قیمت طلا امروز




 سایت صفحه سیاست / ۱۴۰۵/۰۵/۲۱

رونق سینما یا گران‌شدن تماشای فیلم؟

گیشه سینمای آمریکا در سال ۲۰۲۶ در حالی به یکی از بهترین عملکردهای خود پس از همه‌گیری کرونا نزدیک می‌شود که تعداد تماشاگران همچنان فاصله قابل توجهی با سال‌های پیش از کرونا دارد.
 رونق سینما یا گران‌شدن تماشای فیلم؟

صفحه سیاست-

گیشه سینمای آمریکا در سال ۲۰۲۶ عملکردی امیدوارکننده داشته و درآمد حاصل از فروش بلیت در مسیر ثبت بهترین سال پس از همه‌گیری کرونا قرار گرفته است؛ با این حال، آمار تعداد تماشاگران نشان می‌دهد که رونق اقتصادی سالن‌های سینما هنوز به معنای بازگشت گسترده مخاطبان نیست.

بر اساس داده‌های مؤسسه تحلیل رسانه‌ای «Rentrak»، فروش داخلی سینماهای آمریکا تا تاریخ دوم آگوست به ۶.۲ میلیارد دلار رسیده که ۱۵ درصد بیشتر از مدت مشابه سال گذشته است. با این حال، این رقم هنوز از مرز ۷ میلیارد دلار فروش در همین مقطع از سال ۲۰۱۹ پایین‌تر است.

اما نکته قابل توجه اینجاست که تعداد بلیت‌های فروخته‌شده سینماهای آمریکا در ۳۰ هفته نخست سال ۲۰۲۶ حدود ۴۷۰.۹ میلیون بلیت بوده است، در حالی که این رقم در مدت مشابه سال ۲۰۱۹ به ۷۴۷.۳ میلیون بلیت رسیده بود.

افزایش درآمد سینما بیش از آنکه ناشی از بازگشت کامل مخاطبان باشد، به افزایش قیمت بلیت، فروش بیشتر در سالن‌های ممتاز و موفقیت چند فیلم پرفروش وابسته است.

وید هولدن، تحلیلگر موسسه تحلیل بازار «S&P Global Market Intelligence» می‌گوید رشد درآمد سالن‌ داران در سال‌های اخیر عمدتا از افزایش متوسط قیمت بلیت و همچنین افزایش قیمت خوراکی‌ها و نوشیدنی‌های سینما ناشی شده است.

داده‌های‌های دیگر شرکت‌ها نیز تصویری مشابه ارائه می‌دهد. بر اساس این داده‌ها، میزان حضور مخاطبان در سینماهای آمریکا تا ماه جولای نسبت به سال ۲۰۲۵ حدود ۸.۱ درصد افزایش یافته، اما همچنان ۲۷ درصد کمتر از سطح سال ۲۰۱۹ است.

رونق گیشه با فیلم‌های متنوع‌

با وجود این شکاف، سال ۲۰۲۶ از نظر تنوع فیلم‌های موفق برای سینما سال قابل توجهی بوده است. علاوه بر دنباله‌ها و آثار متعلق به سری فیلم‌های مشهور، شماری از فیلم‌های مستقل از مجموعه‌های شناخته‌شده نیز توانسته‌اند عملکرد خوبی در گیشه داشته باشند.

موفقیت آثاری مانند «شیفتگی» و «پروژه هیل مری» نشان می‌دهد که مخاطبان فقط به فیلم‌های ابرقهرمانی یا دنباله‌های سری فیلم‌های قدیمی علاقه ندارند و در صورت عرضه مجموعه‌ای متنوع از آثار همچنان می‌توان آنها را به سالن سینما کشاند.

شاون رابینز، مدیر تحلیل فیلم در شرکت فروش بلیت فندنگو، معتقد است موفقیت گیشه امسال نتیجه تقویم متنوع اکران است و در آن مجموعه‌ای از فیلم‌های مختلف را در اختیار طیف گسترده‌ای از مخاطبان قرار داده است.

این وضعیت با سال‌های اخیر تفاوت دارد، دوره‌ای که بخش بزرگی از گیشه آمریکا در اختیار دنباله‌ها و سری فیلم‌های بزرگی مانند آثار مارول و «جنگ ستارگان» بود.

