قیمت طلا امروز




 خبرگزاری ایمنا / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

ائتلاف مکه جا زد!

ائتلافی که قرار بود حمله به یکی، حمله به همه باشد، در نخستین آزمون خود با یک پرسش ساده مواجه شده است: اگر یمن به منافع عربستان حمله کند، آیا آنکارا و اسلام‌آباد حاضرند هزینه جنگ با صنعا را بپردازند.
 ائتلاف مکه جا زد!

به گزارش خبرگزاری ایمنا، توافق دفاعی مکه میان عربستان، پاکستان و ترکیه که روز جمعه ۱۶ مرداد ۱۴۰۵ برابر با ۷ اوت ۲۰۲۶ امضا شد، هنوز چند روز از تولدش نگذشته که با نخستین آزمون عملی خود مواجه شده است؛ حمله یمن به تأسیسات نفتی آرامکو در استان جیزان عربستان. ائتلافی که قرار بود حمله به هر یک از اعضا را حمله به همه تلقی کند، در برابر این حمله تاکنون واکنش متناسبی نشان نداده است؛ سکوتی که می‌تواند نخستین شکاف میان تصویر تبلیغاتی این پیمان و واقعیت میدانی آن باشد.

این نخستین بار نیست که ریاض به دنبال ایجاد چنین چتری برای امنیت خود است. عربستان و پاکستان در شهریور سال گذشته نیز پیمان دفاعی مشابهی امضا کردند، اما در برابر تحولات بعدی، از حملات به پایگاه‌های آمریکایی در خاک عربستان گرفته تا ضربات مقاومت و سپس محاصره دریایی اعلام‌شده از سوی یمن، آن توافق نتوانست به واکنشی تعیین‌کننده منجر شود. اکنون نسخه بزرگ‌تر همان پیمان با ورود ترکیه باید نشان دهد که آیا واقعاً چیزی بیش از یک اتحاد سیاسی و نمادین است یا خیر.

بیشتر بخوانید: پیمان مکه؛ ائتلاف ناقصی که امنیت را با پول می‌خرد یمن، نقطه ضعف ائتلاف

مشکل اصلی ائتلاف مکه این است که با دشمنی مواجه شده که قواعد کلاسیک جنگ را به‌خوبی دور زده است. یمن برای اعمال فشار بر طرف مقابل الزاماً نیازمند اشغال خاک یا بمباران پایتخت آن نیست؛ کنترل و تهدید خطوط کشتیرانی در دریای سرخ و باب‌المندب به‌تنهایی می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و امنیتی سنگینی ایجاد کند.

این همان جایی است که شعارهای نظامی ائتلاف با واقعیت برخورد می‌کند. پاکستان و ترکیه اگر بخواهند برای دفاع از عربستان وارد جنگ مستقیم با یمن شوند، با یک میدان عملیاتی پیچیده روبه‌رو خواهند بود؛ میدانی که یمنی‌ها پیش از این توانسته‌اند در فاصله صدها کیلومتری، قدرت‌های نظامی بزرگ‌تر را نیز تحت فشار قرار دهند.

اعزام ناو به منطقه نیز به طور حتم راه‌حل نیست. یمن نشان داده که در نبرد دریایی تنها به قواعد سنتی جنگ متکی نیست و می‌تواند هزینه حضور نظامی طرف مقابل را افزایش دهد. از سوی دیگر، انتقال نیرو از طریق خاک عربستان یا مناطق تحت نفوذ این کشور در جنوب یمن نیز برای آنکارا و اسلام‌آباد هزینه‌های جدیدی ایجاد خواهد کرد.

ترکیه و پاکستان؛ متحدان عربستان یا گروگان امنیت ریاض؟

توافق مکه بیش از آنکه پاسخ به نیازهای امنیتی ترکیه و پاکستان باشد، نشانه‌ای از نگرانی عمیق عربستان درباره آینده امنیت خود است.

پاکستان دهه‌هاست روابط نظامی نزدیکی با ریاض دارد و حتی از دهه ۱۹۷۰ حضور نظامی در خاک عربستان داشته است؛ اما این رابطه هیچ‌گاه به معنای ورود مستقیم اسلام‌آباد به جنگ‌های عربستان نبوده است.

