قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایمنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۸

تنگه هرمز باز شد؟ نه؛ ایران به آن قفل حقوقی زد

زمزمه‌های توافق ایران و عمان برای مدیریت مشترک تنگه هرمز، نگرانی «از دست رفتن هژمونی» را دامن زده است. اما در میدان، تنگه کنترل‌شده‌تر از همیشه است و این توافق نه عقب‌نشینی، که لباسی حقوقی بر قامت فرمان رهبری است؛ شریکی ضعیف که مشروعیت جهانی می‌خرد، بی‌آنکه ذره‌ای از قدرت ایران کم کند.
 تنگه هرمز باز شد؟ نه؛ ایران به آن قفل حقوقی زد

به گزارش خبرگزاری ایمنا، مدتی است در لایه‌های زیرین فضای رسانه‌ای، پچ‌پچی آشنا پیچیده: «تنگه هرمز از دست رفت»، «هژمونی ایران تمام شد»، «آبراه را نصف‌ونیمه با عمان شریک شدیم». این زمزمه‌ها آنقدر بلند شده که برخی با چشمانی نگران از خود می‌پرسند نکند همان بلایی سر تنگه هرمز آمد که زمانی بر سر برجام آمد؟ نکند با یک توافق، کلید این گلوگاه انرژی جهان را دو دستی تقدیم کرده‌ایم؟ اما به نظر می‌رسد ماجرا، برخلاف ظاهر اغواگر شایعات، داستانی دیگر است؛ داستان تبدیل یک «قدرت میدانی» به یک «قدرت حقوقی» که در همان مسیری گام برمی‌دارد که رهبر معظم انقلاب ترسیم کردند: «مدیریت دائمی تنگه هرمز توسط ایران». یک سوءتفاهم بزرگ: سیاست تدوین می‌شود، تنگه باز نمی‌شود

نخستین و خطرناک‌ترین اشتباه در خوانش اخبار، این است که توافق احتمالی ایران و عمان را به معنای «باز شدن تنگه» تعبیر کنیم. واقعیت میدانی اما چیز دیگری فریاد می‌زند. همین امروز، همین ساعت، تنگه هرمز در عمل بسته است. هر کشتی تجاری یا نظامی که قصد عبور از این آبراه را داشته باشد، باید از فیلتر سپاه پاسداران و ارتش جمهوری اسلامی عبور کند. جز معدودی کشتی تجاری از مقاصدی خاص که آن هم با هماهنگی و مجوز موردی صورت می‌گیرد، هیچ شناوری بدون اجازه ایران حق ورود به خلیج فارس را ندارد.

این «بسته بودن» یک شعار نیست؛ روندی است که طی هفته‌های اخیر بارها با بازگرداندن شناورهای غیرمجاز توسط نیروهای مسلح اثبات شده و حتی اسکورت‌های پر سر و صدای سنتکام هم نتوانست آن را بشکند.

پس این توافق بر سر چیست؟ این توافق بر سر تدوین «سیاست» است، نه «اجرا»ی فوری آن. به زبان ساده، ایران و عمان می‌خواهند چارچوبی حقوقی و دوجانبه برای مدیریت تنگه طراحی کنند؛ چارچوبی که ورودی آبراه ذیل حاکمیت ایران تعریف شود و خروجی آن در حوزه مسئولیت عمان.

این یعنی ایران درحال حاضر مشغول دوختن لباسی حقوقی برای فرمان رهبری است؛ لباسی که هنوز بر تن نکرده و تا زمان اجرایی شدن کامل، آنچه در آب‌ها جاری است، همان سیاست قطعیِ بستن و مهار است.

وقتی رهبر انقلاب می‌فرمایند «قدرت ایران در تنگه هرمز اثبات می‌شود و مدیریت آن به صورت دائمی به دست ایران می‌افتد»، این توافق بستری برای عملیاتی‌سازی همان فرمان در قامت یک رژیم حقوقی دوجانبه است. هر سیاست پایداری برای آنکه از گزند نوسانات سیاسی و فشارهای بین‌المللی در امان بماند، ناگزیر است روزی تن به قانون و حقوق بپوشاند. این توافق، گام اول آن فرایند است.

عقب‌نشینی تاکتیکی آمریکا: از شکست اسکورت تا وسوسه تسلط کامل

یکی از نشانه‌های روشن که ثابت می‌کند تنگه از دست نرفته، رفتار واشنگتن است. ماه‌ها گفت‌وگوهای غیرمستقیم میان ایران و عمان در جریان بود؛ گاهی عراقچی به مسقط می‌رفت، گاهی هیئت‌های عمانی به تهران می‌آمدند، اما هر بار یا ایران طرح پیشنهادی را نمی‌پذیرفت یا عمان زیر فشار آمریکا عقب می‌کشید. اکنون اما زمزمه‌ها حاکی از آن است که آمریکا در عمل به این توافق چراغ سبز نشان داده. چرا؟

دلایل متعددی را می‌توان کنار هم چید. نخست، کاخ سفید با بحران قیمت انرژی دست‌وپنجه نرم می‌کند؛ بنزین در پمپ‌های آمریکا هر روز گران‌تر می‌شود و دولت ترامپ یا هر دولت بعدی نمی‌تواند تنش بی‌پایان در شاهراه حیاتی نفت را تحمل کند.

دوم، شکست مفتضحانه عملیات اسکورت. پنتاگون با هیاهو اعلام کرد تنگه هرمز باز است و ما کشتی‌ها را از جنوب آبراه عبور می‌دهیم. نتیجه چه شد؟ سپاه و ارتش، یکی دو هفته پس از هر تلاش، دوباره حلقه محاصره را تنگ کردند و نشان دادند که افسانه «تنگه باز» چیزی جز یک توهم نیست.

