سالمندی دیگر اتفاقی دور در افق آینده نیست، آرامآرام به واقعیتی نزدیک تبدیل شده که نشانههای آن را میتوان در میان خانوادهها، محلهها و فضاهای عمومی شهرها دید، جامعهای که روزگاری جوانی جمعیت را پشتوانه اصلی خود میدانست، امروز با تغییر ساختار سنی مواجهه شده و اگر از همین امروز برای این تغییر آماده نشود، فردا با چالشهایی مواجه خواهد شد که تنها با ساخت مراکز درمانی یا افزایش خدمات پزشکی قابل حل نیست.
در این میان، سالمندی فقط یک مسئله جمعیتی نیست، یک مسئله عمیق انسانی، خانوادگی و فرهنگی است، پدر و مادری که سالهای جوانی خود را صرف بزرگ کردن فرزندان کردهاند، طبیعی است که در سالهای ناتوانی و کهولت، بیش از همیشه به همراهی، محبت و حمایت خانواده نیاز داشته باشند، البته مراقبت از سالمند میتواند دشوار، فرساینده و پرهزینه باشد و خانوادهها نیز به حمایت اجتماعی، اقتصادی و خدمات تخصصی نیاز دارند، اما تبدیل این مسئولیت انسانی به این گزاره که فرزند هیچ وظیفهای در قبال پدر و مادر سالمند خود ندارد، نمیتواند با ریشههای عمیق فرهنگ ایرانی و آموزههای اسلامی سازگار باشد. …