ترکیه نیز شرایط متفاوتی دارد. این کشور عضو ناتو، قدرتی منطقه‌ای و دارای منافع گسترده در سوریه، عراق، مدیترانه و قفقاز است. بنابراین نمی‌توان آنکارا را تنها به‌عنوان نیروی کمکی ریاض در برابر یمن تصور کرد. ترکیه خود با مجموعه‌ای از رقابت‌های منطقه‌ای مواجه است و ورود به جنگی فرسایشی با صنعا می‌تواند جبهه‌های جدیدی برای این کشور ایجاد کند.

از همین رو، سخنان هاکان فیدان، وزیر خارجه ترکیه، درباره شباهت توافق مکه با ماده ۵ ناتو نیازمند تأمل است. ماده ۵ ناتو پشتوانه‌ای مانند قدرت نظامی آمریکا دارد؛ اما توافق مکه فاقد قدرتی با چنین ابعاد و جایگاهی است. پاکستان ممکن است توان هسته‌ای داشته باشد، اما تبدیل این توان به «چتر هسته‌ای» برای عربستان یا ترکیه موضوعی کاملاً متفاوت است.

بنابراین تشبیه توافق مکه به ناتو بیشتر از آنکه بیانگر قدرت باشد، تلاش برای تولید تصویر قدرت است. توافقی با پوشش اسلامی

انتخاب مکه برای امضای توافق نیز اتفاقی نیست. امضای چنین پیمانی در این شهر، به توافق ظاهری اسلامی می‌دهد و به اسلام‌آباد و آنکارا امکان می‌دهد حضور خود در یک پیمان امنیتی تحت رهبری عربستان را با ادبیات همبستگی اسلامی توضیح دهند.

اما همین نقطه می‌تواند به پاشنه آشیل توافق تبدیل شود. اگر هدف اصلی این اتحاد، مقابله با مقاومت یمن و مهار محور مقاومت باشد، استفاده از عنوان‌های اسلامی نمی‌تواند ماهیت ژئوپلیتیکی آن را پنهان کند.

یمن نیز از همین زاویه وارد میدان شده است؛ صنعا خود را نه در جایگاه بازیگری نیابتی، بلکه به‌عنوان بازیگری مستقل معرفی می‌کند که توانسته معادلات امنیتی دریای سرخ و جنوب عربستان را تحت تأثیر قرار دهد. ائتلاف علیه یمن؛ یا ائتلاف برای نجات عربستان؟

تناقض بزرگ توافق مکه اینجاست: اگر سه کشور عضو واقعاً یکدیگر را تضمین‌کننده امنیت خود می‌دانند، چرا از اساس عربستان بیش از دو سال برای تشکیل چنین ائتلافی مذاکره کرده است؟

واقعیت این است که ترکیه و پاکستان بیش از آنکه به دفاع دیگران از خود نیاز داشته باشند، در جایگاه کشورهایی قرار دارند که ریاض امیدوار است از ظرفیت آن‌ها برای جبران خلأهای امنیتی خود استفاده کند.

این توافق بیش از هر چیز نشانه بی‌اعتمادی عربستان به چتر امنیتی آمریکا نیز هست؛ کشوری که سال‌ها مسئول اصلی امنیت سعودی معرفی می‌شد، اما ریاض اکنون به دنبال ساختن ترتیبی موازی است تا در صورت تغییر محاسبات واشنگتن، کامل تنها نماند.

اما ساختن ائتلاف روی کاغذ یک چیز است و جنگیدن چیز دیگر.

یمن؛ بازیگری که معادله را به هم زده است

یمن امروز دیگر یمن پیش از جنگ نیست. صنعا طی سال‌های گذشته توانسته است با اتکا به جغرافیا، تجربه جنگی و توسعه توان موشکی و پهپادی، هزینه‌های امنیتی قابل توجهی به دشمنان خود تحمیل کند.

