
صفحه سیاست-
آمریکای لاتین در سالهای اخیر بار دیگر به یکی از میدانهای رقابت ژئوپلیتیکی قدرتهای بزرگ تبدیل شده است. واشنگتن که گسترش حضور چین و روسیه در این منطقه را تهدیدی علیه نفوذ سنتی خود میداند، تلاش کرده است با استفاده از ابزارهای اقتصادی، سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک، جایگاه خود را در کشورهای منطقه تثبیت کند.
در دوره دونالد ترامپ، این رویکرد با احیای گفتمان دکترین مونروئه ابعاد تازهای پیدا کرد؛ دکترینی که آمریکای لاتین را حوزه نفوذ انحصاری ایالات متحده تلقی میکند. فشار بر دولتهای مخالف واشنگتن، استفاده از تحریمها، برجستهسازی مسئله مواد مخدر و تقویت همکاریهای امنیتی، بخشی از ابزارهایی بوده که آمریکا برای مدیریت این حوزه به کار گرفته است.
اما در پس این رقابت ژئوپلیتیکی، مؤلفه دیگری نیز قابل مشاهده است: تلاش برای محدود کردن روندهای سیاسی و اجتماعی حامی فلسطین و تقویت جایگاه رژیم صهیونیستی در مناطقی که طی دهههای گذشته شاهد رشد جریانهای استقلالطلب و ضدسلطه بودهاند. ونزوئلا و کلمبیا؛ تغییر مواضع در مدار واشنگتن
ونزوئلا سالها یکی از کشورهای شاخص آمریکای لاتین در حمایت از آرمان فلسطین و مخالفت با سیاستهای رژیم صهیونیستی بوده است. قطع روابط کاراکاس با تلآویو در سال ۲۰۰۹ نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی بود.
اکنون اما تغییرات سیاسی در ونزوئلا و حرکت به سمت احیای روابط کنسولی با تلآویو، نشانهای از تغییر در معادلات این کشور تلقی میشود. همزمان، کلمبیا نیز در دوره دولتهای نزدیکتر به واشنگتن، مواضعی اتخاذ کرده که با سیاست سنتی برخی کشورهای آمریکای لاتین در قبال مسئله فلسطین تفاوت دارد.
اهمیت این تحولات صرفاً در تغییر موضع چند دولت خلاصه نمیشود. مسئله اصلی آن است که آیا تغییر جهت سیاسی کشورهای منطقه، نتیجه انتخاب مستقل دولتهاست یا حاصل ترکیبی از فشارهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی آمریکا؟
پاسخ به این پرسش میتواند تصویری روشنتر از شیوه اعمال نفوذ واشنگتن در نیمکره غربی ارائه کند. جولان؛ آزمونی برای ادعای نظم مبتنی بر قواعد
پرونده جولان اشغالی یکی از نمونههایی است که تناقض میان شعارهای حقوق بشری غرب و عملکرد عملی آن را برجسته میکند. جولان همچنان از منظر بخش عمده جامعه بینالمللی سرزمینی اشغالی محسوب …









