قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایمنا / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

تلویزیون در جست‌وجوی مخاطب گمشده

رسانه ملی برای فرار از بحران مخاطب، مدام از «تحول» می‌گوید؛ اما آمارها روایت دیگری دارند، مردم هنوز همان سریال‌های قدیمی را می‌بینند و تازه‌ترین موفقیت‌ها هم گاهی بیرون از ساختار رسمی جام‌جم ساخته می‌شوند.
 تلویزیون در جست‌وجوی مخاطب گمشده

به گزارش خبرگزاری ایمنا، فرض کنید صاحب کارخانه‌ای عظیم هستید؛ شبانه‌روز خط تولیدتان روشن است، بودجه می‌بلعد و مدیرانش از تحول و نوآوری می‌گویند، اما وقتی دفتر فروش را باز می‌کنید، می‌بینید پرفروش‌ترین کالا همان محصولی است که ۲۰ سال پیش ساخته‌اید! حکایت امروز تلویزیون، چیزی شبیه همین است؛ با این تفاوت که اینجا خط تولید، آنتن عریض‌وطویل رسانه ملی است و مشتری، مخاطبی که هر روز انتخابش را صریح‌تر از دیروز نشان می‌دهد.

تازه‌ترین آمار منتشرشده از پرمخاطب‌ترین سریال‌ها، بار دیگر نام «آی‌فیلم» را در صدر نشان می‌دهد؛ شبکه‌ای که بخش مهمی از اعتبارش را از بازپخش آثار قدیمی گرفته است. «دلدادگان» با ۲۸.۵ درصد، «مختارنامه» با ۲۵ درصد و «زمانه» با ۲۲ درصد در میان آثار پرمخاطب قرار گرفته‌اند؛ سریال‌هایی که سال‌ها از تولیدشان گذشته، اما هنوز می‌توانند از بسیاری از تولیدات تازه نفس امروز جلو بزنند.

این دیگر یک نوستالژی ساده نیست؛ زنگ خطر است

زمانی که سریالی که سال‌ها پیش ساخته شده، می‌تواند از محصول میلیاردی و تازه‌تولیدشده جلو بزند، مسئله فقط علاقه مردم به گذشته نیست. مسئله این است که تلویزیون هنوز نتوانسته برای امروز، چیزی هم‌وزن خاطرات دیروز تولید کند. مخاطب الزاماً از تلویزیون فرار نکرده؛ او از قصه‌های بی‌جان، شخصیت‌های مصنوعی، دیالوگ‌های شعاری و روایت‌هایی که فاصله‌شان با زندگی واقعی مردم زیاد شده، فاصله گرفته است.

فهرست مخاطبان یک کنایه بزرگ‌تر هم دارد؛ بخشی از آنتن امروز صداوسیما عملاً با میراث دوره‌های مدیریتی گذشته زنده است. مدیران جدید با شعار تحول آمدند، اما در نهایت همان محصولاتی که پیش از دوران مدیریت آنها ساخته شده بود، بار اصلی جذب مخاطب را بر دوش می‌کشند.

در این میان، حضور «گیل‌دخت» با ۲۶ درصد و «تانک‌خورها» با ۱۴ درصد، شاید تنها روزنه دفاع از تولیدات جدید باشد؛ اما حتی اینجا هم ماجرا آن‌قدر ساده نیست. اختلاف معنادار میان این دو اثر، دست‌کم این پرسش را ایجاد می‌کند که چرا هرچه از آغاز این دوره مدیریتی فاصله گرفته‌ایم، قدرت جذب مخاطب برخی تولیدات جدید کاهش پیدا کرده است؟

از سوی دیگر، دیده‌شدن برخی آثار جدید در آی‌فیلم را نمی‌توان جدا از اعتبار این شبکه تحلیل کرد. آی‌فیلم طی سال‌ها برای خودش یک برند ساخته؛ برندی که مخاطب می‌داند وقتی سراغش می‌رود، احتمالاً با قصه‌ای آشنا، شخصیت‌هایی باورپذیر و سریالی امتحان‌پس‌داده روبه‌رو خواهد شد. به همین دلیل، حتی محصول جدید وقتی وارد این ویترین می‌شود، بخشی از اعتبار شبکه را به ارث می‌برد، اما تلویزیون نباید از این واقعیت خوشحال شود؛ باید از آن بترسد.