تماشای فیلم به یک «رویداد» تبدیل شده است

با این حال، یکی از مهم‌ترین تغییرات در رفتار مخاطبان این است که بسیاری از تماشاگران دیگر برای دیدن هر فیلمی به سینما نمی‌روند. تجربه تماشای فیلم در سالن بیش از گذشته به یک «رویداد» تبدیل شده است، تجربه‌ای که مخاطب احساس می‌کند در خانه نمی‌تواند مشابه آن را داشته باشد.

همه‌گیری کرونا این روند را سرعت بخشید. در سال‌هایی که سالن‌های سینما تعطیل یا محدود بودند، سرویس‌های پخش آنلاین گزینه‌های بیشتری برای تماشای فیلم در خانه در اختیار مخاطبان قرار دادند و بخشی از عادت‌های سینمایی آنها تغییر کرد.

اکنون بسیاری از مخاطبان ترجیح می‌دهند برای فیلم‌های بزرگ، پرهزینه و تماشایی به سینما بروند و برای دیگر آثار منتظر بمانند تا امکان تماشای آنها در خانه فراهم شود.

سینماها نیز در واکنش به این تغییر، سرمایه‌گذاری بیشتری روی سالن‌های بزرگ و فرمت‌های ممتاز مانند سینماها با فناوری «IMAX» کرده‌اند و تلاش می‌کنند تجربه‌ای ارائه دهند که تلویزیون یا سرویس‌های نمایش خانگی نتوانند به آسانی جایگزین آن شوند.

تماشاگر کمتر، درآمد بیشتر

موفقیت سالن‌های ممتاز نشان می‌دهد که صنعت سینما تا حدی توانسته کاهش تعداد مخاطبان را با افزایش درآمد حاصل از هر تماشاگر جبران کند.

بر اساس داده‌های جدید، متوسط قیمت بلیت بزرگسالان در آمریکا تا ۳۰ جولای امسال به ۱۳.۴۶ دلار رسیده است و در سینمای «IMAX»، میانگین قیمت بلیت به ۱۸.۲۲ دلار افزایش یافته است.

فیلم‌های بزرگ تابستانی نیز به این روند کمک کرده‌اند. اکران «مرد عنکبوتی: روزی کاملا جدید» و فیلم حماسی «اودیسه» به کارگردانی کریستوفر نولان، فروش قابل توجهی برای سالن‌های سینما به همراه داشته است. نمایش «اودیسه» در برخی سالن‌های «IMAX» با استقبال بالایی روبه‌رو شده و بلیت برخی نمایش‌ها به سرعت به فروش رسیده است.

در همین حال، شرکت«ACM»T بزرگ‌ترین زنجیره سینمایی جهان، اعلام کرده است که تقاضای بالا برای سالن‌های ممتاز به ثبت بالاترین درآمد این شرکت در یک آخر هفته طی ۱۰۶ سال فعالیتش کمک کرده است. بیش از ۱۰.۲ میلیون نفر در سینماهای زنجیره‌ای «AMC» و «Odeon» در آن آخر هفته فیلم تماشا کردند؛ رقمی که از نظر این شرکت بالاترین میزان در یک آخر هفته طی یک دهه اخیر بوده است.

افزایش قیمت‌ها در شرایط تورمی ممکن است بخشی از مخاطبان را از سینما دور کند، در حالی که سالن‌ها برای جبران کاهش تعداد مخاطبان، به فیلم‌های پرفروش‌تر و نمایش‌های گران‌تر وابسته‌تر می‌شوند.

در همین حال، بخش قابل توجهی از درآمد گیشه آمریکا در اختیار چند استودیوی بزرگ قرار گرفته است. بر اساس تحلیل داده‌های شرکت «Rentrak»، پنج شرکت یونیورسال، دیزنی، سونی، برادران وارنر و پارامونت پیکچرز در سال جاری میلادی حدود ۶۸ درصد از درآمد گیشه داخلی آمریکا را در اختیار داشته‌اند.

موفقیت فیلم‌هایی مانند «اودیسه» و «سوپر ماریو گلکسی» نیز به افزایش سهم یونیورسال کمک کرده است؛ سهم این شرکت از بازار داخلی به حدود ۲۴ درصد رسیده است.

 

بازگشت سینما یا تغییر مدل سینما؟

آنچه آمار سال ۲۰۲۶ نشان می‌دهد، به معنای بازگشت سینما به شرایط پیش از همه‌گیری نیست؛ بلکه شاید صنعت سینما در حال پیدا کردن مدل تازه‌ای برای ادامه حیات باشد.

