
به گزارش خبرگزاری ایمنا، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران است؛ روزی که دولت محمد مصدق، نخستوزیر وقت ایران، پس از ماهها کشمکش سیاسی، فشار اقتصادی و تقابل با قدرتهای خارجی، با کودتایی که نقش آمریکا و انگلیس در طراحی و اجرای آن بعدها در اسناد مختلف آشکار شد، سقوط کرد. این رخداد نهتنها سرنوشت دولت مصدق و نهضت ملی شدن صنعت نفت را تغییر داد، بلکه مناسبات سیاسی ایران با قدرتهای غربی و مسیر تحولات کشور در دهههای بعد را نیز تحت تأثیر قرار داد.
محمد مصدق از چهرههای شناختهشده سیاسی ایران در دوره معاصر بود که از خاندانهای صاحبنام قاجار برخاست. مادر او، نجمالسلطنه، از شاهزادگان قاجار بود و مصدق نیز در دوره جوانی با عنوان «مصدقالسلطنه» شناخته میشد. او تحصیلات خود را در حوزه حقوق و علوم سیاسی در اروپا دنبال کرد و پس از بازگشت به ایران وارد عرصه سیاست شد. مصدق سالها نماینده مجلس و فعال سیاسی بود و سرانجام در سال ۱۳۳۰ به نخستوزیری رسید؛ مسئولیتی که حدود ۲۸ ماه، تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، ادامه یافت.
مهمترین پرونده سیاسی دوران نخستوزیری مصدق، ملی شدن صنعت نفت بود؛ اقدامی که منافع گسترده انگلیس در ایران را به چالش کشید و به یکی از مهمترین مناقشات سیاسی و اقتصادی ایران با قدرتهای خارجی تبدیل شد. با ملی شدن صنعت نفت، دولت مصدق تلاش کرد کنترل منابع نفتی را از دست شرکت نفت انگلیس خارج کند و حاکمیت ایران بر منابع طبیعی خود را تثبیت کند. «موازنه منفی»؛ نه به شرق، نه به غرب
یکی از مهمترین ویژگیهای سیاست خارجی مصدق، راهبردی بود که از آن با عنوان «موازنه منفی» یاد میکرد. این سیاست در برابر «موازنه مثبت» قرار داشت. در موازنه مثبت، دولت تلاش میکند با دادن امتیاز به قدرتهای رقیب، میان آنها رقابت ایجاد کند و از این رقابت برای تأمین منافع ملی بهره ببرد؛ اما موازنه منفی از اساس بر خودداری از اعطای امتیازات ویژه به قدرتهای خارجی استوار بود.
در این نگاه، ایران نباید به میدان رقابت قدرتهای بزرگ تبدیل شود. نه شوروی، نه انگلیس و نه آمریکا نباید بتوانند منافع ویژهای در کشور به دست آورند که استقلال تصمیمگیری ایران را محدود کند. مصدق معتقد بود سیاست خارجی باید بر اساس منافع ملی تنظیم شود و ایران نباید تحت سلطه …