مردم با تلویزیون قهر نکرده‌اند

مسئله اصلی این نیست که مردم دیگر تلویزیون نمی‌بینند. اتفاقاً تجربه پایتخت خلاف این ادعا را ثابت کرده است. هر زمان یک قصه درست، شخصیت‌های ملموس و فضای نزدیک به زندگی مردم روی آنتن آمده، مخاطب هم برگشته است.

پس مشکل، گیرنده تلویزیون نیست؛ محصولی است که از آن بیرون می‌آید.مخاطب ایرانی هنوز برای یک اثر خوب وقت می‌گذارد؛ اما دیگر حاضر نیست تنها به دلیل اینکه اثری از آنتن رسمی پخش می‌شود، پای آن بنشیند. او انتخاب دارد، مقایسه می‌کند و مهم‌تر از همه، به کیفیت رأی می‌دهد. بازگشت اضطراری به برندهای قدیمی

تناقض زمانی آشکارتر می‌شود که تلویزیون در سال‌های اخیر دوباره سراغ برندهای قدیمی رفته است؛ از «آژانس دوستی» و «کارآگاه علوی» گرفته تا «مرد هزارچهره».

احیای برندهای موفق ذاتاً اتفاق بدی نیست؛ حتی می‌تواند تصمیمی هوشمندانه باشد. مشکل از جایی آغاز می‌شود که این بازگشت نه در کنار تولید ایده‌های تازه، بلکه به‌عنوان راه نجات از بحران مخاطب مطرح شود.

تلویزیونی که روزی قرار بود تحول ایجاد کند، حالا دوباره دارد سراغ همان برندهایی می‌رود که مخاطب با آنها خاطره دارد. یعنی بعد از چند سال آزمون‌وخطا، خودش هم به همان نتیجه‌ای رسیده که مخاطب مدت‌هاست فریاد می‌زند: برند مهم است، اما برند بدون قصه تازه هم معجزه نمی‌کند.

وقتی ناجی آنتن از بیرون می‌آید

بحران فقط در سریال‌سازی نیست. در برنامه‌های غیرنمایشی نیز مسئله‌ای مشابه دیده می‌شود. اگر برنامه‌ای مانند «به‌وقت ایران» در مقطعی توانسته توجه گسترده مخاطبان را جلب کند، باید پرسید چرا چنین ظرفیت‌هایی الزاماً از دل ساختار رسمی صداوسیما بیرون نمی‌آیند؟

موفقیت این دست تولیدات نشان می‌دهد در شرایط بحرانی، مخاطب به رسانه‌ای نیاز دارد که سریع بفهمد چه اتفاقی در جامعه افتاده، چه سؤالی در ذهن مردم شکل گرفته و چگونه باید برای آن پاسخ رسانه‌ای ساخت.اینجا دیگر مسئله تعداد شبکه‌ها نیست؛ مسئله چابکی، ایده و فهم مخاطب است.

رسانه ملی اگر برای جذب مخاطب در حوزه سریال به آرشیو پناه ببرد و در حوزه برنامه‌سازی موفقیت را از تولیدات بیرون از ساختار خود قرض بگیرد، باید یک سؤال جدی را روی میز بگذارد: با این همه شبکه، شورا، بودجه، مدیر و اتاق فکر، چرا خودِ سازمان کمتر و کمتر می‌تواند برند بسازد؟

تلویزیون برای بازگشت مخاطب، بیش از آنکه به تحول در شعار نیاز داشته باشد، به تحول در فهم مخاطب نیاز دارد.چون مردم هنوز تلویزیون را خاموش نکرده‌اند؛ فقط یاد گرفته‌اند هر چیزی را که تلویزیون پخش می‌کند، تماشا نکنند. و شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشد: وقتی بهترین دلیل برای روشن ماندن تلویزیون، آرشیو گذشته است، مشکل دیگر کمبود مخاطب نیست؛ مشکل، ناتوانی در ساختن آینده است. کد مطلب 996734



۹ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

اعلام تاریخ پخش سریال مرد «سه هزار چهره» مهران مدیری

پخشِ سریال «مرد سه‌هزار چهره» از تاریخ یکشنبه ۸ شهریور ماه، از شبکه سه سیما به صورت هفتگی آغاز می‌شود.

