به گزارش ایسنا، در دوره صفویه برای حصار تهران دو چاله بزرگ کندند و خاکش را خشت و ملات کردند تا دور شهر تهران مشخص شود. چاله هایی عمیق که پاتوق شد برای یک مشت اراذل بیکار و دزدان و خلافکاران که از خروسخوان سحر تا بوق سگ می رفتند وسط آن گودال و روزگار علافی خودشان را سپری می کردند. این گروه برای خودشان جماعتی شده بودند با فرهنگ و ادبیات خاص "چاله میدونی" و هرکسی هم از آنجا بیرون می آمد، از رفتار و گفتار و رخت و لباس و قیافه ی بهم ریخته و بوی گندش می فهمیدند که از "چاله میدون" آمده است و وقتی میخواستند کسی را یه لاقبا و بی سروپا معرفی کنند می گفتند "فلانی چاله میدونیه"!!!
جای تأسف است که بعد از این همه سال هنوز هم آن گودال ها پر نشده و هر از گاهی یکی درونش می افتد و گیر می کند و می شود "چاله میدونی"!! البته چالهمیدونی در این یادداشت صفتی برای تحقیر نیست، بلکه استعارهای است از یک رفتار و فرهنگ؛ فرهنگی که ممکن است در هر قشر و در هر سطح اجتماعی ظهور کند؛ از کوچه و خیابان گرفته تا اتاق مدیریت، تریبون رسانه و حتی زمین و نیمکت فوتبال. …













