
صفحه سیاست-
نگاهداری با اشاره به تجربه تاریخی ایران، بر این نکته تأکید کرده است که آنچه در نهایت در حافظه تاریخ باقی میماند، نه نام افراد و جریانهای سیاسی، بلکه نتیجه تصمیمهایی است که در مقاطع حساس برای کشور گرفته میشود. از این منظر، اختلافات جناحی و رقابتهای سیاسی زمانی به مسئله تبدیل میشوند که جای منافع ملی و اولویتهای راهبردی کشور را بگیرند. مسئله اصلی؛ جنگی برای فرسوده کردن ایران
یکی از محورهای مهم این اظهارات، اشاره به تلاش دشمن برای قرار دادن ایران در یک وضعیت دائمیِ «نه جنگ و نه صلح» است؛ وضعیتی که در آن کشور نه با یک جنگ تمامعیار مواجه است و نه فرصت کافی برای بازسازی، توسعه و تمرکز بر مسائل داخلی دارد.
چنین شرایطی میتواند به مرور منابع اقتصادی، ظرفیت حکمرانی و توان اجتماعی کشور را تحلیل ببرد. از همین منظر، نگاهداری معتقد است شکستن این چرخه فرسایشی، نیازمند تقویت انسجام داخلی، تصمیمگیری حسابشده و فعال کردن ظرفیتهای ملی است.
در واقع، در این نگاه، تهدید صرفاً در میدان نظامی تعریف نمیشود. فرسایش داخلی نیز میتواند به یک مسئله امنیت ملی تبدیل شود. کشوری که بخش قابلتوجهی از انرژی خود را صرف اختلافات درونی و منازعات سیاسی کند، در برابر فشار خارجی آسیبپذیرتر خواهد شد. «اقتصاد توجه» و تغییر اولویتهای افکار عمومی
بخش دیگری از سخنان نگاهداری به مسئلهای بازمیگردد که در فضای رسانهای امروز اهمیت زیادی پیدا کرده است: «اقتصاد توجه».
در این چارچوب، الزاماً مهمترین مسئله، همان موضوعی نیست که بیشترین بازدید، بازنشر یا هیاهوی رسانهای را ایجاد میکند. ممکن است یک حاشیه سیاسی یا اجتماعی به دلیل تکرار گسترده در شبکههای اجتماعی، بسیار بزرگتر از وزن واقعی خود در جامعه به نظر برسد.
نگاهداری هشدار داده است که بزرگنمایی مسائل فرعی میتواند موجب جابهجایی اولویتهای افکار عمومی شود؛ یعنی موضوعات اصلی کشور در حاشیه قرار بگیرند و انرژی جامعه صرف منازعاتی شود که الزاماً مسئله اصلی ایران نیستند.
البته این رویکرد به معنای نادیده گرفتن مطالبات اجتماعی یا نقدهای سیاسی نیست. مسئله مهمتر، تفکیک میان نقد واقعی و تصویری است که از واقعیت در فضای رسانهای ساخته میشود. جنگ شناختی؛ وقتی روایت از درون جامعه بازتولید …