شبکه سه سیما با پایان پخش «رویای نیمه‌شب»، سریال «مرد سه‌هزار چهره» به کارگردانی مهران مدیری را نمایش می‌دهد. این مجموعه تلویزیونی از تاریخ ۸ شهریور ماه، جمعه‌ها به صورت هفتگی پخش خواهد شد.

مهران مدیری بار دیگر نقش مسعود شصتچی را که شخصیت اصلی سریال است، بازی می‌کند.

کارگردان و بازیگر تلویزیون که پیش‌تر مجموعه‌های «پاورچین»، «شب‌های برره»، «باغ مظفر»، «مرد هزارچهره» و «مرد دو هزارچهره» را ساخته است، این بار سریال «مرد سه هزارچهره» را با همکاری سیمافیلم به تهیه‌کنندگی جواد فرحانی تولید کرده است.

داستان سریال درباره‌ی مسعود شصتچی است که می‌کوشد با استخدام در یک اداره، کمک‌خرج پدرش باشد اما مانند همیشه، ماجراهای غیرمنتظره و اتفاقاتی طنزآمیز او را وارد مسیرهای تازه‌ای می‌کند.

مدیری پیشتر اعلام کرده بود که شخصیت اصلی این سریال، «مسعود شصت‌چی»، الهام‌گرفته از پدرش است. او گفته بود: در شخصیت مسعود شصت‌چی در واقع نقش پدرم را بازی کردم. پدرم همین مسعود شصت‌چی بود. او شخصیتی آرام، محترم، خلوت، شریف و مظلوم بود.

پژمان بازغی، نصرالله رادش، محمد بحرانی، غلامرضا نیکخواه، پروین قائم‌مقامی، نوشین تبریزی، رامین ناصر نصیر، آرش نوذری و علیرضا مهران در این مجموعه حضور دارند.

مدیری پیش از این سریال «شش ماهه» را هم برای تلویزیون ساخته بود که چندان با اقبال مواجه نشد.


۷ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

کارآگاه علوی بعد از ۲۰ سال برگشت | احمد نجفی هم هست! | انصاف نیوز

بازگشت «کارآگاه علوی» پس از سال‌ها به تلویزیون، یکی از اتفاق‌های تازه‌ی شبکه یک در روزهای اخیر است. مجموعه‌ای که بعد از نزدیک به دو دهه دوباره به سراغ فضای پرونده‌های جنایی و معمایی در دهه ۱۳۲۰ رفته و این‌بار با ترکیبی متفاوت از بازیگران، داستان کارآگاه علوی را ادامه می‌دهد.

فصل سوم «کارآگاه علوی» از جمعه ۳۰ مرداد روی آنتن شبکه یک رفته است. این مجموعه به کارگردانی سیدجمال سیدحاتمی و تهیه‌کنندگی پرویز امیری ساخته شده و در ۲۶ قسمت تولید شده است.

یکی از مهم‌ترین نکات فصل جدید، حضور دوباره‌ی احمد نجفی است؛ بازیگری که نام «کارآگاه علوی» بیش از هر چیز با نقش‌آفرینی او در دو فصل قبلی گره خورده است. با این حال، نجفی در فصل سوم بار دیگر همان کارآگاه علوی گذشته نیست و در قالب شخصیتی متفاوت مقابل دوربین رفته است.

در داستان جدید، بهنام تشکر نقش کارآگاه علوی جوان را بازی می‌کند. احمد نجفی نیز نقش عموی او را برعهده دارد؛ شخصیتی که سال‌هاست بازنشسته شده و در کنار اداره‌ی یک کتاب‌فروشی، همچنان تجربه و دانش خود را برای حل پرونده‌ها در اختیار برادرزاده‌اش قرار می‌دهد.