تماشاگران هنوز برای فیلم‌های بزرگ حاضرند از خانه خارج شوند، بلیت گران‌تر بخرند و برای تجربه سالن‌های ممتاز هزینه بیشتری بپردازند. اما تعداد دفعات مراجعه آنها به سینما نسبت به سال‌های پیش از کرونا کاهش یافته است.

به همین دلیل، رونق گیشه لزوما به معنای بازگشت عادت قدیمی سینما رفتن نیست. صنعت سینما ممکن است به مدلی وارد شده باشد که در آن تعداد کمتری از مخاطبان، دفعات کمتری به سالن می‌روند اما برای فیلم‌ها و تجربه‌های سینمایی خاص، هزینه بیشتری پرداخت می‌کنند.

بنابراین، پرسش اصلی این است که آیا رشد درآمد بدون بازگشت تعداد مخاطبان می‌تواند آینده‌ای پایدار برای سالن‌های سینما بسازد یا خیر؟!



۹ دقیقه قبل / سایت برترینها

فرزند بازیگر مشهور سینمای ایران درگذشت

برترین‌ها: آرش پیشوائیان تنها پسر جلال پیشوائیان بازیگر  محبوب و دوست داشتنی تاریخ سینما و  خالق نقش‌های بدمن در فیلمهای ماندگاری چون قیصر؛ صبح روز چهارم؛ خاک؛ خداحافظ رفیق؛ سفیر؛ تیغ و ابریشم و صدها فیلم دیگر چهارشنبه ۱۴۰۵/۵/۲۸ در هامبورگ آلمان بر اثر سانحه تصادف درگذشت. این خبر را عباس ابهری (عکاس) در صفحه اینستاگرام خود منتشر کرده است.


۵ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد

جوان آنلاین: سریال «رویای نیمه‌شب» اقتباسی آزاد از رمان مطرح «رویای نیمه‌شب» نوشته مظفر سالاری و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است. این سریال به کارگردانی حسن آخوندپور، تهیه‌کنندگی سعید سعدی و نویسندگی سیدحسین امیرجهانی، داستان فتاح، جوانی سنی‌مذهب، و تلما، دختری شیعه را در شهر حله روایت می‌کند. دو دلداده‌ای که عشقشان در میان تعصبات مذهبی، مخالفت خانواده‌ها و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه حاکمان شهر گرفتار می‌شود، اما برای رسیدن به یکدیگر از هیچ تلاشی دست نمی‌کشند. 

کاظم هژیرآزاد، بازیگر نقش ابوراعد در سریال «رویای نیمه‌شب»، حضور بازیگران سوری در این سریال را فرصتی برای تقویت پیوند فرهنگی میان ایران و سوریه دانسته و می‌گوید: این همکاری می‌تواند فراتر از مناسبات سیاسی، پیام دوستی و همبستگی ملت‌هایی را منتقل کند که در برابر ظلم و ستم ایستادگی کرده‌اند. او همچنین با اشاره به مسئله فلسطین و جبهه مقاومت تأکید کرد که این اتحاد می‌تواند در عرصه فرهنگ نیز خود را نشان دهد. وی همچنین با اشاره به تجربه حضور خود در آثار تاریخی همچون «مختارنامه»، «امام‌علی (ع)» و «ولایت عشق»، می‌گوید که بازی در یک اثر تاریخی برای او تفاوتی با دیگر گونه‌های نمایشی ندارد و مهم‌ترین وظیفه بازیگر، نزدیک شدن به تصویری است که کارگردان از نقش در ذهن دارد. هژیرآزاد، ابوراعد را شخصیتی خشن، فرمانبردار و فاقد پیچیدگی‌های درونی توصیف می‌کند که مأموریتش اجرای دستورات مافوق است. «جوان» در گفت‌و‌گو با این بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشورمان به پیچیدگی‌های بازی در این اثر، چگونگی تولید آثار اقتباسی و همچنین تفاوت‌های بازی در آثار تاریخی و غیرتاریخی می‌پردازد. 

