پگاه دوستی در گفتوگو با ایسنا، افزود: کودکان حتی اگر مستقیما شاهد دعوای والدین نباشند، تنش میان آنها را حس میکنند. این تغییرات را میتوان از لحن، سکوت، رفتار و کیفیت رابطه والدین دریافت؛ لذا قرارگیری در این فضای پرتنش، سلامت روان کودک را به شدت تهدید میکند.
وی افزود: با این حال نباید از اهمیت «شدت» و «تکرار» تعارضها غافل شد. هرچه تعارض ها شدیدتر و مکررتر باشند و با رفتارهایی مانند خصومت، توهین یا تحقیر یا رفتارهای خشونت آمیز همراه شوند، احتمال بروز مشکلات رفتاری و هیجانی در کودک نیز به همان میزان افزایش مییابد.
این روانشناس در پاسخ به اینکه شاهد دعواهای وللدین بودن چه مشکلاتی را برای کوکان و فرزندان میتواند ایجاد کند اظهار کرد: واکنش کودکان به تعارض والدین یکسان نیست؛ گروهی با پرخاشگری، لجبازی، تحریکپذیری و رفتارهای مقابلهای واکنش نشان میدهند و گروهی دیگر، دچار گوشهگیری، اضطراب یا سکوت افراطی میشوند.
وی ادامه داد: از سوی دیگر، این تنشها میتواند به کاهش تمرکز و افت عملکرد تحصیلی منجر شود؛ البته نباید هر نوع لجبازی یا افت تحصیلی را لزوما و مستقیما به دعوای والدین نسبت داد.
دوستی در پاسخ به این پرسش که آیا تکرار دعوای والدین زمینهساز درماندگی آموختهشده یا دلبستگی ناایمن میشود؟ اظهار کرد: کودکی که مداوم شاهد دعواست و کنترلی بر شرایط ندارد، ممکن است به این نتیجه برسد که نمیتواند کاری برای بهترشدن اوضاع انجام دهد. تداوم این حس ناتوانی، کودک را به سمت کنارهگیری، اضطراب و در نهایت «درماندگی آموختهشده» سوق میدهد.
به گفته وی، از سوی دیگر مواجهه مداوم با تنش، محیط خانه را برای کودک به فضایی غیرقابل پیشبینی و ناامن تبدیل میکند. این تجربه بهویژه اگر با رابطه بیثبات والدین همراه باشد، نقش پررنگی در شکلگیری الگوهای دلبستگی ناایمن دارد.
تشخیص مرز بین نگرانی طبیعی و اضطراب
این روانشناس در پاسخ به این پرسش که ترس کودک از طلاق چه زمانی به «اضطراب فراگیر» تبدیل میشود، گفت: طبیعی است کودکی که مدام شاهد اختلاف والدین است، نگران جدایی آنها باشد؛ اما این نگرانی لزوما به معنای وجود اختلال اضطرابی نیست. …












