به گزارش ایسننا، عصر ایران نوشت:
وقتی از «کشورهای اسکاندیناوی» سخن میگوییم، معمولاً دو تصویر ظاهراً متناقض در ذهن نقش میبندد؛ از یکسو شرکتهای خصوصی، رقابت، صادرات، تجارت آزاد و اقتصاد بازار و از سوی دیگر مالیاتهای نسبتاً بالا، آموزش و درمان عمومی، بیمۀ بیکاری، حمایت از خانواده و دولت رفاه. این ترکیب برای خیلی از کشورها تناقضآمیز به نظر میرسد. اگر بازار و سرمایهداری بر رقابت و سودآوری استوارند، چرا باید دولت بخش بزرگی از درآمدش را جمعآوری و صرف خدمات عمومی کند؟ و اگر دولت تا این اندازه در زندگی اقتصادی و اجتماعی حضور دارد، چرا اقتصادِ این کشورها به اقتصاد دولتی تبدیل نشده است؟
پاسخ را باید در روندهای تاریخی جُست. مدل اسکاندیناوی، حاصل حذفِ سرمایهداری یا جایگزینکردنِ بازار با دولت نیست؛ حاصل نوعی «سازشِ تاریخی» بین بازار و جامعه است. سوئد، دانمارک، نروژ و دیگر کشورهای شمال اروپا، طی بیش از یک قرن، بهتدریج نظامی ساختند که در آن بازار وظیفۀ تولید ثروت را به عهده دارد و دولت همراه با نهادهای اجتماعی و کارفرمایان میکوشد ریسکهای این فرایند را بین شهروندان توزیع کند. …