داستان سریال در فضای تاریخی دهه ۱۳۲۰ و در دوره‌ای روایت می‌شود که تهران با اتفاقات سیاسی و اجتماعی مختلفی روبه‌رو بوده است. پرونده‌های جنایی و معمایی نیز محور اصلی روایت هستند و کارآگاه علوی جوان در جریان این پرونده‌ها با ماجراهای مختلفی مواجه می‌شود.

در کنار بهنام تشکر و احمد نجفی، بازیگرانی مانند رامین ناصرنصیر، وحید رهبانی، رسول نقوی، مرتضی اسماعیل‌کاشی و کیوان ساکت‌اف نیز در این مجموعه حضور دارند.

«کارآگاه علوی» از جمله مجموعه‌های قدیمی تلویزیون است که دو فصل نخست آن در دهه‌های گذشته با استقبال مخاطبان همراه شد و احمد نجفی را به چهره‌ای شناخته‌شده در نقش کارآگاه علوی تبدیل کرد. حالا پس از سال‌ها، سازندگان تلاش کرده‌اند همان فضای تاریخی و جنایی را با داستانی تازه و نسل جدیدی از بازیگران ادامه دهند.

پخش فصل سوم «کارآگاه علوی» جمعه‌ها ساعت ۲۲:۱۵ از شبکه یک انجام می‌شود و تکرار آن نیز روز بعد روی آنتن می‌رود. حضور احمد نجفی در کنار بهنام تشکر، مهم‌ترین تفاوت این فصل با دو فصل قبلی است؛ تغییری که حالا باید دید در ادامه‌ی پخش سریال چه واکنشی از سوی مخاطبان قدیمی «کارآگاه علوی» به همراه خواهد داشت.

انتهای پیام


۹ ساعت قبل / سایت تجارت نیوز

چرا سریال «متهم گریخت» هنوز برای ایرانی‌ها جذاب است؟

به گزارش تجارت نیوز، بیش از دو دهه از پخش «متهم گریخت» گذشته است؛ سریالی که نخستین بار در رمضان ۱۳۸۴ روی آنتن شبکه سه رفت و خیلی زود به یکی از آثار ماندگار طنز تلویزیونی تبدیل شد. با این حال، عجیب‌ترین بخش ماجرا این نیست که مردم هنوز این سریال را دوست دارند؛ عجیب‌تر این است که در میان انبوه تولیدات جدید، بازگشت دوباره به همان سریال قدیمی هنوز می‌تواند برای مخاطب جذاب باشد. آی‌فیلم نیز در سال‌های مختلف، از جمله در پاسخ به درخواست مخاطبان، این مجموعه را بارها بازپخش کرده است.

اما چرا؟ مردم هنوز «خودشان» را در متهم گریخت می‌بینند

مهم‌ترین ویژگی «متهم گریخت» این است که شخصیت‌هایش بیش از آنکه «تلویزیونی» باشند، «مردمی» هستند.

هاشم‌آقا، همسرش، بچه‌ها، همسایه‌ها و آدم‌های اطرافشان، قهرمان‌های دست‌نیافتنی یا شخصیت‌های عجیب‌وغریب نیستند. آنها آدم‌هایی معمولی‌اند که با اجاره‌خانه، کار، پول، مهاجرت، اختلاف خانوادگی، فریب‌خوردن و تلاش برای بهتر شدن زندگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

داستان نیز از یک موقعیت کاملاً ملموس شروع می‌شود: خانواده‌ای که از شهرستان به تهران می‌آید و تصور می‌کند پایتخت می‌تواند زندگی بهتری برایش بسازد؛ اما با مجموعه‌ای از مشکلات مواجه می‌شود.

این همان نقطه‌ای است که طنز عطاران از «جوک» فراتر می‌رود. مخاطب فقط به شخصیت‌ها نمی‌خندد؛ گاهی به خودش می‌خندد.