وقتی پیشنهاد بازی در «رویای نیمه‌شب» و نقش ابوراعد به شما شد، چه چیزی در این شخصیت برایتان جذاب بود؟

من قصه را نخوانده بودم و فقط برای نقشی انتخاب شدم که آن را نمی‌شناختم. آقای آخوندپور برای کارگردانی این پروژه آمدند و من هم پیش از آن با ایشان کار نکرده بودم. البته کارهایشان را دیده بودم، اما تجربه همکاری با ایشان را نداشتم. در واقع، نقش ابوراعد در ابتدا هیچ جذابیتی برای من نداشت و من سعی کردم خودم را به این شخصیت نزدیک کنم، تا آنجا که می‌توانم. ابوراعد آدم خشنی است؛ آدمی جنگجو و بی‌رحم. زندانبان است و با جماعتی از آدم‌های بسیار خشن و بی‌رحم سروکار دارد. این افراد به گریه‌ها، التماس‌ها و درخواست‌های زندانیان پاسخ مثبت نمی‌دهند. اگر چنین نباشد، به هر حال مورد خشم بالادستی‌های خود قرار می‌گیرند. بنابراین سعی کردم خودم را به این نقش نزدیک کنم. 

ابوراعد در جهان داستان چه جایگاهی دارد؟ آیا شخصیت او در رمان اصلی وجود دارد؟

من خبر ندارم، چون رمان را نخوانده‌ام. حتی خود سناریو را هم از ابتدا تا انتها نخواندم و فقط نقش خودم را مطالعه کردم. با تخیلی که داشتم و با راهنمایی‌هایی که از دکور، لباس و کارگردان می‌گرفتم، تصور می‌کردم این آدم باید شخصیت خشنی باشد؛ کسی که زندانیان از او بترسند و شورش نکنند. این شغلی است که به هر حال به من داده‌اند و من باید آن را به بهترین شکل انجام بدهم. محل ارتزاق من همین شغل است. باید به بالادست و رئیس خود هر کسی که است، خدمت و از او اطاعت کنم و این زندان را نگهداری کنم، این کار من بود. 

«رویای نیمه‌شب» از یک رمان اقتباس شده است. از نگاه شما، اقتباس تلویزیونی چه چیزی به جهان یک رمان اضافه می‌کند و در مقابل، چه چیز‌هایی را ممکن است از آن بگیرد؟

به نظر من اقتباس، یک نگارش جدید است. آنچه نویسنده در تخیل خودش به روی صفحات کاغذ می‌آورد، حالا باید زندگی پیدا کند؛ باید به زندگی تبدیل شود. آدم‌ها باید بلند شوند، حرکت کنند، با هم حرف بزنند و ارتباط داشته باشند. بنابراین تفاوت بسیار مهمی میان نوشته و زنده‌کردن یا حیات بخشیدن به عناصر و انسان‌هایی وجود دارد که نویسنده به تصویر کشیده است. این اقتباس حتی می‌تواند از رمان قوی‌تر باشد. اگر کارگردانی خوبی باشد و بازیگران خوبی در اختیار داشته باشد و بتواند به این شخصیت‌ها زندگی ببخشد، اثر می‌تواند از رمان تصویری‌تر، دیدنی‌تر و جذاب‌تر باشد. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. به هر حال، سعی و تلاش کارگردان و دیگر عوامل این بوده که آن نوشته‌ها و تخیل نویسنده را به زندگی تبدیل کنند، آنها را زنده کنند و به حیات واقعی برسانند. قضاوتش با تماشاگر است؛ با کسی که اثر را می‌بیند، یا کسی که کتاب را خوانده و حالا باید زنده‌شدن شخصیت‌ها را ببیند. قضاوت نهایی با تماشاگر است. 

شما در چند پروژه تاریخی مهم بازی کرده‌اید، اما امروز، بعد از سال‌ها تجربه، آیا حضور در یک پروژه تاریخی برایتان با همان دشواری‌های سال‌های اول همراه است یا نوع نگاهتان کاملاً تغییر کرده است؟

من بازیگرم و برای من پروژه تاریخی و غیرتاریخی تفاوتی ندارد. وقتی برای بازی در کاری انتخاب می‌شوم، بیشتر به این فکر می‌کنم که آیا این کار می‌تواند زندگی من را بچرخاند یا نه. شغل من بازیگری است و کار دیگری غیر از بازی کردن ندارم. بنابراین همه نقش‌ها، همه ژانر‌های هنری و همه قصه‌ها و داستان‌ها برای من تفاوتی ندارند. فرقی نمی‌کند تاریخی باشد، غیرتاریخی، اجتماعی، کمدی یا تراژدی. من از نقطه‌نظر کارگردان و تهیه‌کننده انتخاب می‌شوم، چون سوابق من را در کار‌های قبلی دیده‌اند و روی من حسابی باز کرده‌اند که این نقش به درد این بازیگر می‌خورد؛ این چهره، این هیکل و این صدا برای این نقش مناسب است. در انتخاب شدنم، خودم نقشی ندارم. انتخاب می‌شوم و کار‌های قبلی من در واقع ملاک تعیین‌کننده برای انتخابم هستند، اما وقتی انتخاب شدم، دیگر باید سعی و تلاش خودم را بکنم تا به چیزی که کارگردان و تهیه‌کننده می‌خواهند برسم. 

