
صفحه سیاست-
تحول در پویاییهای امنیتی غرب آسیا طی «جنگ رمضان» بازتابدهنده یک چرخش پارادایمی از نظم امنیتی تکمحور تحت سلطه واشنگتن به سمت ساختار قدرت چندبعدی با محوریت جبهه مقاومت است. این گذار استراتژیک حاصل بنبست عملیاتی ماشین جنگی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی است که تحت تأثیر بحران بیسابقه پشتیبانی تسلیحاتی، تحلیل رفتن ذخایر موشکهای رهگیر پدافندی و فرسایش فرماندهی میدانی توان بازدارندگی سنتی خود را از دست دادهاند. در این اتمسفر متغیر موضعگیری اخیر رهبری ایران به عنوان دکترین هادی مقاومت، با تعیین پیششرطهای غیرقابلمذاکره نظیر صیانت از تمامیت ارضی لبنان، مانورهای دیپلماتیک یکجانبه غربی را با انسداد مواجه کرده است. معادلهای که در آن شریانهای حیاتی انتقال انرژی و پایگاههای نظامی حریف در عمق استراتژیک منطقه هدف قرار گرفتهاند.
یادداشت پیش روی با مبنا قرار دادن واقعیات ژئوپلیتیک و ظرفیتهای ناهمتراز جبهه مقاومت، درصدد واکاوی این مسئله است که چگونه ترکیب هوشمندانه ابزارهای موشکی، کنترل آبراههای بینالمللی و بازدارندگی فعال هندسه قدرت را بازنویسی کرده و بازیگران غربی را در یک فرآیند فرسایشی گریزناپذیر و پرهزینه گرفتار ساخته است. بازی با کارت باب المندب
اقدامات راهبردی و اخیر نیروهای انصارالله یمن در انسداد و کنترل آبراه بینالمللی بابالمندب، ژئوپلیتیک انرژی دریای سرخ را با دگرگونی بنیادین مواجه ساخته است. این نیروها با هدف قرار دادن شناورها و نفتکشهای عربستانی در پاسخ به محاصره یمن، عملا تنگه استراتژیک بابالمندب را به روی ناوبری ریاض مسدود کرده و با ایجاد معادله تقابل متقابل، امنیت زنجیره تأمین انرژی پادشاهی سعودی را به چالش کشیدهاند.
این راهبرد سبب شده تا ریاض ناگزیر به تغییر مسیر ناگهانی ابرنفتکشهای خود به سمت بندر سیدیکریر مصر در مدیترانه یا دور زدن قاره آفریقا شده است، تغییری که زمان سفرهای صادراتی را از ۱۶ الی ۱۹ روز به ۴۸ الی ۵۰ روز افزایش داده و هزینههای انتقال نفت را به شدت تشدید میکند.
فراتر از بستن فیزیکی معبر، تلاشهای انصارالله با همفکری مستشاری جبهه مقاومت جهت نهادسازی برای وضع عوارض ترانزیتی بر کشتیهای عبوری و همزمان اعطای معافیت …





