
صفحه سیاست-
بیستوهشتم مردادماه در تاریخ معاصر ایران یادآور یکی از تلخترین تجربههای سیاسی کشور است؛ روزی که دولت برخاسته از نهضت ملی شدن صنعت نفت با مجموعهای از اقدامات سازمانیافته داخلی و خارجی سرنگون شد و محمدرضا پهلوی بار دیگر قدرت را در دست گرفت.
نهضت ملی شدن صنعت نفت در شرایطی شکل گرفت که منافع گسترده شرکت نفت انگلیس و ایران، عملاً بخش مهمی از منابع نفتی کشور را تحت تأثیر نفوذ خارجی قرار داده بود. در این میان، همکاری نیروهای ملی و مذهبی و نقش چهرههایی همچون آیتالله کاشانی و دکتر محمد مصدق، زمینه تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در اسفند ۱۳۲۹ را فراهم کرد.
اما ملی شدن نفت تنها یک تصمیم اقتصادی نبود؛ این تصمیم منافع راهبردی قدرتهای خارجی را نیز به چالش کشید و در نهایت زمینهساز فشارهای سیاسی و طراحی عملیات برای تغییر دولت ایران شد. عملیات آژاکس چگونه علیه دولت مصدق شکل گرفت؟
با روی کار آمدن دولت آیزنهاور در آمریکا، واشنگتن از موضع میانجیگرانه فاصله گرفت و همکاری با انگلیس برای سرنگونی دولت مصدق وارد مرحله عملیاتی شد. طرحی که بعدها با عنوان «عملیات آژاکس» شناخته شد، مجموعهای از اقدامات سیاسی، تبلیغاتی، مالی و امنیتی را دربرمیگرفت.
هدف این عملیات تنها ایجاد آشوب در خیابانها نبود. تخریب چهره دولت و رهبران نهضت، اثرگذاری بر فضای رسانهای، ایجاد اختلاف میان گروههای سیاسی، استفاده از نیروهای سازمانیافته در خیابان و جلب همکاری بخشهایی از ساختار نظامی و انتظامی، از جمله مؤلفههایی بود که در روند کودتا مورد استفاده قرار گرفت.
به این ترتیب، کودتا محصول یک حرکت ناگهانی نبود؛ بلکه نتیجه انباشته شدن مجموعهای از فشارهای سیاسی و امنیتی و بهرهبرداری از شکافهای موجود در جامعه بود. شکاف میان نیروهای ملی و مذهبی؛ فرصتی برای کودتاچیان
یکی از مهمترین درسهای ۲۸ مرداد، نقش اختلافات داخلی در تضعیف یک نهضت سیاسی است. نهضت ملی شدن صنعت نفت در ابتدا توانسته بود نیروهای متنوع ملی و مذهبی را در کنار یکدیگر قرار دهد، اما با افزایش اختلافات میان رهبران و جریانهای مؤثر، آن انسجام اولیه تضعیف شد.
کودتاچیان نیز از همین شکافها بهره گرفتند. هنگامی که نیروهای سیاسی به جای تمرکز …



