شاید سختترین لحظه برای یک مادر، شبهایی بود که تب شدید نوزادش بالا میرفت و هیچ دارویی برای پایین آوردن آن دم دست نبود. در این شرایط، رسم گذاشتن گندم در شال برای مردم سقی، فقط یک باور ساده نبود؛ بلکه تنها راهی بود که مادران برای آرام کردن اضطرابشان و طلب شفا برای فرزندشان پیدا کرده بودند.
وقتی گندمها را در شالی میپیچیدند و گره میزدند، در واقع داشتند تمام امیدشان را در آن پارچه جمع میکردند. جالب اینجاست که این رسم، فقط به درمان ختم نمیشد؛ چون هر بار که تب کودک پایین میآمد، مادران نذرشان را با دادن گندم یا غذای گرم به خانوادههای نیازمند ادا میکردند و اینطور بود که یک باور محلی، به یک زنجیره از بخشندگی تبدیل میشد.
یک پژوهشگر فرهنگ عامه با اشاره به آیینهای شفابخش ریشهدار در منطقه سقی، با اشاره به ضرورت درک ریشههای فرهنگی سلامت در مناطق روستایی، اظهار کرد: فرهنگ شفاهی هر منطقه، کلید فهم تابآوری مردمان در برابر سختیهاست. وقتی از فرهنگ عامه صحبت میکنیم، در واقع لایههای پنهان خرد جمعی را بازخوانی میکنیم که در طول قرنها، در مواجهه با چالشهای زیستی صیقل خورده است. …