به همین دلیل، اگر ائتلاف مکه تصمیم بگیرد از یک پیمان سیاسی به یک اتحاد نظامی واقعی تبدیل شود، نخستین پرسش این خواهد بود که اعضای آن تا کجا حاضرند برای عربستان هزینه بدهند؟

آیا پاکستان حاضر است به خاطر ریاض وارد جنگی شود که می‌تواند پای کابل را نیز به معادله باز کند؟

آیا ترکیه حاضر است برای عربستان جبهه‌ای تازه در دریای سرخ ایجاد کند، در حالی که از مدیترانه تا سوریه و قفقاز با رقبای متعددی مواجه است؟

و مهم‌تر از همه، آیا این سه کشور آماده‌اند با بازیگری مواجه شوند که نشان داده می‌تواند بدون ورود به جنگ کلاسیک، هزینه‌های سنگینی به اقتصاد و امنیت رقبای خود تحمیل کند؟ هرمز، باب‌المندب و پایان عصر ائتلاف‌های نمایشی

تحولات اخیر منطقه نشان داده است که موازنه قدرت دیگر صرفاً با تعداد جنگنده‌ها، ناوها و پایگاه‌ها سنجیده نمی‌شود. جغرافیا، موشک، پهپاد، جنگ نامتقارن و توانایی ایجاد اختلال در مسیرهای حیاتی انرژی می‌تواند قدرت‌های بزرگ را نیز محتاط کند.

در چنین شرایطی، توافق مکه اگر قرار باشد تنها یک نمایش اتحاد علیه مقاومت باشد، احتمال دارد پیش از آنکه تهدیدی برای یمن ایجاد کند، ضعف‌های درونی خود را آشکار خواهد کرد.

یمن تاکنون نشان داده که برای تغییر محاسبات رقبای خود نیازی به لشکرکشی ندارد. کافی است هزینه امنیتی و اقتصادی را افزایش دهد تا طرف مقابل مجبور شود پیش از هر اقدام، ده‌ها سناریو را محاسبه کند.

به همین دلیل، حمله اخیر به آرامکو را باید بیش از یک حمله به یک تأسیسات نفتی دید؛ این رخداد نخستین سؤال واقعی را پیش روی ائتلاف مکه گذاشته است: آیا این پیمان برای جنگ ساخته شده یا فقط برای نمایش قدرت؟

پاسخ این پرسش را نه در سالن‌های تشریفاتی مکه، بلکه در دریای سرخ، باب‌المندب و جبهه‌های اطراف عربستان باید جست‌وجو کرد.

اگر ائتلاف مکه خود را «ناتو» می‌داند، اکنون زمان شعار نیست؛ زمان آزمون است و در نخستین آزمون، این یمن است که بدون برخورداری از ارتش‌های کلاسیک بزرگ، سه کشور را وادار کرده پیش از هر واکنش، هزینه‌های جنگ را محاسبه کنند.

شاید مهم‌ترین واقعیت همین باشد: ائتلاف مکه برای محاصره یمن شکل گرفت، اما ممکن است خودِ محاصره‌شدگان، اعضای ائتلاف باشند کد مطلب 994939



۳ ساعت قبل / سایت آوش

بیانیه وزیران خارجه ۱۲ کشور در محکومیت اقدامات رژیم صهیونیستی

 وزیران امور خارجه این کشورها، حملات هوایی رژیم صهیونیستی به پایگاه هوایی نظامی ابوالظهور در شمال غربی سوریه را به شدت محکوم کردند.

در بیانیه وزرای امور خارجه آمده است: این حملات تشدید خطرناک و نقض آشکار حاکمیت، تمامیت ارضی و وحدت سیاسی جمهوری عربی سوریه است.

به نقل از اسپوتنیک، این وزیران نگرانی عمیق خود را در مورد ادامه هدف قرار دادن خاک سوریه و وخامت زیرساخت‌های آن ابراز کردند.

در بیانیه وزرای امور خارجه این کشورها آمده است: این اقدامات مستقیماً تلاش‌های مداوم سوریه برای بازگرداندن امنیت، بازسازی نهادهای ملی و رسیدگی به پیامدهای انسانی سال‌ها درگیری طولانی را تهدید می‌کند.

