
صفحه سیاست-
بررسی تاریخ عاشورا نشان میدهد که نبرد کربلا تنها رویارویی دو سپاه نبود، بلکه تقابل دو روایت از حقیقت نیز محسوب میشد. حکومت بنیامیه از همان ساعات نخست تلاش کرد با بهرهگیری از ابزارهای تبلیغاتی زمان خود، قیام امام حسین(ع) را اقدامی علیه حکومت مشروع معرفی کند و چهره ظلم را در پوشش حفظ امنیت و وحدت جامعه بازسازی کند.
این الگو، امروز نیز در ادبیات روابط بینالملل و مطالعات امنیتی با عنوان «جنگ شناختی» و «جنگ روایتها» شناخته میشود؛ نبردی که هدف آن نه تصرف سرزمین، بلکه تسلط بر ذهن مخاطبان و مدیریت ادراک افکار عمومی است.
در چنین جنگی، رسانه به اندازه میدان نظامی اهمیت پیدا میکند و روایت بر گلوله پیشی میگیرد. امپراتوری رسانهای و مهندسی افکار عمومی
اگر عاشورا در عصر ارتباطات رخ میداد، نخستین جبهه نبرد نه در صحرای کربلا، بلکه در استودیوهای خبری، شبکههای اجتماعی و اتاقهای عملیات روانی شکل میگرفت.
در چنین فضایی، رسانههای همسو با قدرت سیاسی میتوانستند با استفاده از تکنیکهایی مانند برچسبزنی، تقطیع سخنان، انتشار اخبار جهتدار، تولید تصاویر احساسی و برجستهسازی روایت رسمی، قیام امام حسین(ع) را شورشی علیه نظم عمومی معرفی کنند.
از سوی دیگر، روایت رسمی حکومت میتوانست با استفاده از ظرفیت شبکههای جهانی، فضای رسانهای را به گونهای مدیریت کند که مخاطبان، روایت حاکمیت را تنها روایت معتبر تلقی کنند؛ همان الگویی که امروز در بسیاری از بحرانهای منطقهای و بینالمللی مشاهده میشود. سانسور، حذف محتوا و روایت یکسویه
یکی از مهمترین ابزارهای جنگ شناختی، حذف روایت رقیب است.
در دنیای امروز، این حذف میتواند از طریق محدودسازی دسترسی به اطلاعات، حذف محتوا، مسدودسازی صفحات، کاهش ضریب دیدهشدن اخبار و ایجاد انحصار رسانهای صورت گیرد.
اگر واقعه عاشورا در عصر دیجیتال رخ میداد، احتمال آن وجود داشت که پیامهای روشنگرانه امام حسین(ع)، دعوتهای مکرر ایشان به اصلاح امت و حتی فریاد تاریخی «هل من ناصر ینصرنی» در میان انبوه اخبار و روایتهای جهتدار گم شود.
در کنار این سیاست، تخریب شخصیت، شایعهسازی و عملیات روانی علیه چهرههای شاخص جبهه حق نیز میتوانست …