مریم امیرجلالی نیز سال‌ها بعد درباره همین ویژگی گفته بود که شخصیت‌های «متهم گریخت» شبیه مردم بودند و اتفاقات سریال برای مخاطب غیرواقعی به نظر نمی‌رسید. طنز سریال از دل زندگی بیرون می‌آمد

یکی از تفاوت‌های «متهم گریخت» با بخش قابل‌توجهی از کمدی‌های تلویزیونی، این بود که خنده الزاماً از شوخی مستقیم تولید نمی‌شد.

بخش زیادی از طنز سریال از موقعیت می‌آمد؛ از تضاد میان شهرستان و تهران، فقر و آرزو، سنت و زندگی شهری، خانواده و جامعه.

به همین دلیل حتی وقتی دیالوگ‌ها را بعد از سال‌ها می‌شنویم، هنوز امکان خندیدن وجود دارد؛ چون ریشه شوخی در یک موقعیت انسانی است، نه صرفاً در یک عبارت تاریخ‌مصرف‌دار.

از این منظر، «متهم گریخت» یک کمدی اجتماعی است که مشکلات اقتصادی و اجتماعی را به زبان طنز روایت می‌کند. حتی رسانه رسمی نیز در مرورهای خود بر سریال بر همین وجه اجتماعی و خانوادگی آن تأکید کرده است. ترکیب بازیگران؛ نقطه قوتی که به‌سادگی تکرار نمی‌شود

یکی دیگر از عوامل ماندگاری سریال، ترکیب بازیگران آن است: سیروس گرجستانی، مریم امیرجلالی، رضا عطاران، سعید آقاخانی، علی صادقی و دیگر بازیگران.

این بازیگران صرفاً دیالوگ‌های فیلمنامه را اجرا نمی‌کردند؛ هرکدام توانایی ساختن یک شخصیت به‌یادماندنی را داشتند. در یک ارزیابی مخاطب‌محور در منظوم نیز ۹۱ درصد شرکت‌کنندگان، عملکرد بازیگران سریال را خوب ارزیابی کرده‌اند.

اما نکته مهم‌تر، شیمی میان بازیگران است؛ چیزی که با انتخاب چند بازیگر مشهور به وجود نمی‌آید. نوستالژی، اما نه فقط نوستالژی

البته نمی‌توان نقش خاطره را نادیده گرفت.

نسل امروز با «متهم گریخت» بخشی از خاطرات جمعی دهه ۸۰ را به یاد می‌آورد؛ شب‌های رمضان، دورهمی خانوادگی، تلویزیون به‌عنوان رسانه اصلی خانه و زمانی که تعداد شبکه‌ها و گزینه‌های سرگرمی بسیار محدودتر از امروز بود.

اما اگر محبوبیت سریال فقط حاصل نوستالژی بود، نسل‌های جدیدتر نباید با آن ارتباط برقرار می‌کردند.

واقعیت این است که نوستالژی به ماندگاری کمک می‌کند، اما به‌تنهایی نمی‌تواند یک اثر را زنده نگه دارد.

اگر قصه و شخصیت‌ها کار نمی‌کردند، خاطره هم بعد از بیست سال نمی‌توانست این اندازه اثرگذار باشد. و اینجاست که مسئله صداوسیما آغاز می‌شود

شاید مهم‌ترین پرسش درباره «متهم گریخت» اصلاً این نباشد که چرا این سریال هنوز جذاب است.

پرسش مهم‌تر این است:

چرا تلویزیون هنوز نتوانسته به اندازه گذشته سریال‌هایی بسازد که مردم بیست سال بعد هم بخواهند دوباره ببینند؟

این مسئله را نمی‌توان صرفاً به کمبود بودجه، تغییر سلیقه مردم یا ظهور شبکه‌های نمایش خانگی نسبت داد.

بخشی از مشکل، به تغییر رابطه صداوسیما با مخاطب برمی‌گردد.

«متهم گریخت» از جامعه عقب‌تر نبود؛ از دل جامعه بیرون آمده بود. مشکلاتی مثل مسکن، مهاجرت، کار، اختلاف طبقاتی، فریب و تلاش برای بقا را به زبان طنز روایت می‌کرد.

