طبیعت، یکی از شگفتانگیزترین هدایایی است که خداوند به انسان بخشیده؛ خانهای گسترده که از خاک، آب و هوا تا کوچکترین جانداران، هر کدام در جای خود حلقهای از زنجیره حیاتاند. انسان نیز قرنها از این خوان گسترده بهره برده و برای آسایش، رفاه و زیباتر کردن زندگی خود از طبیعت استفاده کرده است؛ اما آنجا که بهرهبرداری از این نعمت به مصرف بیحد و بیتوجهی به پیامدهای آن گره میخورد، مرز میان بهرهمندی و تخریب کمکم محو میشود.
ردپای انسان امروز را میتوان در بسیاری از زخمهای طبیعت دید؛ از آلودگی آب، خاک و هوا گرفته تا انباشت زباله و ورود ترکیبات شیمیایی به چرخههای طبیعی. گاهی این ردپا آنقدر کوچک و روزمره است که کمتر به چشم میآید؛ محصولی که چند دقیقه استفاده میشود، بستهبندیای که دور ریخته میشود یا مادهای شیمیایی که پس از مصرف، راهی فاضلاب و در نهایت محیط زیست میشود.
زیبایی نیز همچون بسیاری از موهبتهای دیگر، همواره بخشی از زندگی انسان بوده است. آدمی از نخستین روزهای تاریخ کوشیده ظاهر خود را بیاراید و با معیارهای هر عصر، تصویری زیباتر از خویش بسازد. امروز، یکی از جلوههای این میل به زیبایی را میتوان در گسترش کاشت و طراحی ناخن دید؛ رنگها و طرحهایی که قرار است بر ظرافت دستها بیفزایند و گاهی برای چند هفته بخشی از سبک زندگی افراد شوند.
شاید در میان روزمرگیهای خاکستری و دشواریهای زندگی، همین رنگارنگیهای کوچک برای برخی آدمها بهانهای برای لبخند زدن، احساس بهتر داشتن یا چند ساعتی فراموش کردن خستگیها و سختیها باشد. شاید برای یک فرد، انتخاب یک رنگ تازه یا نقشونگاری ظریف روی ناخن، فرصتی برای تجربه اندکی زیبایی در روزهایی باشد که زندگی چندان رنگارنگ نیست. بنابراین، سخن گفتن از پیامدهای این انتخاب نباید بهمعنای نادیده گرفتن نیاز انسان به زیبایی و حال خوب باشد؛ مسئله، یافتن نقطهای است که در آن میل به زیبایی، به بهای آسیب رساندن به محیطزیست تمام نشود. …