بازیگر در یک اثر تاریخی گاهی مجبور است با محدودیت‌هایی مثل لحن، پوشش، گریم، میزانسن و ادبیات دوره تاریخی کنار بیاید. کدام‌یک از این محدودیت‌ها بیشتر روی بازی شما اثر می‌گذارد؟

همان‌طور که عرض کردم، من برای بازی در یک نقش انتخاب می‌شوم و سعی می‌کنم آن نقش را به بهترین نحو ارائه بدهم. اینکه لباس ممکن است باعث دست‌وپاگیری من باشد یا گریم به شکلی باشد که زیاد خوشم نیاید، طبیعی است. ممکن است کفشی که به پا دارم آزارم بدهد، یا لباس آنقدر ضخیم باشد که عرق کنم. گاهی لباس از نظر جنس پارچه یا نوع دوخت به شکلی است که پوست را آزار می‌دهد و وقتی آن را درمی‌آورم، کاملاً خیس عرق است. در کار‌های تاریخی، لباس و نوع انتخاب پارچه یا ابزار و به اصطلاح زره جنگی، گاهی از الیاف سخت و خشن ساخته شده است. گاهی در زمستان آنقدر سرد بوده که ما خودمان را با چیز دیگری می‌پوشاندیم تا این سرما که وارد لباس می‌شد و بدن را آزار می‌داد، کمتر اذیت‌مان کند. در تابستان هم شرایط به شکل دیگری سخت می‌شد. مثلاً در زندان، فضای زندان باید به‌گونه‌ای باشد که راحت نباشد؛ زندانی باید تحت شکنجه باشد. بنابراین مجبورند فضا را دودآلود کنند. اسفند دود می‌کنند یا شمع‌هایی را برای ایجاد نور ضعیف در زندان قرار می‌دهند. این شمع‌ها وقتی روشن می‌شوند، دود ایجاد می‌کنند. وقتی کارمان تمام می‌شود و بیرون می‌آییم، بینی‌مان گرفته است. وقتی بینی‌مان را می‌شوییم، سیاهی از بینی بیرون می‌آید. حتی در حلقمان هم در واقع حالت دود ایجاد شده است. اینها مشکلات کار است؛ مشکلات کار تاریخی. زندان را حتماً باید به گونه‌ای بسازند که برای زندانی راحت نباشد و تحت شکنجه باشد. زندانبان هم در واقع از همان شرایط برخوردار است، چون به هر حال زندانبان هم نوعی زندانی است؛ باید در زندان باشد و مراقب زندانیان باشد. بنابراین همان هوایی را استنشاق می‌کند که زندانی استنشاق می‌کند. به همین دلیل کار در پروژه‌های تاریخی سخت‌تر می‌شود و به تناسب سختی، کار پرهزینه‌تر هم می‌شود و از نظر زمانی ممکن است طولانی‌تر از یک کار اجتماعی روزمره باشد. اینکه محدودیت برای ما ایجاد کند، بستگی به خصوصیات آن نقش دارد. مثلاً من تا به حال برای جلوی دوربین قرار گرفتن، مو‌های سرم را نتراشیده بودم. اینجا پیشنهاد شد که اگر موی من تراشیده باشد، شخصیت خشن‌تر می‌شود. حالا که قرار است فرمانده زندانیان و فرمانده یک قسمت باشم، باید شباهتی به بقیه فرمانده‌ها داشته باشم؛ کسانی که موهایشان را می‌تراشند. با وجود میل خودم، چون موهایم سفید بود، مو‌های من را تراشیدند و کچلم کردند. خود این یکی از دلخوری‌های من بود که چرا باید کچل باشم! می‌توانم یک فرمانده مودار باشم، اما به هر حال این سلیقه کارگردان بود که من باید سرم کچل و موهایم تراشیده شود و من هم زیر بار رفتم. چاره‌ای نداشتم. نقش باید زیبا و باورکردنی می‌شد. مثل بقیه که سرشان را تراشیده بودند، سر من را هم تراشیدند. حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم با آن گریم و سر تراشیده، خیلی خشن‌تر شده‌ام. امیدوارم مورد پسند مردم هم قرار بگیرد. 

