به گزارش خبرگزاری ایمنا، «همهچیز از اولین قدمها در خروجی نجف آغاز میشود. کوله را که روی دوشت جابهجا میکنی، تازه میفهمی این یک سفر معمولی نیست. اینجا کسی برای رسیدن عجله ندارد؛ خود مسیر، مقصد است. وقتی پیرمرد عراقی با دستهای پینهبسته و دشداشهی خاکیاش سینی چای را جلو میآورد و با التماس میگوید :«اشرب چای یا زائر»، حس میکنی تمام معادلات منطقی جهان فرو ریخته است. اینجا، روی این جاده که به سمت عمودهای پایانی میرود، قانون جاذبه فرق میکند...»؛ اینها تنها بخشی کوتاه از یک سفرنامه اربعینی است که شما را با خود به قلب مشایه و خوردن یک استکان چای تلخ عراقی میبرد.
پوشش رسانهای پیادهروی اربعین تنها به پخش تصاویر هوایی از سیل جمعیت و مصاحبههای کوتاه در موکبها محدود نمیشود، واقعیت این است که عمق استراتژیک و حس درهمتنیده این رویداد در قالب خبرهای تنظیمشدهی چندثانیهای جا نمیگیرد. اینجاست که ادبیات به کمک رسانه میآید. در یک دهه اخیر، ما شاهد تولد و بلوغ ژانر جدیدی در ادبیات مستندنگاری ایران هستیم؛ «سفرنامههای اربعین». …












