
به گزارش خبرگزاری ایمنا؛ حسین حمیدی، سردبیر خبرگزاری ایمنا در یادداشتی نوشت:
«آن روز در اوج فتنه ۸۸، وقتی جامعه میان روایتهای متناقض گم شده بود و بسیاری نمیدانستند به کدام سمت نگاه کنند، رهبر شهید انقلاب عبارتی بیان کردند که نه تحلیل بود، نه دستور که فریاد بود؛ فریادی که از چهارده قرن آنطرفتر میآمد، از دل میدانی که دو گروه مسلمان در آن روبهروی هم ایستاده بودند و خطرناکترین سلاح وقت نه شمشیرهایشان، که شبههای بود که معاویه با حساب و کتاب در میان سپاه امیرالمونین پاشیده بود.
«این عمار؟» این سوال در آن لحظه، نه ارجاع تاریخی بود و نه آرایه ادبی بلکه دعوتی بود برای همه کسانی که صدایی داشتند و در سکوت نشسته بودند
برای فهمیدن این که عمار کیست و چرا نامش اینقدر سنگین است، باید به صفین برگشت و صحنه را درست دید؛ دقیقا زمانی که دو لشکر مقابل هم صف کشیدهاند اما جنگ واقعی نه در میدان، که در اذهان عموم لشکریان سرگردان بود.
معاویه میداند که اگر بتواند تردید بکارد، نیمی از کار را کرده است؛ تبلیغاتش جذاب، روایتش محاسبهشده و شبهههایی که میپاشد آنقدر ظریفاند که بخشی از سپاه علی (ع) را در بلاتکلیفی نگه میدارد اما در همین هنگامه است که عمار یاسر، آن صحابی باوفای رسولخدا، از این سوی میدان به آن سو میرود، میان گروههای مختلف مینشیند و بیوقفه و روشن سخن میگوید. جهاد عمار یاسر جنگیدن با شمشیر نیست که جهادش از جنس تبیین و جنگیدن با جهل است، چراکه خوب میداند اگر بصیرت در دلها بیدار نشود، هیچ شمشیری کافی نخواهد بود و هیچ پیروزیای دوام نخواهد آورد. در روزگار فتنه، سکوت خیانت است و روشنگری عبادت
قرنها بعد، همان الگو در لباس تازهای بازگشت؛ فضای جامعه غبارآلود شده بود، روایتهای متناقض از هر سو میرسید و تشخیص حق از باطل به چیزی شبیه معما تبدیل شده بود. رهبر شهید انقلاب در آن ایام با صراحت گفتند که نقش نخبگان و خواص این است که بصیرت را نه فقط در خودشان، بلکه در دیگران هم زنده نگه دارند؛ رسا بگویند، روشن بگویند و از گفتن آنچه میفهمند هراس نداشته باشند.
پیام روشن بود و تکلیف معلوم: در روزگار فتنه، آنکه ساکت میماند، …