اما امروز، هرچه بخشی از تلویزیون بیشتر از پرداختن به مسائل واقعی جامعه فاصله می‌گیرد، شخصیت‌ها نیز مصنوعی‌تر می‌شوند. مشکل فقط «کیفیت» نیست؛ مشکل «جسارت» است

ممکن است گفته شود امروز هم سریال‌های پرهزینه و بازیگران مشهور تولید می‌شوند.

اما مسئله این نیست که تلویزیون دوربین بهتر، دکور بزرگ‌تر یا بازیگر شناخته‌شده ندارد.

مسئله این است که آیا نویسنده اجازه دارد درباره زندگی واقعی مردم قصه بنویسد؟

آیا می‌تواند یک خانواده متوسط را با تمام تناقض‌هایش نشان دهد؟

آیا می‌تواند درباره گرانی، اجاره‌خانه، بیکاری، مهاجرت، فاصله طبقاتی، فساد اداری، شکاف نسلی و مشکلات روزمره شوخی کند؟

طنز اجتماعی زمانی زنده است که بتواند به نقاط حساس جامعه دست بزند.

وقتی این امکان محدود شود، نتیجه معمولاً به کمدی‌های تیپیک و قابل‌پیش‌بینی ختم می‌شود؛ همان چیزی که منتقدان در سال‌های اخیر درباره افت سریال‌های مناسبتی و کاهش خلاقیت در تولیدات تلویزیونی مطرح کرده‌اند. صداوسیما گرفتار فرمول موفقیت گذشته شده است

یک تناقض عجیب شکل گرفته است:

تلویزیون هنوز «متهم گریخت» را دوست دارد، اما ظاهراً کمتر می‌تواند «متهم گریخت» جدیدی بسازد.

فرمول موفقیت گذشته به بازپخش تبدیل شده است.

به جای اینکه بپرسیم «چه چیزی باعث شد این سریال موفق شود و چگونه می‌توان همان روح را در زمانه امروز بازآفرینی کرد؟»، گاهی ساده‌ترین راه انتخاب می‌شود: پخش دوباره همان اثر.

این اتفاق البته از یک جهت قابل فهم است. یک سریال قدیمی، ریسک بسیار کمتری دارد؛ مخاطبش شناخته شده است، هزینه تولید ندارد و احتمال شکست آن پایین است.

اما از سوی دیگر، بازپخش مداوم آثار موفق گذشته می‌تواند به یک علامت خطر تبدیل شود:

وقتی تلویزیون بیشتر به آرشیوش تکیه می‌کند، یعنی شاید در تولید آینده خود اعتمادبه‌نفس کمتری دارد.

حتی در گزارش‌هایی درباره مخاطبان تلویزیون، نمونه‌هایی از عملکرد بهتر بازپخش «متهم گریخت» در مقایسه با برخی تولیدات جدید مطرح شده است. «متهم گریخت» را نباید کپی کرد

البته راه نجات تلویزیون، ساختن نسخه دوم «متهم گریخت» نیست.

اگر امروز همان شخصیت‌ها، همان تیپ‌ها و همان شوخی‌ها را با بازیگران جدید بازسازی کنیم، احتمالاً نتیجه بیشتر شبیه تقلید خواهد بود تا یک اثر ماندگار.

آنچه باید از عطاران یاد گرفت، فرمول شخصیت‌ها نیست؛ روش نگاه کردن به جامعه است.

جامعه امروز تغییر کرده است.

آدم‌های امروز با اینترنت، شبکه‌های اجتماعی، مهاجرت، تورم، اجاره‌های سنگین، اقتصاد پلتفرمی، تغییر سبک روابط، تنهایی، فشار روانی و ده‌ها مسئله جدید روبه‌رو هستند.

اگر قرار است «متهم گریخت» تازه‌ای ساخته شود، باید درباره همین آدم‌ها باشد؛ نه آدم‌های سال ۱۳۸۴. یک موفقیت قدیمی که تبدیل به آینه امروز شده است

در نهایت، محبوبیت «متهم گریخت» فقط یک موفقیت هنری برای رضا عطاران، سعید آقاخانی و بازیگران آن نیست؛ این سریال امروز به نوعی آینه عملکرد صداوسیما هم تبدیل شده است.