سوم، پایگاه‌های آمریکا در منطقه در تیررس موشک‌های ایرانی قرار دارند و هر ماجراجویی جدید، خطر از دست رفتن همین اندک دارایی‌های لجستیکی باقی‌مانده را به همراه دارد. بنابراین عقب‌نشینی امروز واشنگتن، نه یک عقب‌نشینی ایدئولوژیک، که یک تاکتیک برای حفظ نفس است؛ پذیرش موقتِ یک چارچوب تا بلکه آب از آسیاب بیفتد و فرصتی برای طراحی یک حمله گسترده و همه‌جانبه برای تصرف تنگه هرمز فراهم آید.

پیامی که در این رفتار نهفته روشن است: هر تحرک نظامی آتی آمریکا در غرب کشور، جنوب شرق، یا هر نقطه دیگر، می‌تواند نشانه‌ای از فاز دوم همان برنامه باشد؛ برنامه تصرف گلوگاهی که ستون فقرات هژمونی جهانی واشنگتن محسوب می‌شود. چرا شریک شدن با عمان، مصداق هوشمندی است نه عقب‌نشینی؟

حال به نقطه کانونی نگران‌ها می‌رسیم: «چرا باید تنگه هرمز را با عمان شریک شویم؟ مگر رهبر انقلاب نفرمودند مدیریت دائمی با ایران؟» پاسخ در گرو فهم تفاوت میان «قدرت سخت» و «مشروعیت حقوقی» است. ایران اکنون قدرت سختِ بستن تنگه را دارد، اما برای آنکه این قدرت تبدیل به یک رژیم پذیرفته‌شده جهانی شود، نیازمند یک پوشش حقوقی و دیپلماتیک است. عمان همین نقش را بازی می‌کند.

عمان یک کشور ساحلی تنگه هرمز است. بر اساس حقوق بین‌الملل دریاها، هر توافقی درباره مدیریت یک آبراه بین‌المللی که یکی از کشورهای ساحلی را نادیده بگیرد، از همان ابتدا با انگ بی‌اعتباری و «یکجانبه‌گرایی» مواجه خواهد شد. ایران با نشاندن عمان بر سر میز مذاکره و تعریف جایگاهی تشریفاتی اما حقوقی برای خروج کشتی‌ها، چند دستاورد بزرگ را یکجا به دست می‌آورد:

حسن همجواری و رعایت حقوق بین‌الملل: ایران نشان می‌دهد که به حقوق همسایگان و قواعد پذیرفته‌شده جهانی احترام می‌گذارد؛ این اقدامی است که اجماع‌سازی نظامی یا سیاسی علیه تهران را دشوار می‌کند. وقتی عمان به‌عنوان یکی از اضلاع توافق حضور داشته باشد، دیگر نمی‌توان ایران را «اشغالگر یکجانبه آبراه» نامید.

مشروعیت بین‌المللی برای یک سیاست قاطع: فرمان بستن تنگه با پشتوانه حقوقیِ یک توافق دوجانبه، قدرت مقاومت در برابر فشارهای شورای امنیت و محاکم بین‌المللی را چندین برابر می‌کند.

شریکی که وزن نظامی ندارد: اینجاست که طنز تلخ ماجرا برای منتقدان نمایان می‌شود. عمان چه نیروی نظامیِ قابل اتکایی دارد که بخواهد واقعاً مدیر تنگه باشد؟ وقتی آمریکا با آن همه ناو و هواپیما نتوانست اسکورت پایدار ایجاد کند، عمان چگونه می‌تواند بدون خواست ایران مدعی مدیریت باشد؟ به‌قول معروف، «عمان را بازی می‌دهند، نه شریک قدرت». این توافق به ایران امکان می‌دهد که هم چماق را در دست داشته باشد و هم خرقه قانون به تن کند.

بنابراین شراکت با عمان، نه در تقابل با منویات مقام معظم رهبری، که ابزاری برای تثبیت آن منویات است. آنچه رهبری خواسته‌اند «مدیریت دائمی ایران» است، نه به طور حتم «انحصارطلبی لجوجانه بدون پشتوانه حقوقی». مدیریت دائمی را زمانی می‌توان تضمین کرد که جهان نیز ناچار به پذیرش آن شود و این توافق، اولین پله آن نردبان است. مؤلفه قدرت کم‌رنگ نشده، تازه نهادینه می‌شود

مهم‌تر از همه، هیچ نشانه‌ای دال بر کمرنگ‌شدن نگاه استراتژیک حاکمیت به تنگه هرمز وجود ندارد. نه دولت، نه نهادهای نظامی و نه شخص رهبری، ذره‌ای از ژئوپلیتیک این آبراه عقب ننشسته‌اند. تنگه هرمز در چشم تصمیم‌سازان ایران همچنان یک «مؤلفه قدرت» است، نه صرفاً یک گذرگاه جغرافیایی. منابع قدرت را حفظ می‌کنند، توسعه می‌دهند و آن‌ها را با لایه‌های حقوقی و دیپلماتیک زره‌پوش می‌کنند. توافق با عمان در واقع یک ارتقای مفهومی است: از «قدرت ناشی از بستن موقت با توپ و موشک» به «قدرت ناشی از یک رژیم حقوقی تحت کنترل».

اگر ترتیبات جدید با محوریت ایران نهادینه شود، دستاوردی راهبردی در تنگه هرمز خواهد بود

مجتبی قنبردوست، کارشناس مسائل سیاسی، در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا درباره تفاهم ایران و عمان پیرامون تنگه هرمز اظهار کرد: اگر این طرح به مرحله اجرا برسد و نهادینه شود، اتفاق بسیار مهمی خواهد بود؛ هرچند تحقق آن دشوار به نظر می‌رسد. بر اساس خبرهای اولیه، اگر ترتیبات به‌گونه‌ای باشد که تنگه هرمز تحت حاکمیت و سازوکارهای مورد توافق با محوریت ایران اداره شود، بدون تردید به نفع جمهوری اسلامی خواهد بود.

