
به گزارش خبرگزاری ایمنا، شهید عباس بابایی را معمولاً با نیروی هوایی ارتش به یاد آورده میشود، با سالهای جنگ و با شهادتی که در پانزدهم مرداد ۱۳۶۶ رقم خورد. اما اگر زندگی او فقط در همین چند واژه خلاصه شود، بخش مهمی از حقیقت شخصیتش نادیده میماند. بابایی پیش از آنکه خلبانی برجسته و فرماندهای اثرگذار باشد، انسانی بود که از خودش عبور کرده بود؛ از خودنمایی، از تشریفات، از فاصله گرفتن از مردم و از هر چیزی که میان انسان و اخلاص دیوار میکشد.
کتاب «پرواز تا بینهایت» دقیقاً از همین زاویه اهمیت پیدا میکند. این کتاب، مخاطب را فقط با یک چهره نظامی روبهرو نمیکند؛ بلکه عباس بابایی را در قاب زندگی نشان میدهد: از سالهای کودکی تا روزهای انقلاب از مسئولیتهای نظامی تا میدان رشادت و از خانه و خانواده تا لحظهای که پرواز آخر او به شهادت پیوند خورد.
این اثر در سه فصل «کودکی تا انقلاب»، «انقلاب تا رشادت» و «رشادت تا شهادت» تنظیم شده و با تکیه بر روایت همسر، مادر، نزدیکان و همکاران نظامی و غیرنظامی شهید، تلاش میکند چهرهای نزدیک، انسانی و باورپذیر از او ارائه دهد؛ چهرهای که در آن، شجاعت از اخلاق جدا نیست و فرماندهی بدون فروتنی معنا ندارد. عباس بابایی؛ فراتر از یک عنوان نظامی
در معرفی شهدا، گاهی عنوانها آنقدر پررنگ میشوند که انسان پشت آن عنوانها دیده نمیشود؛ فرمانده، خلبان، شهید، قهرمان. همه اینها درباره عباس بابایی درست است، اما کافی نیست. او فقط یک خلبان نبود که در مأموریتهای سخت شرکت کند؛ فقط یک فرمانده نبود که در سالهای دفاع مقدس مسئولیت بپذیرد؛ او شخصیتی بود که توانست میان تخصص، ایمان و اخلاق پیوند برقرار کند.
آنچه در روایتهای کتاب «پرواز تا بینهایت» برجسته میشود، همین پیوند است. کتاب تلاش دارد نشان دهد که بابایی چگونه در عین جدیت نظامی، اهل تواضع بود؛ چگونه در جایگاه فرماندهی، فاصلهاش را با مردم زیاد نکرد و چگونه در روزگاری که جنگ، اضطراب و تصمیمهای دشوار بر زندگی سایه انداخته بود، آرامش خود را از ایمان میگرفت.
فرماندهای که تواضع را زندگی میکرد
یکی از محورهای مهم در روایت زندگی شهید بابایی، تواضع اوست. تواضعی که در کتاب از زبان اطرافیانش بازتاب پیدا میکند، نه یک ویژگی تزئینی، بلکه بخشی از هویت اوست. او در …






