
به گزارش خبرگزاری ایمنا، در هفتههای اخیر، گزارشها از امضای یک توافقنامه همکاری دفاعی سهجانبه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه حکایت دارند. بندی شبیه به ماده ۵ ناتو در این پیمان گنجانده شده که حمله به یکی از این سه کشور را «حمله به تمام اعضا» تلقی میکند و ورود نظامی دو کشور دیگر را الزامی میسازد. پرسش بزرگ اما اینجاست: آیا این ائتلاف، یک دژ مستحکم امنیتی است یا تنها آخرین برگ از کتاب «مدرنیزاسیون وارداتی» عربستان؟
مدل سعودی؛ هرچیز را با پول میتوان خرید، حتی تاریخ و امنیت
عربستان سعودی در دو دهه گذشته الگوی حکمرانی عجیبی را پیش گرفته که میتوان آن را «توسعهٔ اعتباری» نامید. تمدن نداریم؟ شهرهای تفریحی و موزهها را با پول میسازیم. پرستیژ جهانی کم داریم؟ باشگاههای اروپایی و کریستیانو رونالدو را میخرند تا نامشان سر زبانها بیفتد و میزبانی جام جهانی و مسابقات بوکس و گلف را تصاحب میکنند. هر آنچه «سرمایه اجتماعی» و «نفوذ نرم» نامیده میشود، در این مدل، کالایی وارداتی است که با چکهای نفتی از ویترین غرب خریداری میشود.
توافق دفاعی مکه نیز روی همین خط سوار است: ریاض این بار به جای خرید یک ستاره فوتبال، «امنیت» را از ویترین ترکیه و پاکستان سفارش داده است. دونالد ترامپ در دوره اول ریاستجمهوریاش جملهای گفت که شاید تنها حقیقت محض عمر سیاسیاش بود: «عربستان یک گاو شیرده است.» حالا این گاو شیرده، ترکیه و پاکستان را برای دوشش تازهای از اعتبار نظامی و سیاسی دور یک میز جمع کرده است.
ائتلافی که پیش از تولد، تشییع شد
مهمترین ایراد این پیمان، تناقضهای تاریخی و راهبردی مهلکی است که آن را از همان ابتدا ناقصالخلقه میکند. واقعیت این است که امنیت، کالایی درونزا و محصول توان داخلی، انسجام ملی و عمق راهبردی است، نه چیزی که بتوان آن را در بازار مکاره دیپلماسی با پول تهاتر کرد. همین گسست میان «امنیت اجارهای» و «امنیت واقعی» است که این نوزاد سیاسی را به موجودی فاقد کارآمدی تبدیل میکند.
نخستین زخم تاریخی، میان آنکارا و ریاض شکافته شده و هرگز بهبود نیافته است. خاندان سعود در قرن نوزدهم در برابر امپراتوری عثمانی قد علم کردند؛ نتیجه آن شد که سلطان محمود دوم، عبدالله بن سعود را به استانبول …