در «مختارنامه»، «امام علی (ع)» و «ولایت عشق» با جهان‌های تاریخی متفاوتی روبه‌رو بودید. آیا تجربه آن پروژه‌ها هنگام بازی در «رویای نیمه‌شب» به کمک‌تان آمد یا سعی کردید تجربه‌های قبلی را کاملاً کنار بگذارید؟

هر قصه‌ای سعی می‌کند متکی به عناصر خودش باشد. نه نویسنده و نه کارگردان نمی‌خواهد از کار دیگری تقلید کند. بازیگر هم به طریق اولی سعی می‌کند متفاوت‌تر از بازی‌های گذشته باشد. البته بعضی وقت‌ها می‌شود و بعضی وقت‌ها نمی‌شود. اینکه یک بازیگر برای یک کار تاریخی انتخاب می‌شود، قطعاً کارگردان، نویسنده یا تهیه‌کننده به چهره، اندام، صدا و کار‌هایی که قبلاً انجام داده توجه می‌کند. مثلاً کسی که در «ولایت عشق» بازی کرده، امام‌حسن یا امام‌رضا (ع) را بازی کرده، یک چهره از خودش ارائه داده که کارگردان می‌گوید این چهره به درد این کار می‌خورد. حالا نقش ممکن است منفی یا مثبت باشد و ما هم مجبوریم بپذیریم، چون آمده‌ایم که کار کنیم و شغل‌مان همین است. نمی‌توانیم چانه بزنیم که قیافه ما اینطور باشد بهتر است. سرمان را می‌تراشند، سیبیل برایمان می‌گذارند؛ اگر سیبیل داشته باشیم، سیبیلمان را می‌تراشند، ریش برایمان می‌گذارند و اگر ریش داشته باشیم، ریشمان را می‌تراشند. این خاصیت زندگی هنری است. اولاً باید شبیه همدیگر نباشیم و متفاوت باشیم. همه دوست دارند، هم بازیگر و هم کارگردان و تهیه‌کننده که این نقش نسبت به گذشته متفاوت‌تر باشد. ما هم سعی می‌کنیم متفاوت باشیم. حالا اینکه چقدر موفق شویم، بستگی به شرایط و موقعیتی دارد که نویسنده پیشنهاد می‌کند. زندگی هزار رنگ و هزار جور بازی دارد. قطعاً این هزار جور بازی می‌تواند در هر داستانی تکرار شود، ولی بازیگر باید تلاش کند که تکراری بازی نکند؛ هم لباسش، هم گریمش باشد، هم لحنش و هم اعمال و رفتارش متفاوت باشد. بازیگر سعی خودش را می‌کند. اینکه چقدر به آن میزانی که تلاش کرده، می‌رسد و موفق می‌شود، بستگی به استعداد، توانایی و قضاوت تماشاگر دارد. 

فکر می‌کنید بازیگر امروز نسبت به چند دهه قبل، برای ایفای یک نقش تاریخی با چه چالش تازه‌ای مواجه است؟

بازیگر امروز و دیروز و فردا ندارد. بازیگر، بازیگر است؛ چه دیروز، چه امروز و چه فردا. وقتی یک نقش به او ارائه و پیشنهاد می‌شود، باید سعی و تلاش خودش را بکند تا به آن نقش برسد. فرقی نمی‌کند نقش مربوط به گذشته باشد، حال باشد یا آینده. قطعاً باید میل، رغبت و ذوق و سلیقه کارگردان و تولیدکننده را در اجرای نقش در نظر بگیرد و در نهایت تماشاگر هم باید با دیدن آن قانع شود که این نقش به این بازیگر می‌خورد و انتخاب درستی بوده است. اگر انتخاب نادرست باشد، کمکی نمی‌کند که بازیگر به نقش برسد. بازیگر ضعیف به نقش می‌رسد و این موضوع در زمان تماشا برای همه مشخص می‌شود. چشم باز می‌شود و می‌بینیم بازیگر ادای این کار را درمی‌آورد، اما به قیافه‌اش نمی‌خورد که اصلاً چنین شخصیتی باشد. این ممکن است پیش بیاید و در واقع می‌تواند اشتباه کارگردانی باشد؛ اینکه در انتخاب، شخصی را انتخاب کرده‌اند که ناتوان است یا چهره‌اش به نقش نمی‌خورد، اما تا به حال در مورد من صادق نبوده و نقش‌هایی که بازی کرده‌ام، تاریخی بوده و کارگردان از من راضی بوده است؛ ان‌شاءالله. 

