
به گزارش خبرگزاری ایمنا، مسکن در شهرهای بزرگ جهان تنها یک کالای اقتصادی نیست بلکه محل زندگی، دسترسی به شغل، مدرسه، حملونقل، فضای سبز و خدمات عمومی است. به همین دلیل هر سیاستی که با هدف افزایش دسترسی شهروندان به مسکن اجرا میشود، در نهایت بخشی از سیاست توسعه شهری نیز محسوب میشود.
در تهران نیز ایده «مسکن متری» را میتوان از همین زاویه بررسی کرد؛ مدلی که تلاش دارد امکان ورود تدریجی خانوارها به بازار مسکن را فراهم کند و فاصله میان سرمایه موجود خانوار و قیمت یک واحد کامل را کاهش دهد.
اما پرسش شهری مهمتر این است که اگر قرار باشد مسکن متری توسعه پیدا کند، این واحدها کجا ساخته میشود و چه شهری در اطراف آنها شکل خواهد گرفت؟. مسئله تهران تنها قیمت خانه نیست
بحران مسکن تهران را نمیتوان تنها با عدد قیمت هر مترمربع توضیح داد. افزایش هزینه زمین و ساخت، محدودیت منابع خانوار، فاصله محل سکونت از محل کار و هزینه بالای جابهجایی، مجموعهای از مشکلات را ایجاد کرده است که به طور مستقیم با ساختار فضایی شهر ارتباط دارد.
به همین دلیل، ساخت مسکن ارزانتر در نقطهای دور از خدمات شهری الزاماً به معنای حل مسئله مسکن نیست. اگر خانوار برای رسیدن به محل کار مجبور به سفرهای طولانی باشد یا دسترسی مناسبی به مترو، اتوبوس، مدرسه، درمانگاه و فضای سبز نداشته باشد، بخشی از هزینه مسکن ارزانتر از مسیر دیگری به خانواده تحمیل خواهد شد.
از این منظر، مسکن متری زمانی میتواند یک سیاست شهری موفق باشد که به «مسکن متری در محله مناسب» تبدیل شود، نه اینکه تنها «مسکن متری ارزانتر».
تجربه جهان؛ خرید متری تنها یک مدل ندارد
در کشورهای مختلف، ایدههایی نزدیک به خرید تدریجی یا مالکیت سهمی از مسکن با مدلهای متفاوت اجرا شده است، اما یک نکته در بسیاری از این تجربهها مشترک است؛ تلاش برای جدا کردن مفهوم «مالکیت کامل خانه» از «توانایی مشارکت در هزینه مسکن».
در انگلستان، مدل «مالکیت مشترک» (Shared Ownership) به متقاضی اجازه میدهد بخشی از یک خانه را خریداری و برای سهم باقیمانده اجاره پرداخت کند. فرد در شرایط مشخص میتواند بهتدریج سهم مالکیت خود را افزایش دهد؛ مدلی که هدف آن کاهش سرمایه اولیه مورد نیاز برای ورود به بازار مسکن است.
در سنگاپور، سیاست …