وی افزود: البته هنوز متن و جزئیات این تفاهم منتشر نشده و برای قضاوت دقیق باید مفاد آن را مشاهده کرد. در گذشته نیز درباره نحوه عبور و مرور در تنگه هرمز دیدگاه‌های مختلفی مطرح بود؛ از جمله اینکه مسیر رفت و برگشت به‌صورت مشترک اداره شود یا اینکه یکی از مسیرها در آب‌های سرزمینی ایران و مسیر دیگر در آب‌های عمان قرار گیرد و هر کشور در محدوده حاکمیتی خود اعمال حاکمیت کند.

این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: یک سناریوی دیگر نیز این است که صرف‌نظر از اینکه مسیر رفت یا برگشت در آب‌های ایران یا عمان باشد، نظارت و ترتیبات کلی با محوریت ایران انجام شود. اگر چنین مدلی مورد توافق قرار گرفته باشد، از منظر حقوقی و راهبردی اتفاق مثبتی خواهد بود.

قنبردوست با اشاره به ابعاد حقوق بین‌الملل این موضوع تصریح کرد: اگر مسیر عبور در آب‌های سرزمینی ایران باشد، تابع حاکمیت ایران است و اگر در آب‌های عمان قرار گیرد، تحت حاکمیت عمان خواهد بود؛ بنابراین این موضوع به‌خودی‌خود منافاتی با اصل حاکمیت ایران بر آب‌های خود ندارد. در عین حال، جمهوری اسلامی مطابق حقوق بین‌الملل در صورتی که احساس کند از این آبراه برای تهدید امنیت ملی کشور استفاده می‌شود، حق انجام اقدامات امنیتی و نظامی را خواهد داشت.

وی خاطرنشان کرد: در سال‌های گذشته نیز بخش عمده رفت‌وآمدها از مسیر عمانی انجام شده و در همین دوره پس از انقلاب اسلامی نیز بسیاری از تهدیدات، جابه‌جایی تجهیزات و فعالیت‌های نظامی آمریکا از همین مسیر صورت گرفته است.

این کارشناس مسائل سیاسی گفت: در مجموع هنوز اطلاعات قطعی درباره این تفاهم در اختیار نیست و نباید با خبرهای پراکنده قضاوت نهایی کرد، اما اگر آنچه تاکنون مطرح شده صحت داشته باشد و مسیر ورودی در آب‌های ایران، مسیر خروجی در آب‌های عمان و در عین حال ترتیبات اجرایی و نظارتی با محوریت ایران باشد، این یک دستاورد بسیار مهم خواهد بود؛ هرچند بعید است آمریکا به‌سادگی با چنین سازوکاری موافقت کند. توافق ایران و عمان، حاکمیت ایران بر هرمز را تثبیت می‌کند

وی افزود: تحقق چنین توافقی می‌تواند در چارچوب تأکیدات رهبر معظم انقلاب درباره حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز ارزیابی شود و از منظر حقوق بین‌الملل نیز با توجه به توافق دو کشور ساحلی، قابلیت استناد خواهد داشت.

قنبردوست درباره احتمال پایبندی طرف‌های مقابل به این تفاهم نیز اظهار کرد: ممکن است در شرایط فعلی به‌دلیل نیاز بازار جهانی به کاهش نوسانات قیمت نفت و امنیت مسیرهای انتقال انرژی، برخی کشورها این ترتیبات را بپذیرند، اما احتمال تغییر موضع آن‌ها در آینده نیز وجود دارد.

وی ادامه داد: بر اساس برخی اظهاراتی که از مسئولان شنیده‌ام، این توافق به معنای بازگشایی فوری تنگه هرمز در شرایط جنگی نیست و تا زمانی که تهدیدات علیه جمهوری اسلامی ادامه داشته باشد، به‌طور طبیعی شرایط تنگه نیز متأثر از وضعیت امنیتی خواهد بود. در نتیجه، بازار جهانی همچنان با نوسانات قیمت نفت و حامل‌های انرژی مواجه خواهد ماند.

این کارشناس مسائل سیاسی در پایان تأکید کرد: از آنجا که عمان نیز در معادلات منطقه‌ای کامل مستقل عمل نمی‌کند، احتمال بروز چالش‌هایی در اجرای این تفاهم وجود دارد. در نهایت باید منتظر انتشار متن کامل توافق و بررسی بندهای آن بود؛ زیرا تنها با مطالعه جزئیات می‌توان درباره آثار و پیامدهای واقعی آن قضاوت کرد.

ترتیبات جدید، نقش مدیریتی ایران در تنگه هرمز را تقویت می‌کند

حسن آجرلو کارشناس مسائل خاورمیانه در گفت‌وگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: در ابتدا باید به این نکته توجه کرد که آنچه در پیام رهبر معظم انقلاب مورد تأکید قرار گرفت، اتخاذ ترتیباتی بود که ضمن حفظ نقش مدیریتی ایران، امکان بهره‌مندی کشور از منافع و درآمدهای ناشی از این مسیر را نیز فراهم کند. آنچه تاکنون از فضای مذاکرات و اخبار منتشرشده برمی‌آید، نشان می‌دهد مذاکرات در همین چارچوب در حال پیش رفتن است.,

وی افزود: بر اساس اطلاعاتی که تاکنون منتشر شده، ورود شناورها از بخش شمالی با اجازه و بر اساس ترتیبات مورد توافق با ایران انجام خواهد شد و در قبال خدمات ارائه‌شده نیز هزینه‌هایی پرداخت می‌شود که می‌تواند برای کشور درآمدزا باشد. از سوی دیگر، خروج از بخش جنوبی با نظارت عمان و اطلاع ایران صورت خواهد گرفت. این سازوکار، در مجموع جایگاه مدیریتی ایران در تنگه هرمز را نسبت به گذشته تقویت می‌کند. البته شاید هنوز با وضعیت ایده‌آل و کنترل کامل فاصله داشته باشد، اما در هر صورت نسبت به شرایط پیشین، نقش ایران در مدیریت تنگه افزایش خواهد یافت.