در «رویای نیمه‌شب» با جامعه‌ای مواجهیم که اختلافات مذهبی و اجتماعی روی زندگی آدم‌ها اثر می‌گذارد. از نگاه شما، جذابیت اصلی این داستان در بخش تاریخی آن است یا در روابط انسانی‌ای که در دل آن تاریخ شکل می‌گیرد؟

«رویای نیمه‌شب» قصه شیرینی است؛ مخلوطی از تضاد‌های مختلف بین زن و مرد، ثروت و فقر، حسادت و گذشت و فداکاری. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که مثل همه داستان‌های دیگر این خاصیت را دارد که انسان‌ها را به چالش می‌کشد و آنها گاهی به مقاصدشان می‌رسند و گاهی نمی‌رسند و شکست می‌خورند. این سرنوشت انسان است. حالا این قصه به این شکل درآمده، به این شکل نوشته شده و به این شکل به تصویر کشیده شده، اما از قاعده اصلی مستثنی نیست؛ قاعده اصلی، یعنی تضاد بین خیر و شر، تضاد بین آدم‌های خوب و آدم‌های بد و کار‌های خوب و کار‌های بد. این تضاد همیشه باعث قصه و داستان و روایت می‌شود و شنیدن آنها برای تماشاگر جذاب است. این سریال هم از این قاعده مستثنی نیست. به‌خصوص اینکه یک یا دو بازیگر سوری هم به آن اضافه شده‌اند که می‌تواند از جنبه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی هم اعتبار بیشتری به کار بدهد؛ به این معنا که تماشاگران سوری هم از این سریال استقبال کنند. اگر این اثر ترجمه و به زبان عربی ارائه شود، دوستان ما در سوریه هم می‌توانند آن را ببینند؛ چه دوستان سیاسی و چه اجتماعی ما در سوریه، چه شیعه و چه سنی. ما با این کار و انتخابمان، یک نوع کوشش کرده‌ایم که دوستی خودمان را اعلام کنیم؛ اینکه ما با سوریه یک نوع اتحاد و دوستی داریم که می‌تواند در عالم فرهنگ هم خودش را نشان بدهد، نه فقط در عالم سیاست. در عالم فرهنگ هم می‌توانیم این دوستی را داشته باشیم. با ملت سوریه که ملت مظلومی است. واقعاً به سوریه و فلسطین ظلم و ستم شد و متأسفانه دنیای خشن سوریه را به این روز انداخت. من خوشحالم که دو بازیگر سوری در این نمایش حضور دارند و این نمایش به نوبه خودش توانسته به تهیه‌کنندگی آقای سعدی، یک جور دوستی خودش را به جهانیان ابلاغ کند؛ اینکه ما می‌توانیم متحد باشیم و متحد هستیم. ما در جبهه مقاومت، در مقاومت با ظلم و ستم امریکا و اسرائیل، می‌توانیم کنار هم باشیم؛ هم فرهنگی، هم سیاسی و هم نظام. از این بابت، به نظر من این موضوع حائز اهمیت است. ما متحد همه کسانی هستیم که دارند در مقابل امریکا و اسرائیل مقاومت می‌کنند. 

اگر بخواهید یک ویژگی از ابوراعد را انتخاب کنید که به نظرتان مخاطب ممکن است در تحلیل‌های اولیه‌اش از شخصیت متوجه آن نشود، آن ویژگی چیست؟

