
به گزارش خبرگزاری ایمنا از فارس، شیراز را نمیتوان تنها با باغهایش، عطر بهارنارنج، غزلهای حافظ و سعدی یا شکوه بناهای تاریخیاش شناخت؛ بخشی از هویت این شهر در بناهایی نهفته است که قرنهاست در میان کوچهها و گذرهای بافت تاریخی آن ایستادهاند و هرکدام، همچون صفحهای از یک کتاب کهن، بخشی از تاریخ ایران را در خود نگه داشتهاند.
در میان این بناها، مسجد جایگاهی متفاوت دارد؛ بنایی که در آن معماری، هنر، معنویت، تاریخ و زندگی اجتماعی مردم در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و حاصل این پیوند، میراثی است که فراتر از یک بنای مذهبی، تصویری از فرهنگ و تمدن ایرانی به دست میدهد.
در فارس، تاریخ تنها در تختجمشید و پاسارگاد، در کاخها و آرامگاهها یا در بقایای شهرهای باستانی روایت نمیشود؛ این سرزمین در دورههای پس از ورود اسلام نیز به یکی از مهمترین عرصههای شکلگیری و تداوم فرهنگ ایرانی تبدیل شد و معماری اسلامی در آن، بهتدریج زبان و بیان ویژه خود را پیدا کرد.
شیراز شهری است که میتوان لایههای گوناگون تاریخ ایران را در تار و پود معماری آن دنبال کرد؛ از بناهایی که ریشه در سدههای نخستین اسلامی دارند تا شاهکارهایی که در دورههای صفوی، زندیه و قاجار شکل گرفتهاند و امروز همچنان بخشی از سیمای تاریخی شهر را تشکیل میدهند.
مساجد تاریخی شیراز از همین منظر، تنها مجموعهای از دیوارها، طاقها، ستونها و کاشیها نیستند، آنها بخشی از حافظه شهری شیرازند، بناهایی که در گذر زمان شاهد آمدوشد نسلهای مختلف بودهاند و معماریشان، همزمان با تغییرات فرهنگی و هنری ایران، دگرگون شده است.
در این بناها میتوان ردپای هنر ایرانی را در ظریفترین جزئیات جستوجو کرد؛ از تناسب حیاط و شبستان و بازی نور در فضای داخلی گرفته تا نقش و رنگ کاشیها، ظرافت مقرنسها، کتیبههای خوشنویسانه، آجرکاریها، سنگتراشیها و ترکیب هندسی نقوشی که گاه چنان دقیق و هماهنگ کنار یکدیگر نشستهاند که معماری را به اثری هنری تبدیل کردهاند.
در بافت تاریخی شیراز، مسجد را باید در ارتباط با شهر دید؛ در کنار بازارها، مدرسهها، خانههای تاریخی، حمامها، گذرها و میدانهایی که مجموعهای بههمپیوسته از زندگی شهری گذشته را شکل دادهاند.
قرارگیری این بناها در چنین بستری اهمیت آنها را دوچندان …