کارشناس مسائل خاورمیانه تصریح کرد: بنابراین نمی‌توان گفت این روند الزاماً با اصول اعلام‌شده در تعارض است. شاید برخی معتقد باشند که باید ترتیبات به شکل دیگری طراحی می‌شد، اما باید واقعیت‌های موجود را نیز در نظر گرفت.

وی ادامه داد: نکته مهم این است که موضوع تنگه هرمز یک پرونده دووجهی است. بسته شدن تنگه می‌تواند به نوعی به معنای محاصره خود ایران نیز باشد. در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، همان‌گونه که اصل عزت اهمیت دارد، اصل مصلحت نیز یکی از ارکان اساسی تصمیم‌گیری است. بنابراین حتی اگر در برخی موارد بخشی از منافع در قالب یک دادوستد دیپلماتیک تعریف شود، باید مجموعه منافع کلان کشور را در نظر گرفت. کاهش تنش و دور کردن خطر جنگ، اولویت ایران است

کارشناس مسائل خاورمیانه عنوان کرد: امروز جمهوری اسلامی ایران نیاز دارد سطح تنش‌های پیرامونی را کاهش دهد، خطر جنگ را از کشور دور کند و از مسیر دیپلماسی مسائل را مدیریت کند. در شرایط کنونی، دیپلماسی تنها راهی است که می‌تواند این پرونده را به سرانجام برساند. البته این به معنای اعتماد ایران به طرف مقابل نیست؛ زیرا تجربه نشان داده است که طرف مقابل، از جمله پس از تفاهم ۱۴ بندی، به تعهدات خود پایبند نبوده است. با این حال باید منتظر ماند تا جزئیات نهایی این تفاهم مشخص شود و روشن شود دقیقاً چه موضوعاتی مورد توافق قرار گرفته است.

آجرلو گفت: در عین حال نباید فراموش کرد که تصمیم‌گیری درباره این پرونده صرفاً ناظر بر یک موضوع محدود نیست، بلکه مجموعه‌ای از ملاحظات کلان امنیتی، اقتصادی و سیاسی کشور در آن دخیل است. بر اساس مواضعی که از سوی مسئولان جمهوری اسلامی ایران، از جمله بیانیه‌های رسمی، اعلام شده، ایران دیگر حاضر به تحمل تکرار برخی رفتارهای گذشته نیست و در عین حال تلاش می‌کند نخستین گام را از مسیر دیپلماسی بردارد. اگر این مسیر به نتیجه نرسد، طبیعتاً گزینه‌های دیگر نیز قابل بررسی خواهد بود.

وی در پایان گفت: در مجموع، سیاست خارجی یک امر ایستا نیست که بتوان درباره آن با نگاه ثابت قضاوت کرد، بلکه یک فرآیند پویا و مبتنی بر تحولات است. باید دید در این روند دیپلماتیک، تعهد در برابر تعهد چگونه پیش می‌رود، آیا توازن لازم میان طرفین شکل می‌گیرد یا خیر و در نهایت این فرآیند در آینده به چه تحولاتی منجر خواهد شد. خنجری از جنس حقوق در مشت ایران

به گزارش ایمنا، پس این نگرانی که «تنگه هرمز از دست رفت» را باید در سطل شایعات انداخت. آنچه اکنون در حال وقوع است، نه یک عقب‌نشینی، بلکه یک حمله حقوقی ظریف است؛ مهره‌ای به نام عمان که بازی را برای ایران مشروع و برای دشمن پیچیده‌تر می‌کند.

تنگه همچنان بسته است، کشتی‌ها هنوز برای ورود محتاج اجازه تهران هستند و سیاست رسمی کشور چیزی جز اجرای مرحله‌ای فرمان رهبری نیست. تنها تهدید واقعی، نه این توافق، که سکوت پرنقشه آمریکاست؛ سکوتی که می‌تواند پیش‌درآمد توفانی بزرگ برای بازپس‌گیری شاهرگ حیاتیِ هژمونی غرب باشد. تا آن روز اما، تنگه هرمز نه باز شده، نه شریک پیدا کرده، بلکه قفلی حقوقی خورده که کلیدش همچنان در جیب تهران است و عمان تنها نگهبان تشریفاتیِ خروجی‌اش. کد مطلب 994090



۶ ساعت قبل / سایت جماران

پیروزی سریع بر ایران محقق نشد؛ نارضایتی متحدان عرب آمریکا از ترامپ افزایش یافته است

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، «واشنگتن‌پست» در گزارشی به نقل از مقام‌های عربی و غربی نوشت نارضایتی از واشنگتن در کشورهای حاشیه خلیج فارس رو به افزایش است و متحدان آمریکا نگران‌اند که دونالد ترامپ نتواند دیپلماسی لازم برای پایان دادن به جنگ و دستیابی به صلح با ایران را مدیریت کند.