وزیران امور خارجه این کشورها گفتند: نقض مداوم حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه توسط اسرائیل، خطر تشدید تنش‌ها، تضعیف صلح و ثبات منطقه‌ای و از بین بردن احترام به قوانین بین‌المللی و اصول منشور سازمان ملل را به همراه دارد. ما از جامعه بین‌المللی می‌خواهیم که موضعی قاطع، روشن و اصولی در برابر تجاوز مداوم علیه سوریه اتخاذ کرده و گام‌های مشخصی بردارد.

وزیران امور خارجه ترکیه، مصر، اندونزی، اردن، پاکستان، قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی سیاست‌های شهرک‌سازی اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی را محکوم کردند و قاطعانه پروژه شهرک‌سازی موسوم به E1 در کرانه باختری را رد کردند.

در بیانیه‌ای مشترک، وزرا خواستار اقدام فوری برای توقف طرح شهرک‌سازی E1، لغو تمام اقدامات انجام شده در رابطه با آن و توقف تمام فعالیت‌های شهرک‌سازی و سایر اقدامات با هدف تغییر ویژگی‌های جغرافیایی و جمعیتی سرزمین‌های اشغالی فلسطین شدند.

در این بیانیه آمده است که این طرح نشان‌دهنده تشدید خطرناکی است که گسترش شهرک‌سازی‌ها را بیشتر تثبیت کرده و زمین‌های فلسطینی را ضمیمه می‌کند.

منبع: ایسنا 


۳ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

۲۸ مرداد؛ درس تاریخی بقا

غفور کریمی

آرمان امروز : کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را نمی توان تنها در چارچوب یک تغییر دولت یا منازعه میان چند شخصیت سیاسی بررسی کرد. این رویداد حاصل تلاقی بحران های اقتصادی، اختلاف های سیاسی، مداخله قدرت های خارجی، ضعف نهادهای حکمرانی و فروپاشی تدریجی ائتلافی بود که نهضت ملی شدن صنعت نفت را به پیروزی رسانده بود. از این منظر، ۲۸ مرداد نمونه ای مهم در تاریخ سیاسی معاصر ایران است که نشان می دهد چگونه یک دولت برخوردار از حمایت عمومی، در صورت ناتوانی در حفظ ائتلاف اجتماعی و کنترل نهادهای قدرت، می تواند در برابر فشار داخلی و خارجی آسیب پذیر شود. دولت محمد مصدق در شرایطی قدرت را در دست گرفت که مسئله نفت به نماد اصلی استقلال سیاسی و اقتصادی ایران تبدیل شده بود. قرارداد نفتی موجود، سهم اندکی از درآمدهای حاصل از منابع ایران را به کشور اختصاص می داد و بخش عمده کنترل فنی، مالی و مدیریتی صنعت نفت در اختیار شرکت نفت انگلیس و ایران بود. ملی شدن صنعت نفت، واکنشی به این وضعیت و تلاشی برای بازتعریف رابطه دولت ایران با قدرت های خارجی بود. این اقدام، علاوه بر جنبه اقتصادی، معنایی ملی و تاریخی داشت و از حمایت گسترده بخش هایی از جامعه، نیروهای ملی، روحانیون، بازار و گروه های اجتماعی مختلف برخوردار شد. با این حال، ملی شدن نفت در شرایطی انجام گرفت که اقتصاد ایران به شدت به درآمدهای نفتی وابسته بود. تحریم خرید نفت ایران، جلوگیری از فروش نفت در بازارهای بین المللی، محدود شدن دسترسی دولت به منابع مالی و فشارهای حقوقی و سیاسی، وضعیت اقتصادی کشور را دشوار کرد. دولت مصدق از یک سو باید برای حفظ حاکمیت ملی بر صنعت نفت ایستادگی می کرد و از سوی دیگر، هزینه های جاری کشور، حقوق کارکنان دولت و نیازهای اقتصادی جامعه را تامین می کرد. بنابراین، بحران نفت به تدریج از یک اختلاف حقوقی و اقتصادی به بحران گسترده در توان حکمرانی تبدیل شد. تضعیف درآمدهای دولت، زمینه نارضایتی، اختلاف میان نخبگان و تقویت تبلیغات مخالفان را فراهم کرد.

