
به گزارش سرویس ترجمه خبرگزاری ایمنا، با گسترش دورکاری و تغییر الگوهای کاری پس از همهگیری کووید۱۹، تقاضا برای فضاهای اداری سنتی در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان بهطور قابلتوجهی کاهش پیدا کرده است. این پدیده منجر به افزایش نرخ خالیماندن ساختمانهای اداری شده که در بعضی کلانشهرها به بیش از ۲۰ درصد رسیده است، همزمان بسیاری از شهرها با بحران کمبود مسکن مقرونبهصرفه بهویژه در مناطق مرکزی و خوشدسترس روبهرو هستند.
بازآفرینی شهری و استفاده دوباره از ساختمانها و فضاهای اداری بدون استفاده، یکی از راهکارهای مؤثر برای احیای مناطق شهری، کنترل گسترش افقی شهر و استفاده بهینه از زیرساختهای موجود است. تبدیل این فضاها به واحدهای مسکونی، اقامتگاههای دانشجویی، مراکز فرهنگی، فضاهای آموزشی، مراکز نوآوری و کاربریهای ترکیبی میتواند این داراییهای راکد را دوباره وارد چرخه فعالیت شهری کند.
بازآفرینی شهری معاصر بر چند اصل کلیدی استوار است. نخست، استفاده دوباره تطبیقی است، به این معنا که تبدیل ساختمانهای اداری خالی به کاربریهای مسکونی، فرهنگی، آموزشی و مختلط باید با نیازهای جدید جامعه همسو باشد. این رویکرد نهتنها از هدررفت سرمایههای موجود جلوگیری میکند، بلکه ردپای کربن ناشی از تخریب و ساختوساز جدید را نیز کاهش میدهد.
دومین اصل بازآفرینی و احیای بافتهای فرسوده و مناطق صنعتی قدیمی است. بسیاری از شهرها بهدنبال باززندهسازی مناطق صنعتی متروکه، کارخانههای قدیمی، انبارها و اسکلهها هستند. این پروژهها با حفظ هویت تاریخی و معماری صنعتی، فضاهایی چندعملکردی ایجاد میکنند که شامل کاربریهای مسکونی، تجاری، فرهنگی و تفریحی است. بازآفرینی موفق، تعادلی بین نوسازی و حفظ میراث معماری و فرهنگی شهرها برقرار میکند. این رویکرد با استفاده از مشوقهای مالیاتی، آسان شدن مقررات منطقهبندی و مشارکت ذینفعان محلی، پروژههای بازآفرینی را از نظر اقتصادی مقرونبهصرفه و از نظر اجتماعی پذیرفتهشده میسازد.
مزایای اقتصادی، زیستمحیطی و اجتماعی
پروژههای بازآفرینی موجب فعالشدن سرمایههای بیاستفاده و افزایش ارزش املاک و زمینهای اطراف میشوند. ساختمانی که برای مدت طولانی خالی مانده است، درآمدی برای مالک و شهر ایجاد نمیکند و حتی هزینههایی همچون نگهداری، …