بر اساس این گزارش، پس از ماه‌ها درگیری و ادامه حملات موشکی و پهپادی ایران و نیروهای همسو با تهران، عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین اکنون در نارضایتی از نحوه مدیریت بحران از سوی دولت آمریکا اشتراک نظر بیشتری پیدا کرده‌اند. حتی در برخی از این کشورها بحث‌هایی درباره فایده ادامه میزبانی از تأسیسات و پایگاه‌های بزرگ نظامی آمریکا شکل گرفته است. 

یکی از مقام‌های کشورهای خلیج فارس در گفت‌وگو با واشنگتن‌پست گفت: «ترامپ این جنگ را آغاز کرد و ما بهای آن را می‌پردازیم.» به گفته این مقام، خشم از آمریکا از زمان حملات آمریکا و اسرائیل به ایران در ماه فوریه به بالاترین سطح خود رسیده است.

  وابستگی به آمریکا؛ در کنار افزایش بی‌اعتمادی

با وجود افزایش نارضایتی، کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس همچنان به آمریکا به‌عنوان یکی از اصلی‌ترین شرکای امنیتی و تأمین‌کنندگان تسلیحات خود وابسته‌اند. قطر و بحرین نیز میزبان پایگاه‌های بزرگ نظامی ایالات متحده هستند.

با این حال، نگرانی از سیاست واشنگتن برخی دولت‌های منطقه را به بررسی ترتیبات و شراکت‌های امنیتی تازه سوق داده است. تحلیلگران معتقدند این روند دست‌کم در کوتاه‌مدت به معنای دگرگونی کامل نظم امنیتی منطقه نیست، اما نشان می‌دهد کشورهای خلیج فارس در حال بررسی گزینه‌هایی برای کاهش وابستگی مطلق به آمریکا هستند.

یک مقام ارشد اروپایی، توافق دفاعی متقابل اخیر میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را «پیامی به آمریکا» توصیف کرد و گفت این توافق نشان می‌دهد سه کشور قدرتمند مسلمان سنی در تلاش‌اند شرکای امنیتی و دفاعی خود را متنوع کنند؛ زیرا از نگاه آنها «آمریکا به‌تنهایی کافی نیست».

در مقابل، یک مقام کاخ سفید این ارزیابی‌ها را رد کرد و گفت ترامپ روابط «فوق‌العاده‌ای» با شرکای آمریکا در خلیج فارس دارد و واشنگتن از پیش از آغاز عملیات علیه ایران، به‌طور مستمر با متحدان منطقه‌ای خود در تماس بوده است.

  «آمریکا ما را ناامن‌تر کرده است»

«فراس مقصد»، مدیر بخش خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه اوراسیا، به واشنگتن‌پست گفت نارضایتی در میان متحدان آمریکا از همان ابتدای جنگ وجود داشته و بسیاری از آنها احساس می‌کنند ناخواسته وارد درگیری‌ای شده‌اند که ترامپ اکنون برای پایان دادن به آن با مشکل روبه‌رو است.

«آنا جیکوبز» از مؤسسه کشورهای عرب خلیج فارس در واشنگتن نیز گفت اعتماد به ایالات متحده از زمان آغاز جنگ کاهش یافته است و متحدان آمریکا احساس می‌کنند عملکرد واشنگتن در منطقه آنها را «کمتر امن» کرده است.

با این حال، یک دیپلمات غربی مستقر در منطقه تأکید کرد این تحولات الزاماً به معنای چرخشی بنیادین علیه آمریکا نیست. به گفته او، حتی پیش از جنگ نیز حضور نظامی آمریکا در کشورهای منطقه با اشتیاق کامل پذیرفته نمی‌شد و بیشتر به‌عنوان «یک شر ضروری» دیده می‌شد؛ اما اکنون حتی ضرورت این حضور نیز بیش از گذشته مورد پرسش قرار گرفته است. 

  عربستان زیر فشار جنگ

عربستان سعودی در هفته‌های اخیر با فشارهای امنیتی بیشتری مواجه شده است. این کشور علاوه بر حملات ایران و گروه‌های عراقی همسو با تهران، هدف حملات حوثی‌های یمن نیز قرار گرفته است.

به نوشته واشنگتن‌پست، حوثی‌ها بارها زیرساخت‌های انرژی عربستان را هدف قرار داده و تلاش کرده‌اند عبور و مرور در تنگه باب‌المندب در ورودی دریای سرخ را مختل کنند. از سوی دیگر، پس از بسته‌شدن تنگه هرمز در روزهای ابتدایی جنگ، عربستان برای بخش مهمی از صادرات نفت خود بیش از گذشته به بنادر دریای سرخ وابسته شده است.

  رؤیای «پیروزی سریع» رنگ باخت

واشنگتن‌پست می‌نویسد نگاه رهبران کشورهای خلیج فارس به جنگ نیز طی ماه‌های گذشته تغییر کرده است. عمان از آغاز مخالف جنگ بود، اما عربستان سعودی، امارات و بحرین در مقاطعی موضع متفاوتی داشتند.

یک دیپلمات غربی به این روزنامه گفته است نیروهای امارات طی ماه‌های گذشته حملاتی علیه خاک ایران انجام داده‌اند و نیروهای سعودی نیز در واکنش به حملات گروه‌های همسو با تهران از خاک عراق، دست به حملات متقابل زده‌اند.

یک مقام ارشد اروپایی درباره محاسبات اولیه ریاض و ابوظبی گفت این کشورها را نمی‌توان کاملاً حامی جنگ دانست، اما در آغاز نیز به‌طور کامل با آن مخالف نبودند. از نگاه آنها، اگر جنگ به یک پیروزی سریع و قاطع منجر می‌شد، نتیجه آن می‌توانست برایشان سودمند باشد.