بریتانیا ملی شدن نفت را تهدیدی مستقیم علیه منافع اقتصادی و جایگاه بین المللی خود می دانست. در مراحل نخست، لندن تلاش کرد از مسیر فشار سیاسی، تحریم اقتصادی و پیگیری حقوقی، دولت ایران را وادار به عقب نشینی کند. هنگامی که این روش ها به نتیجه نرسید، بریتانیا کوشید ایالات متحده را نیز با خود همراه کند. آمریکا در ابتدا در تلاش بود میان ایران و بریتانیا میانجی گری کند، اما با تشدید جنگ سرد و برجسته شدن خطر نفوذ شوروی، رویکرد آن تغییر یافت. واشینگتن سرانجام به این نتیجه رسید که تداوم بحران می تواند موقعیت سیاسی ایران را بی ثبات کند و زمینه افزایش نفوذ حزب توده و اتحاد شوروی را فراهم سازد. اسناد منتشرشده در دهه های بعد، نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و دستگاه اطلاعاتی بریتانیا را در طراحی و اجرای عملیات براندازی تایید کرده اند؛ هرچند تحلیل دقیق این رویداد همچنان نیازمند توجه به تعامل میان عوامل خارجی و داخلی است. عملیات کودتا از ابزارهای گوناگون استفاده کرد. فشار اقتصادی و دیپلماتیک، جنگ روانی، انتشار شایعات، ایجاد اختلاف در میان نیروهای سیاسی، ارتباط با برخی نظامیان و سیاستمداران، تحریک گروه های اجتماعی و بهره گیری از جایگاه دربار، مجموعه ای از اقداماتی بود که در نهایت به تضعیف دولت انجامید. مداخله خارجی زمانی توانست نتیجه بدهد که در داخل کشور با شبکه هایی از قدرت، منافع و نارضایتی پیوند خورد. از این رو، نمی توان کودتا را صرفا محصول تصمیم چند مقام خارجی دانست، همان گونه که تقلیل آن به اختلاف های داخلی نیز نقش تعیین کننده آمریکا و بریتانیا را نادیده می گیرد. واقعیت تاریخی در نقطه تلاقی این دو سطح شکل گرفت. یکی از مهم ترین مسائل در آسیب شناسی عملکرد دولت مصدق، ضعف در حفظ ائتلاف نیروهای حامی نهضت ملی بود. پیروزی ملی شدن نفت بدون همکاری نیروهای ملی، مذهبی و اجتماعی امکان پذیر نبود، اما این ائتلاف در سال های بعد به تدریج دچار فرسایش شد. اختلاف میان مصدق و آیت الله کاشانی، که در مراحل مهم نهضت نقشی موثر در بسیج اجتماعی و سیاسی ایفا کرده بود، به شکافی جدی در میان نیروهای مذهبی و ملی انجامید. این اختلاف تنها یک نزاع شخصی نبود، بلکه به تفاوت در نگاه به شیوه اداره کشور، حدود اختیارات دولت، نقش مجلس، جایگاه روحانیت و نحوه مواجهه با مخالفان مربوط می شد.

با این حال، پیامد عملی آن، از دست رفتن بخشی از ظرفیت اجتماعی و ارتباطی بود که می توانست در شرایط بحرانی از دولت حمایت کند. نقش آیت الله کاشانی در این دوره را باید در چارچوب ظرفیت اجتماعی روحانیت و شبکه های مذهبی بررسی کرد. مسجد، بازار، هیئت های مذهبی و ارتباطات سنتی محلات، در جامعه آن روز ابزارهای مهم بسیج عمومی بودند. دولت مصدق از حمایت گسترده ملی برخوردار بود، اما نتوانست همه این شبکه ها را در یک ائتلاف پایدار و هماهنگ نگه دارد. در نتیجه، بخشی از نیروهای مذهبی از دولت فاصله گرفتند و مخالفان توانستند از این شکاف برای کاهش مشروعیت سیاسی مصدق استفاده کنند. / دیپلماسی ایرانی


