
صفحه سیاست-
دو روز پس از حمله ۹ اسفند ۱۴۰۴ آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران که به شهادت رهبر معظم انقلاب، جمعی از فرماندهان ارشد نیروهای مسلح و تعدادی از شهروندان غیرنظامی انجامید، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران مأموریتی را به اجرا گذاشت.
این مأموریت از منظر نظامی، تنها یک حمله هوایی نبود؛ بلکه آزمونی برای سنجش توان یک نیرو در طراحی، سازماندهی و اجرای یک عملیات نفوذ عمقی در یکی از پیچیدهترین محیطهای عملیاتی منطقه به شمار میرفت.
بر اساس اطلاعات اعلامشده از سوی ارتش، دو فروند جنگنده بمبافکن سوخو-۲۴ (فنسر) از پایگاه هوایی شهید دوران شیراز برخاستند و با طی مسیر بر فراز آبهای خلیج فارس، مأموریت خود را علیه پایگاه هوایی العدید قطر انجام دادند.
امیر سرتیپ خلبان مسعود جعفری، معاون هماهنگکننده نیروی هوایی ارتش، جمعه اعلام کرد که این جنگندهها در طول مسیر در ارتفاعی کمتر از ۳۰ متر پرواز کردهاند؛ ارتفاعی که اجرای آن حتی در شرایط تمرینی نیز یکی از دشوارترین مهارتهای یک خلبان رزمی محسوب میشود. ماموریتی فراتر از ماموریتهای عادی نیروی هوایی ارتش
اما ارزش واقعی این عملیات، نه در عدد ارتفاع پرواز و نه صرفاً در نام پایگاه هدف، بلکه در مجموعه مؤلفههایی نهفته است که یک پرواز رزمی معمولی را به یک عملیات نفوذ عمقی تبدیل میکند؛ عملیاتی که موفقیت آن به همزمانی فناوری، آموزش، تجربه، فرماندهی، پشتیبانی فنی و آمادگی عملیاتی خدمه پروازی وابسته است.
در ادبیات نظامی، واکنش سریع پس از دریافت یک ضربه، بخشی از مفهوم حفظ ابتکار عمل عملیاتی محسوب میشود.
نیرویی که پس از تحمل یک حمله گسترده بتواند در فاصله زمانی کوتاه، مأموریتی پیچیده را طراحی و اجرا کند، نشان میدهد که ساختار فرماندهی، چرخه تصمیمگیری، سامانه پشتیبانی و توان رزمی آن همچنان فعال است و دشمن نتوانسته زنجیره عملیاتی آن را مختل کند.
از همین منظر، عملیات ۱۱ اسفند را باید فراتر از یک حمله هوایی ارزیابی کرد؛ مأموریتی که نمایش توان یک سازمان نظامی برای حفظ قابلیت اجرای عملیات در شرایطی بود که تنها دو روز از یکی از سنگینترین حملات علیه کشور گذشته بود. چرا العدید برای ضربهزدن انتخاب شد؟
در دکترینهای نوین نظامی، ارزش یک هدف تنها با وسعت، تعداد باندهای پروازی …