اما این محاسبه در آستانه نخستین دور مذاکرات ایران و آمریکا در ماه آوریل تغییر کرد؛ زمانی که به گفته این مقام، مشخص شد حکومت ایران سقوط نخواهد کرد و تهران نیز حاضر نیست تنگه هرمز را بازگشایی کند.

  نگرانی از رفت‌وبرگشت‌های ترامپ

«بدر السیف»، استادیار تاریخ دانشگاه کویت، گفت بی‌ثباتی و تغییر مداوم مواضع ترامپ طی ماه‌های گذشته نگرانی کشورهای خلیج فارس را تشدید کرده است.

به گفته او، حتی پیش از این تغییر مواضع نیز راهبرد روشنی درباره نحوه پایان دادن به بحران وجود نداشت. السیف با اشاره به تفاهم‌نامه‌ای که در ماه ژوئن میان ایران و آمریکا شکل گرفت، آن را ناکافی دانست و گفت این تفاهم نتوانست نگرانی‌های اصلی کشورهای عرب خلیج فارس، از جمله برنامه موشک‌های بالستیک ایران و حمایت تهران از گروه‌های همسو در منطقه را برطرف کند.

او تأکید کرد شروط مطرح‌شده در آن توافق با خواسته‌های کشورهای خلیج فارس همخوانی نداشت و همین مسئله یکی از عوامل از بین رفتن سریع آن بود.

  «نمی‌توانیم به آمریکا نه بگوییم»

با وجود همه این نارضایتی‌ها، کشورهای خلیج فارس در حال حاضر جایگزین فوری و قابل اتکایی برای شراکت امنیتی چند دهه‌ای خود با ایالات متحده ندارند.

یکی از مقام‌های منطقه به واشنگتن‌پست گفت ادامه جنگ عملاً این کشورها را مجبور می‌کند حتی بیش از گذشته بر همکاری امنیتی با واشنگتن تکیه کنند.

او در توصیف این وضعیت گفت: «هر کاری که انجام دهیم، نمی‌توانیم به آمریکا نه بگوییم.»

«داگلاس سیلیمان»، سفیر پیشین آمریکا در کویت و عراق در دولت‌های باراک اوباما و دونالد ترامپ، نیز گفت در سفر اخیر خود به منطقه نارضایتی قابل‌توجهی از واشنگتن مشاهده کرده است؛ هرچند هم‌زمان طی هفته‌های اخیر خشم از تهران نیز به دلیل ادامه حملات به زیرساخت‌های منطقه و خودداری از بازگشایی تنگه هرمز افزایش یافته است.

سیلیمان وضعیت فعلی را نوعی «تناقض عجیب» توصیف کرد: دولت‌ها و افکار عمومی منطقه از آمریکا به دلیل آغاز جنگ ناراضی‌اند، اما برای تأمین تجهیزات، مهمات و اطلاعات نظامی همچنان به همان کشور وابسته هستند.

  پیامدهای اقتصادی جنگ در راه است

تداوم جنگ تنها یک چالش امنیتی برای کشورهای خلیج فارس نیست و می‌تواند هزینه‌های اقتصادی فزاینده‌ای نیز به آنها تحمیل کند.

در شرایط عادی نیز فعالیت اقتصادی، گردشگری و رویدادهای منطقه در ماه‌های بسیار گرم تابستان کاهش می‌یابد، اما از پاییز و با خنک‌تر شدن هوا، کشورهای خلیج فارس وارد یکی از مهم‌ترین دوره‌های سال برای گردشگری، تجارت و برگزاری رویدادهای بین‌المللی می‌شوند.

امسال اما کنفرانس‌ها، نشست‌های سران، جشنواره‌ها و رقابت‌های فرمول یک که از اکتبر تا دسامبر بخش مهمی از تقویم اقتصادی و تبلیغاتی منطقه را تشکیل می‌دهند، تحت تأثیر ادامه ناامنی با ابهام روبه‌رو شده‌اند.

یک دیپلمات غربی گفت دهمین دوره «ابتکار سرمایه‌گذاری آینده» عربستان سعودی که اواخر اکتبر برگزار می‌شود و به «داووس در صحرا» شهرت دارد، می‌تواند نخستین آزمون جدی برای سنجش میزان آمادگی مقام‌های بلندپایه و مدیران شرکت‌های بزرگ بین‌المللی برای سفر به منطقه در شرایط جنگی باشد.

  خشم از واشنگتن، نگرانی از تهران

گزارش واشنگتن‌پست در نهایت تصویری پیچیده از وضعیت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس ارائه می‌دهد: دولت‌هایی که از طولانی‌شدن جنگ و نحوه مدیریت آن توسط ترامپ ناراضی‌اند، از ادامه حملات ایران نیز خشمگین هستند و در عین حال، برای مقابله با تهدیدهای امنیتی همچنان به آمریکا وابسته مانده‌اند.

در آغاز جنگ، برخی پایتخت‌های عربی امیدوار بودند درگیری به‌سرعت به یک نتیجه قطعی برسد؛ اما با گذشت ماه‌ها، نه ایران فروپاشیده، نه تنگه هرمز به شرایط عادی بازگشته و نه واشنگتن توانسته راه‌حلی پایدار برای پایان دادن به بحران ارائه کند.

همین وضعیت، شکاف میان انتظارات اولیه کشورهای خلیج فارس و واقعیت یک جنگ فرسایشی را عمیق‌تر کرده و پرسش‌هایی تازه درباره قابل اتکا بودن راهبرد امنیتی آمریکا در منطقه به وجود آورده است.


