
صفحه سیاست-
همه چیز از عصر چهارشنبه گذشته هفتم مرداد ماه شروع شد. آن روز پسری جوان هرچه با پدرش تماس گرفت تا حالش را بپرسد، پاسخی نشنید. او که به شدت نگران پدرش شده بود، عصر پنجشنبه راهی خانه پدری اش در شرق تهران شد. پدرش سالها بود که با همسر سومش زندگی می کرد و او وقتی به خانه ویلایی و مجلل او رسید، نامادری ۴۷ ساله اش در را باز کرد و با خونسردی عجیب، مدعی شد که همسرش خواب است. گزارش مرگ
تعجب پسر جوان بیشتر شد و از نامادری اش خواست تا پدرش را از خواب بیدار کند. این زن قدم در خانه گذاشت و دقایقی بعد، صدای جیغ و فریادهای این زن، پسر جوان را که به شدت نگران وضعیت پدرش بود به خانه کشاند. او ناباورانه با پیکر بی جان پدرش در اتاق خواب مواجه شد. نامادری مدعی بود که شوهرش بعد از خوردن ناهار به اتاق خواب، رفته تا استراحت کند اما احتمالا در خواب دچار حمله قلبی شده است. در این شرایط ماجرای این حادثه مرگبار به پلیس و بازپرس جنایی مخابره شد. طولی نکشید که کارآگاهان جنایی و بازپرس در محل حادثه حاضر شدند اما آنچه تیم جنایی با آن روبرو شد، صحنهای بود که نشان میداد ماجرا فراتر از یک مرگ طبیعی در خواب است. تضاد در روایتها
مرد جان باخته، یکی از تاجران سرشناس پارچه بود که ثروت زیادی داشت. او مردی ۳ زنه بود که سالها می شد با همسر سوم و پسر ۱۵ ساله اش زندگی می کرد. در ادامه کارشناسان پزشکی قانونی و تیم جنایی پس از بررسیهای اولیه، متوجه تناقضهای بزرگی شدند. زن سوم مقتول در بازجوییهای اولیه ادعا کرده بود که همسرش ظهر پنجشنبه ناهار خورده و بلافاصله برای استراحت به خواب رفته است. اما پزشکی قانونی اعلام کرد که حدود ۲۴ ساعت از زمان مرگ مرد میانسال می گذرد.
علاوه بر این، آثار جراحت روی صورت، کبودیهای شدید روی دستها و پاها و رد بستن دهان مقتول، نشان از یک درگیری شدید و مقاومت در برابر مرگ داشت. همچنین آثار شکسته شدن شیشه پنجره سالن در صحنه جرم، گویای این بود که در لحظات پایانی زندگی تاجر پارچه، جدالی خونین میان او و عاملان مرگ در جریان بوده است. حل معما
مظنونان اصلی این پرونده همسر مقتول و پسر ۱۵ ساله مشترکشان بود. آنها بازداشت شدند اما اصرار بر بیگناهی داشتند. در نهایت با توجه به وجود شواهد و مدارکی که علیه شان بود، …






