
صفحه سیاست-
ماهها پس از کارزار نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، پیامدهای آن همچنان در حال ارزیابی است؛ جنگی که شاید بیش از آنکه قدرت آمریکا را تثبیت کند، محدودیتهای آن را آشکار کرده باشد و به نظر میرسد همان بازآرایی منطقهای را که قرار بود از آن جلوگیری شود، سرعت بخشیده است.
روزنامه تهران تایمز با ویجی پراشاد، مورخ و مدیر اجرایی مؤسسه تحقیقات اجتماعی تریکانتیننتال، درباره محاسبات راهبردی نادرست پشت کارزار آمریکا و اسرائیل، اعتبار ادعای هستهای که برای توجیه این جنگ مطرح شد، و معماری امنیتی نوظهوری که از تنگه هرمز تا توافق جدید مکه میان ترکیه، عربستان سعودی و پاکستان در غیاب واشنگتن در حال شکلگیری است، گفتوگو کرده است.
متن کامل این مصاحبه در ادامه میآید:
شما کارزار آمریکا و اسرائیل را یک محاسبه راهبردی بزرگ و اشتباه توصیف کردهاید. با نگاه به روند جنگ، عمیقترین نقص در تفکر راهبردی آنها چه بود و آنها اساساً چه چیزی را درباره ایران اشتباه فهمیدند؟
اگر آنها جنگ ایران و عراق در سالهای ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸ را مطالعه کرده بودند، یک نکته اساسی درباره ماهیت جامعه ایران را درک میکردند. جامعه ایران بر پایهای دیرینه از میهندوستی و عزتنفس استوار است؛ نوعی احساس عزت که اشغال استعماری هرگز نتوانسته آن را از بین ببرد. در بخشهای زیادی از آسیا و آفریقا، استعمار بهشدت به عزت ملی و اجتماعی آسیب زد. ایران به آن معنا هرگز بهطور کامل مستعمره نشد. اگرچه زمانی شرکتهای چندملیتی بر بخش نفت آن سلطه داشتند، ایران همچنان درک عمیقی از تاریخ خود دارد و مردم آن تا حد زیادی مصمم هستند این حس عزتمندانه نسبت به خود را حفظ کنند. به عبارت دیگر، تسلیم شدن برای ایران گزینه آسانی نیست.
در طول جنگ با عراق، بغداد از سلاحهای شیمیایی ــ گاز خردل و دیگر عوامل شیمیایی ــ علیه نیروهای ایرانی استفاده کرد، اما ایران باز هم تسلیم نشد. این در حالی بود که جمعیت عراق بسیار کمتر بود و این کشور از حمایت غرب و کشورهای عرب حوزه خلیج فارس ــ در واقع تقریباً از سوی همه طرفها علیه ایران ــ برخوردار بود. باید به خاطر داشت که در سال ۱۹۸۰، جامعه ایران هنوز بهطور کامل شکل نگرفته بود: انقلاب بهتازگی رخ داده بود و جمهوری اسلامی تازه در حال تثبیت خود بود که حمله آغاز شد. واشنگتن …