۴ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

«دفاع موزاییکی ایران» در جنگ

ابراهیم شهولی

آرمان امروز : عملیات «خشم حماسی» که توسط ائتلافی به رهبری ایالات متحده و با مشارکت اسرائیل آغاز شد، نه تنها یکی از گسترده‌ترین حملات نظامی علیه ایران در چهار دهه اخیر محسوب می‌شود، بلکه به‌مثابه آزمونی سرنوشت‌ساز برای دکترین دفاعی جمهوری اسلامی ایران عمل کرده است. دکترین موسوم به «دفاع موزاییکی» که توسط سپاه پاسداران طراحی و پیاده‌سازی شده، در این رویارویی مستقیم، نقاط قوت و ظرفیت‌های ساختاری خود را به روشنی نمایان ساخت.

دکترین دفاع موزاییکی در اصل بر اساس تجربه فروپاشی ارتش متمرکز عراق در جنگ ۲۰۰۳ شکل گرفت؛ تجربه‌ای که نشان داد اتکای صرف به یک زنجیره فرماندهی متمرکز، آسیب‌پذیری‌های جدی ایجاد می‌کند.

سپاه پاسداران با الهام از این تجربه، ساختار خود را به‌گونه‌ای بازطراحی کرد که به جای یک زنجیره فرماندهی متمرکز، هر منطقه جغرافیایی و هر واحد نظامی، مانند یک «تکه موزاییک» مستقل عمل کند. این واحدها در عین اتصال به کل تصویر، برای بقا و تداوم عملیات، وابستگی حیاتی به «رأس هرم» ندارند و از استقلال عملیاتی، تسلیحات و دسترسی به نیروی مردمی بسیج برخوردارند تا در صورت حذف فرماندهی مرکزی، به طور خودگردان به مأموریت خود ادامه دهند. به این الگو، «دفاع یا حمله متقابل افقی و پراکنده» نیز گفته می‌شود؛ نوعی عملیات که فلج کردن و متوقف ساختن آن دشوار است.

در موج اول عملیات خشم حماسی، اهداف متعددی از جمله مراکز فرماندهی، تأسیسات پدافند هوایی، سایت‌های موشکی و هسته‌ای، و نیز محل استقرار رهبر انقلاب و فرماندهان ارشد سپاه مورد اصابت قرار گرفت. با این حال، فروپاشی پیش‌بینی‌شده توسط طراحان این عملیات محقق نشد. دقیقاً در این نقطه، دکترین موزاییکی به کار افتاد؛ یگان‌های استانی بدون نیاز به انتظار برای دستور از مرکز، به صورت مستقل وارد فاز پاسخگویی شدند.

واکنش نظامی ایران سه وجه مشخص داشت: نخست، استفاده از انبارهای زیرزمینی پراکنده در سراسر کشور برای شلیک انبوه موشک‌ها و پهپادهای ارزان‌قیمت که با هزینه‌های نسبتاً پایینی تولید می‌شوند. دوم، به آب انداختن ناوگانی از قایق‌های تندرو که برای جنگ نامتقارن در خلیج فارس طراحی شده‌اند. سوم، فعال‌سازی گروه‌های مقاومت در عراق، یمن و لبنان برای گشودن جبهه‌های چندگانه علیه منافع آمریکا و متحدانش. نتیجه فوری آنکه ایران نه تنها فرو نپاشید، بلکه ظرف ساعاتی حملات متقابلی را به پایگاه‌های آمریکا در بحرین، قطر، کویت و امارات و نیز اهداف اسرائیل ترتیب داد.

کاربست این دکترین در مواجهه با خشم حماسی، از یک سو نشان داد که استراتژی «نباختن» که همان هدف نهایی این الگوی دفاعی است با موفقیت عمل می‌کرد؛ از سوی دیگر، این شبکه حتی پس از حذف فرماندهان کلیدی نیز به حیات خود ادامه داد و نشان داد که فلج‌سازی از طریق حذف رأس هرم، بر اساس این دکترین امکان‌پذیر نیست. این در حالی بود که بسیاری از تحلیلگران غربی با تکیه بر الگوی جنگ‌های کلاسیک، تصور می‌کردند حذف فرماندهان می‌تواند ماشین نظامی ایران را از کار بیندازد.

