
صفحه سیاست-
در جنگهای مدرن، انهدام یک هواگرد تنها یکی از مراحل عملیات است. بقایای یک پهپاد پیشرفته میتواند اطلاعاتی درباره ساختار بدنه، مواد مورد استفاده، حسگرها، سامانههای ارتباطی، تجهیزات الکترونیکی و پیشرانه در اختیار طرف مقابل قرار دهد.
در همین چارچوب، اعلام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره شکار شمار بالایی از پهپادهای آمریکایی و رژیم صهیونیستی در جریان جنگ ۴۰ روزه، صرفاً از منظر تعداد اهداف ساقطشده قابل بررسی نیست. اهمیت اصلی میتواند در این باشد که چه میزان از این تجهیزات قابل بازیابی بوده و چه اطلاعات فنی از آنها به دست آمده است.
در میان این تجهیزات، اگر بقایای یک MQ-9 Reaper واقعاً در اختیار ایران قرار گرفته باشد، ارزش مطالعاتی آن بهمراتب فراتر از یک لاشه نظامی خواهد بود؛ بهویژه اگر اجزای اصلی پیشرانه آن نیز قابل بررسی باشد. قلب ریپر؛ پیشرانهای برای ماندن در آسمان
MQ-9 Reaper اساساً برای رقابت با جنگندهها از نظر سرعت و مانور ساخته نشده است. مأموریت اصلی آن شناسایی، مراقبت، جمعآوری اطلاعات و در صورت نیاز اجرای حمله است.
در چنین مأموریتی، یک عامل اهمیت ویژه دارد: مداومت پروازی.
بر اساس مشخصات اعلامشده برای MQ-9A، این پهپاد میتواند بیش از ۲۷ ساعت در آسمان باقی بماند. پیشرانه توربوپراپ Honeywell TPE331-10GD نیز در پیکربندی مورد استفاده برای این پهپاد، حدود ۹۰۰ اسببخار شفتی تولید میکند.
این اعداد نشان میدهد فلسفه طراحی پیشرانه ریپر با یک جنگنده متفاوت است. جنگنده به موتور خود سرعت و شتاب میخواهد، اما ریپر بیش از هر چیز به زمان نیاز دارد؛ زمان برای ماندن در منطقه، رصد اهداف، انتقال اطلاعات و در صورت نیاز اجرای مأموریت رزمی. چرا MQ-9 به موتور توربوپراپ متکی است؟
در موتور توربوپراپ، انرژی حاصل از احتراق عمدتاً برای ایجاد توان مکانیکی روی محور موتور استفاده میشود و این توان پس از عبور از سامانه انتقال قدرت و گیربکس، به ملخ منتقل میشود.
این معماری برای پرندهای مانند MQ-9 منطقی است؛ چراکه مأموریت آن پرواز طولانیمدت در سرعتهای پایینتر و متوسط است، نه انجام نبرد هوایی با سرعت بالا.
بال کشیده و دهانه بال حدود ۲۰ متر نیز همین فلسفه را تکمیل میکند. ترکیب آیرودینامیک بدنه و پیشرانه …