۵ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

در واکنش به ادعای ترامپ درباره تنگه هرمز، کنسولگری ایران در هند، «کالیفرنیا» را قلمروی جدید ایران معرفی کرد + عکس

کد خبر: 787360 | ۱۴۰۵/۰۵/۲۹ ۲۳:۵۷:۱۸ اعتمادآنلاین |

در واکنش به اظهارات دونالد ترامپ، درباره ادعای مالکیت آمریکا بر تنگه هرمز، کنسولگری جمهوری اسلامی ایران در حیدرآباد هند نقشه‌ای از ایالات متحده منتشر کردند که در آن ایالت کالیفرنیا با عبارت “قلمرو جدید جمهوری اسلامی ایران” مشخص شده است.

  اخبار مرتبط قطر: خواهان بازگشت وضعیت تنگه هرمز به زمان قبل از جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران هستیم توافق ایران و عمان می‌تواند به تنهایی منجر به بازگشایی تنگه‌هرمز شود؟


۶ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

تهدیدهای ترامپ به شروط ایران منجر شد نه امتیازدهی

روزنامه «نیویورک‌تایمز» در گزارشی درباره وضعیت روابط ایران و آمریکا نوشت: ۲ کشور نه در حال مذاکره جدی هستند و نه در جنگ تمام عیار، بلکه در وضعیتی ناپایدار و بینابینی قرار گرفته‌اند که می‌تواند یا به بازگشت درگیری نظامی منجر شود یا به یک بن‌بست طولانی تبدیل شود.

به نوشته این روزنامه آمریکایی، مقام‌های ایرانی معتقدند مقاومت در برابر فشار اقتصادی آمریکا و حفظ کنترل بر تنگه هرمز، بیش از دادن امتیازات بزرگ در یک توافق مذاکره‌شده برای تهران منفعت دارد. در مقابل، واشنگتن ظاهراً شرط بسته است که تشدید فشار اقتصادی بتواند کاری را انجام دهد که حملات نظامی از انجام آن عاجز مانده‌اند.

آتش‌بسی که ۲ ماه پیش میان طرفین برقرار شد، قرار بود مسیر دستیابی به توافقی گسترده‌تر ظرف ۶۰ روز را باز کند؛ توافقی که برنامه هسته‌ای ایران و رفع تحریم‌های آمریکا را در بر بگیرد. اما این مهلت در هفته جاری به پایان رسید و ترامپ روز سه‌شنبه اعلام کرد هیچ «مذاکره یا گفت‌وگویی» در جریان نیست و برنامه‌ای نیز برای آن وجود ندارد.

نیکول گراجوسکی استادیار مرکز مطالعات بین‌المللی ساینس‌پو در پاریس وضعیت موجود را «برزخی دائمی» توصیف کرد و گفت در چند ماه گذشته، جز «تثبیت بیشتر موضع ایران و تلاش‌های مکرر و تاکنون ناموفق آمریکا برای یافتن نوعی راه خروج»، تغییر بنیادین چندانی رخ نداده است. شروط ایران برای تنگه هرمز

نیویورک‌تایمز نوشت تهران در ماه جاری فهرستی از مطالبات خود از واشنگتن برای بازگشایی تنگه هرمز ارائه کرده است؛ از جمله لغو تحریم‌ها، آزادسازی دارایی‌های مسدودشده ایران و پرداخت غرامت جنگی.

شرایط مشابهی پیش از این نیز به‌عنوان بخشی از یک توافق احتمالی میان طرفین مطرح شده بود و در تفاهم‌نامه‌ای که ماه ژوئن مورد توافق قرار گرفت اما خیلی زود از هم پاشید، به آنها اشاره شده بود.

طبق این گزارش، ایران طی هفته‌های گذشته با عمان نیز درباره نحوه مدیریت آینده تنگه هرمز مذاکره کرده است.

مهرزاد بروجردی رئیس کالج هنر، علوم و آموزش دانشگاه علوم و فناوری میزوری گفت: «تهران پس از عبور از شوک اولیه جنگ، اکنون مصمم است قدرت خود را نشان دهد. استفاده ایران از تنگه هرمز به‌عنوان یک سلاح و چانه‌زنی سخت آن در مذاکرات موازی با آمریکا و عمان را باید در همین چارچوب درک کرد.» تهدیدهای ترامپ نتیجه معکوس داد

نیویورک‌تایمز در بخش دیگری از گزارش خود نوشت لحن ترامپ طی چند ماه گذشته میان «تهدید به نابودی» ایران و وعده نزدیک بودن یک توافق دیپلماتیک در نوسان بوده است.

این روزنامه سپس به نتیجه این راهبرد پرداخت و نوشت اگر هدف چنین رویکردی ترساندن مقام‌های ایرانی و وادار کردن آنها به امتیازدهی بوده، ظاهراً نتیجه‌ای معکوس داشته است.

به گزارش نیویورک‌تایمز، فشار نظامی نتوانسته واشنگتن را به اهداف خود برساند و آمریکا اکنون بر تشدید فشار اقتصادی علیه ایران تأکید دارد.

«جرد کوشنر» داماد و فرستاده ترامپ روز دوشنبه به فاکس نیوز گفت مقام‌های ایرانی تمایلی به پذیرش شرایط مطلوب آمریکا ندارند. او در پاسخ به سوالی درباره وضعیت مذاکرات، به محاصره دریایی با هدف وارد کردن ضربه بیشتر به اقتصاد ایران اشاره کرد و آن را محور فعلی تمرکز ترامپ دانست.

ترامپ نیز روز سه‌شنبه اعلام کرد این محاصره همچنان به‌طور کامل برقرار است.

اسکات بسنت وزیر خزانه‌داری آمریکا نیز اخیراً در گفت‌وگو با نیوزمکس گفت وزارتخانه تحت مدیریت او قصد دارد اقداماتی علیه ایران اعمال کند که به ادعای او «در تاریخ انزوای اقتصادی» یک کشور سابقه نداشته است.

