی از مهمترین مخاطرات نیز اشاره میکند؛ افزایش انگیزه کشورهای تولیدکننده و مصرفکننده انرژی برای توسعه مسیرهای جایگزین انتقال نفت و کالا.
به اعتقاد مظاهری، هرچه ناامنی در تنگه هرمز و بابالمندب طولانیتر شود، سرمایهگذاری روی خطوط لوله، کریدورهای زمینی و مسیرهای جدید حملونقل شتاب بیشتری خواهد گرفت.
توسعه خطوط انتقال نفت به دریای سرخ، احیای مسیرهای صادراتی عراق، گسترش کریدور هند–خاورمیانه–اروپا (IMEC) و تقویت شبکههای ریلی و جادهای …





