کف شهر، خط مقدم نبرد روزمره عابران و رانندگان با تصرفکنندگان معابر است؛ جایی که نه پیادهرویی برای قدم زدن امن باقی مانده و نه خیابانی برای تردد روان خودروها. صحنه تکراری شریانهای پرتردد شهر، صف طویل وانتبارهای بارفروشی است که دوبله و سوبله در حاشیه و حتی وسط خیابان توقف کردهاند و با ایجاد ترافیکهای کیلومتری و گرههای کور، ساعتها وقت، سوخت و اعصاب رانندگان را میبلعند.
چند متر آنطرفتر در پیادهرو نیز رگالهای لباس، جعبههای میوه و صندلیهای بیرونزده مغازهها، مسیر را چنان قفل کردهاند که مادری کالسکهبهدست یا سالمندی عصازنان برای عبور، ناچار به ورود به مسیر خودروها میشود.
سالهاست دوگانه کاذب «معیشت در برابر انضباط شهری» دستاویزی شده تا معابر عمومی و حاشیه خیابانها مانند حیاطخلوت و ملک شخصی تصرف شوند؛ غافل از اینکه قانون برای این هرجومرج، احکام صریحی وضع کرده است.
معبر عمومی ملک مشاع است، نه پارکینگ اختصاصی بارفروشان و کسبه …