در عین حال، نیویورک‌تایمز یادآوری کرد که ایران پیش از این نیز فشارهای اقتصادی بین‌المللی را پشت سر گذاشته است. بسیاری از کارشناسان بین‌المللی نیز یادآور شده‌اند که دولت آمریکا در سال‌های گذشته تمام ابزارهای اقتصادی و دیپلماتیک خود را برای اعمال فشار بر تهران به کار گرفته و گزینه جدیدی روی میز ندارد.

نیویورک‌تایمز در ادامه نوشت در صورت آغاز دوباره یک درگیری گسترده، پیامدهای آن به ایران محدود نخواهد ماند.

به گزارش این روزنامه، ازسرگیری جنگ احتمالاً زیرساخت‌های انرژی منطقه، پایگاه‌های آمریکا در غرب آسیا و کشتیرانی تجاری را نیز وارد درگیری خواهد کرد.

با این حال، در شرایط فعلی ادامه بن‌بست نیز به همان اندازه محتمل است و مسائل اصلی اختلاف، از جمله برنامه هسته‌ای ایران و سرنوشت تنگه هرمز، همچنان بدون راه‌حل باقی مانده‌اند.

گراجوسکی با اشاره به شکست تلاش‌های واشنگتن برای یافتن راه خروج هشدار داد هرچه این وضعیت طولانی‌تر شود، مواضع طرفین نیز سخت‌تر خواهد شد.

او گفت: «هرچه این وضعیت برزخی بیشتر ادامه پیدا کند، بیشتر تثبیت می‌شود و ساختن یک راه خروج که هیچ‌یک از طرفین مجبور نباشد آن را به‌عنوان امتیازدهی معرفی کند، دشوارتر خواهد شد.»




 غیررسمی؛ پل پوگبا به فورتونا سیتارد هلند پیوست
۶ ساعت قبل / سایت فوتبالی

غیررسمی؛ پل پوگبا به فورتونا سیتارد هلند پیوست

پایگاه خبری فوتبالی- پل پوگبا در آستانه آغاز فصل جدید، مقصد جدید خود را پیدا کرده است. به گزارش فوتبالی، طبق گزارش‌های منتشرشده، هافبک فرانسوی پس از جدایی از موناکو به صورت بازیکن آزاد، با فورتونا سیتارد به توافق شفاهی رسیده و انتقال او وارد مراحل نهایی شده است.این انتقال در شرایطی رقم می‌خورد که موناکو و پوگبا روز گذشته رسما به همکاری خود پایان دادند. دو طرف قراردادشان را با توافقی دوجانبه فسخ کردند؛ قراردادی که قرار بود تا ژوئن ۲۰۲۷ ادامه داشته باشد. پل پوگبا در دوران حضورش در موناکو با مشکلات ...,فورتونا سیتارد,لیگ هلند,پل پوگبا,موناکو,پیشنهاد سردبیر,نقل و انتقالات

 زنگ خطر در آموزش‌وپرورش؛ معنای معدل ناپلئونی دانش ‌آموزان چیست؟
۵ ساعت قبل / سایت تابناک

زنگ خطر در آموزش‌وپرورش؛ معنای معدل ناپلئونی دانش ‌آموزان چیست؟

مشکلات آموزش و پرورش برآمده از همه دولتهای گذشته است، اما در دولت فعلی هم وزارتخانه مربوطه نتوانسته تدبیر و ابتکار عمل خاصی از خود بروز و ظهور دهد.

 گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!
۳ ساعت قبل / سایت فوتبالی

گزارش ویژه؛ ۱۰ نکته از نساجی - استقلال در قائمشهر؛ سه امتیاز با پنجره بسته!

پایگاه خبری فوتبالی- یک: وفادار به ترکیب برنده: یک قانون ساده در فوتبال وجود دارد، به تیمی که برنده شده دست نزنید و بیخودی دنبال جنگولک بازی نروید. منطق حکم می‌کند، مربیان موفق در دنیای فوتبال اکثرا با چرخه محدودی از بازیکنان ترکیب را می‌چینند و به ندرت دست به تغییر می‌زنند.دو: تیمهای مجتبی حسینی در سالهای اخیر یک ویژگی مشترک داشته‌اند. جمع شدن در زمین خودی، بازی فشرده و استفاده از ضدحمله. هر چند آنها به دروازه استقلال فشار خاصی نیاوردند چون زورش را نداشتند. تارتار در کنفرانس مطبوعاتی قبل از باز ...,استقلال,نساجی,مجتبی حسینی,سهراب بختیاری‌زاده,صالح حردانی,یاسر آسانی,عارف آقاسی,پیشنهاد سردبیر

 ۶۹ میلیون ایرانی خودرو ندارد/ ۱۴۰۰۰ خانوار بیش از ۱۰ خودرو دارند +جدول
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

۶۹ میلیون ایرانی خودرو ندارد/ ۱۴۰۰۰ خانوار بیش از ۱۰ خودرو دارند +جدول

اقتصادنیوز: ۳۴.۵ میلیون خانوار ایرانی حتی یک خودرو ندارند

 بهانه ترامپ برای حمله به ایران + فیلم
۵۶ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

بهانه ترامپ برای حمله به ایران + فیلم

رئیس‌جمهور آمریکا درباره تجاوز به ایران گفت: چاره دیگری نداشتیم. اگر صد بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام می‌دادم. آن‌ها نباید به سلاح هسته‌ای دست پیدا کنند.»

 مهدی طارمی در تیم فرهاد مجیدی
۴ ساعت قبل / روزنامه هفت صبح

مهدی طارمی در تیم فرهاد مجیدی

مهدی طارمی دیگر جایی در فوتبال اروپا ندارد و گویا تنها چاره اش حضور در لیگ امارات است!