عملیات خشم حماسی که سرانجام در می ۲۰۲۶ پایان یافت، بیش از هر چیز نشان داد که دکترین دفاع موزاییکی در برابر «ضربه سر بریدن» که هدف نهایی طراحان آن بود کارایی قابل قبولی داشته است. هم‌زمان، این جنگ ابعاد تازه‌ای نیز یافته و امروز به «خشم اقتصادی» یعنی محاصره دریایی و تشدید تحریم‌ها تغییر ماهیت داده است؛ موضوعی که فراتر از توانایی یک دکترین صرفاً نظامی است و ضرورت طراحی راهبردهای مکمل در عرصه اقتصادی را نمایان می‌سازد. به عبارت روشن‌تر، موزاییک توانست ایران را در برابر بمب نجات دهد، اما مدیریت ابعاد اقتصادی این رویارویی هم‌اکنون در بوته آزمایش قرار دارد و کارایی آن در گرو عملکرد آینده جمهوری اسلامی در حوزه‌های اقتصادی و دیپلماتیک خواهد بود.




 پزشکیان: بهتر است امروز جنگ را پایان دهیم / چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی را ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟
۱۳ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

پزشکیان: بهتر است امروز جنگ را پایان دهیم / چه کسی گفته دولت باید بنزین ۱۳۰ هزار تومانی را ۱۵۰۰ تومان بفروشد؟

رئیس جمهور با تاکید بر این که منکر کمبود‌ها و کاستی‌ها هم نیستیم، اما تلاش داریم با وفاق، کشور را پیش ببریم، گفت: بهتر است امروز که در قدرت و عزت هستیم و تما...

 فوری/ ناو جدید آمریکایی به خاورمیانه رسید
۱۳ ساعت قبل / سایت اکوایران

فوری/ ناو جدید آمریکایی به خاورمیانه رسید

سنتکام اعلام کرد که ناو هواپیمابر جورج واشنگتن به همراه گروه ضربت خود وارد خاورمیانه شده و در دریای عرب مستقر گردیده است.

 هزینه‌های گزاف: آیا ترامپ می‌تواند مانع همکاری اقتصادی سایر کشورها با ایران شود؟
۴ ساعت قبل / سایت اطلاعات آنلاین

هزینه‌های گزاف: آیا ترامپ می‌تواند مانع همکاری اقتصادی سایر کشورها با ایران شود؟

رئیس جمهوری آمریکا در حالی که واشنگتن فشار بر تهران را افزایش می‌دهد و مذاکرات برای پایان دادن به جنگ بین دو کشور همچنان متوقف مانده، «خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی» علیه ایران را اعلام کرد.

 نگران از جهنم برساخته تندروی‌ها
۱۱ ساعت قبل / سایت دیدارنیوز

نگران از جهنم برساخته تندروی‌ها

در پنجمین قسمت از فصل جدید برنامه «تنگنا» میزبان احمد زیدآبادی، فعال سیاسی اصلاح‌طلب و روزنامه‌نگار بودیم و او از دغدغه‌ها و نگرانی‌هایش درباره امروز و فردای...

 قالیباف: ما قدر صلح را بیشتر از مدعیان صلح می‎دانیم
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

قالیباف: ما قدر صلح را بیشتر از مدعیان صلح می‎دانیم

نشست هم‌اندیشی فعالان اقتصادی ایرانی و عراقی با دکتر محمدباقر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی و هیأت پارلمانی همراه، روز گذشته (پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵) در سفار...

 پزشکیان: قدرتمندیم و اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد/ آنهایی که دشمن را به تهاجم به ایران دعوت می‌کنند، ایرانی نیستند
۱۳ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

پزشکیان: قدرتمندیم و اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد/ آنهایی که دشمن را به تهاجم به ایران دعوت می‌کنند، ایرانی نیستند

رئیس جمهور جایگاه جامعه پزشکی در نظام سلامت را اثرگذار و مورد اعتماد مردم برشمرد و گفت که به‌جای بیان صرف دردها، باید برای درمان آنها گام برداریم و با صداقت در خدمت مردم باشیم و بدانیم با وجود برخورداری از قدرت، اگر اختلاف باشد، نابود خواهیم شد.