ابوراعد شخصیت پیچیده‌ای ندارد که تماشاگر متوجه آن نشود. اعمالی که انجام می‌دهد و همه دستوراتی که از بالادستش می‌گیرد، اجرا می‌کند و این اعمال و رفتار هم پیچیدگی خاصی ندارند. به نظر من، او مثل همه آدم‌هایی است که از بالا دستور می‌گیرند و عمل می‌کنند. شخصیت خیلی پیچیده‌ای ندارد؛ خیلی ساده و عادی و عامی است. ما پیچیدگی‌های درونی او را نمی‌بینیم. بیشتر یک آدم بیرونی است تا درونی؛ دستوری را می‌پذیرد و آن را انجام می‌دهد و براساس همین کار زندگی‌اش را می‌گذراند. نمونه این آدم می‌تواند حتی یک آدم کت‌وشلواری هم باشد. در جامعه ما آدم‌هایی وجود دارند که از خودشان مایه، اندیشه یا نقشه‌ای ندارند که بتوانند زندگی خودشان را تغییر بدهند. فقط از بالا دستور می‌گیرند و عین همان دستور را انجام می‌دهند. هرچقدر در انجام وظایفشان موفق‌تر باشند، خودشان را به آن شخصی که دستور داده نزدیک‌تر می‌کنند؛ حالا فرمانده باشد، پادشاه باشد، وزیر باشد یا هر کس دیگری. آدم‌های سر به راه و حرف‌گوش‌کن، برای رسیدن به مقصود و هدفی که به آنها داده شده، به نحو احسن سعی می‌کنند کارشان را انجام دهند. برای همین هم این آدم از یک مقام خیلی پایین‌تر، یعنی زندانبان یا شکنجه‌گر، به این نتیجه می‌رسد که به او ارتقای مقام بدهند و فرمانده یک قسمت کنند. این به خاطر گوش‌به‌فرمان بودن و توانایی اوست که یک مسئولیت بزرگ‌تر و پیچیده‌تر را به او محول می‌کنند. ابوراعد اینگونه است. فقط دستور اجرا می‌کند. تفکر و اندیشه ندارد. تفکر و اندیشه در کسانی است که در چالش با زندگی زمین می‌خورند، بلند می‌شوند، یاد می‌گیرند و راه بهتری را انتخاب می‌کنند. این ویژگی در شخصیت‌های دیگر و شخصیت‌های مثبت وجود دارد، اما در شخصیت ابوراعد من پیچیدگی خاصی نمی‌بینم. او فقط می‌خواهد زنده باشد، مثل دیگران زندگی خوب داشته باشد و برای خوب زندگی کردن، بهترین حرف‌گوش‌کن و بهترین دستورانجام‌دهنده باشد. در گرفتن دستورات و انجام آنها تلاش خودش را می‌کند و کم نمی‌آورد؛ در هر صورت، فکر می‌کنم پیچیدگی آن‌چنانی ندارد.




 صعود بورس به صنایع بزرگ رسید | صدرنشینی دارویی‌ها در بورس
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

صعود بورس به صنایع بزرگ رسید | صدرنشینی دارویی‌ها در بورس

اقتصادنیوز:گروه دارویی بازار سهام با بازدهی ۱۳.۱ درصدی در هفته چهارم مرداد، بالاتر از تمام گروه‌های فعال بازار ایستاد.

 طرح مقابله با نفوذ می‌تواند به ضد خود بدل شود
۸ ساعت قبل / سایت هم میهن

طرح مقابله با نفوذ می‌تواند به ضد خود بدل شود

یک وکیل دادگستری با واکاوی ماده به ماده طرح «مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولتها یا نهادهای بیگانه در کشور» که روز یکشنبه کلیات آن در مجلس به تصویب رسید و در محافل رسانه‌ای بسیار پربحث شد، به برخی نکات مربوط به این طرح و ایرادات وارد بر آن اشاره کرد.

 «نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز
۱ ساعت قبل / سایت فراز

«نبرد هرمز» روز چهلم | نیویورک‌تایمز: هزینه سنگین آمریکا برای عبور محدود نفت از تنگه هرمز

جنگ سوم و تجاوز نظامی اخیر آمریکا به ایران وارد روز سی و نهم شد. در حالی که از روز آتش بس نقض شده میان دو کشور ۱۳۴ روز می‌گذرد، ترامپ مدعی شده هیچ مذاکره‌ای...

 بدترین ال‌نینوی قرن در راه است
۷ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بدترین ال‌نینوی قرن در راه است

سرویس هواشناسی ملی بریتانیا روز جمعه ۳۰ مرداد پیش‌بینی کرد که الگوی آب‌وهوایی ال‌نینو در سال جاری بدترین مورد در بیش از یک قرن اخیر خواهد بود و دمای سطح دریا را به سطحی «بی‌سابقه» خواهد رساند.

 قیمت سیمان عمده امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ + جدول
۲۷ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

قیمت سیمان عمده امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ + جدول

قیمت سیمان عمده امروز ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ مشخص شد.

 سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم
۴ ساعت قبل / سایت تابناک

سالاد تابستانی؛ خنکی در روزهای گرم

سالاد تابستانی نوعی سالاد سرد و مقوی است که از ترکیب ساقه کرفس با سیب، گردو، کشمش و... تهیه می‌شود.