هر بار که این سریال بازپخش می‌شود، مخاطب فقط یک کمدی قدیمی را نمی‌بیند.

ناخواسته مقایسه می‌کند:

تلویزیون آن زمان چه می‌ساخت و امروز چه می‌سازد؟

پاسخ این مقایسه الزاماً به نفع امروز نیست.

«متهم گریخت» نشان داد برای جذب مخاطب ایرانی همیشه به قهرمان‌های بزرگ، داستان‌های عجیب یا بودجه‌های نجومی احتیاج نیست. گاهی کافی است چند آدم معمولی را درست ببینیم، مشکلاتشان را جدی بگیریم و از دل همان زندگی واقعی، قصه‌ای صادقانه بسازیم.

شاید دلیل اینکه ایرانی‌ها هنوز با «متهم گریخت» می‌خندند، این باشد که بیست سال گذشته، اما بعضی از دردهای آدم‌های آن هنوز تمام نشده است.

و شاید نقد اصلی به صداوسیما نیز دقیقاً همین باشد:

مسئله تلویزیون این نیست که دیگر «متهم گریخت» ندارد؛ مسئله این است که کمتر از گذشته می‌داند مردم امروز دقیقاً به چه چیزی می‌خندند، از چه چیزی می‌ترسند و برای چه چیزی زندگی می‌کنند.




 هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است
۱۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

هیچ‌وقت فکر نمی‌کنم که تمام واقعیت در دستان من است

پنجاهمین نشست «شب‌های مستند» موزه سینما با حضور ارد عطارپور، مستندساز برگزار و جنبه‌های مختلف مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع اجتماعی مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، بررسی شد.

 ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟
۱۲ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای تغییر سنگ مزار اکبر عبدی و اهدای یادگاری‌هایش به موزه چیست؟

بخشی از وسایل شخصی زنده‌یاد اکبر عبدی برای نگه‌داری به یک موزه‌ در اردبیل سپرده شده است.

 ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟
۲۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

ماجرای یافته‌های جدید در «کاخ جهان‌نما» چیست؟

سرپرست اداره‌کل حفظ، احیا و مرمت بناها و محوطه‌های تاریخی با تاکید بر اینکه یافته‌های اخیر در جبهه جنوبی کاخ جهان‌نما براساس اسناد، نقشه‌ها و عکس‌های تاریخی است، گفت: این عملیات غافلگیرکننده نیست و تمام اقدامات با اشراف کامل بر نقشه‌ها و مستندات تاریخی انجام می‌شود.

 وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه
۲ ساعت قبل / روزنامه شرق

وجدان بیدار و تبعیدی خاورمیانه

‌زخم نفت، مدرنیزاسیون تحمیلی، رانده‌شدن مردم از جغرافیای زیست‌شان‌ و تبدیل حافظه جمعی به میدان مقاومت. جلد اول «شهرهای نمک»، یعنی «سرگردانی»، در نسخه فارسی با ترجمه امل نبهانی منتشر شده و آن را می‌توان رمانی درباره پیدایش نفت در شبه‌جزیره عربستان و دگرگونی روستاها و بادیه‌ها معرفی کرد.

 نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم
۶ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

نقشی را به‌اجبار نپذیرفتم

آیین رونمایی و نقد و بررسی کتاب «همیشه ناصرالدین شاه» نوشته بیژن شکرریز که گفت‌وگویی بلند با ایرج راد است برگزار شد. ایرج راد در این مراسم گفت: در این کتاب تلاش کردم همه‌ چیز را با صداقت کامل بیان کنم، هر کار و نقشی را که انتخاب کردم، از روی اجبار نبوده است؛ آن اثر را خوانده‌ام، دوست داشته‌ام و با علاقه پذیرفته‌ام که با آن گروه و آن افراد همکاری کنم. اگر نقشی زمانی ضعیف اجرا شد، تقصیر دیگران نبوده است؛ زیرا این من بوده‌ام که آن انتخاب را با عقل، منطق و درایت خود انجام داده‌ام. بنابراین از همه همکارانم سپاسگزارم.

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
۱۷ ساعت قبل / سایت تابناک

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریاف...