به گزارش ایسنا، اگر بخواهیم به داستان این اثر بپردازیم، اینگونه باید بگوییم که در قلب این داستان، «اودت» قرار دارد؛ شاهدختی که به دست جادوگر «روثبارت»، نفرین شده و در طول روز به شکل یک قو زندگی میکند و تنها هنگام شب دوباره به هیات انسان درمیآید. «زیگفرید»، شاهزاده جوان، نخستینبار او را در کنار دریاچه میبیند و شیفتهاش میشود. عشق میان آن دو میتواند تنها راه رهایی اودت از این طلسم باشد، اما از همان لحظهای که موسیقی حضور او را اعلام میکند، میتوان سایه تراژدی را نیز احساس کرد.
تم مشهور «دریاچه قو» با آوای اندوهگین ساز ابوا آغاز میشود؛ ملودیای که گویی از فاصلهای دور به گوش میرسد. در پس آن، نوای ساز هارپ و همراهی سازهای زهی، تصویری از سطح آرام آب را میسازند. موسیقی در ابتدا تقریباً بیحرکت به نظر میرسد، اما این سکون شبیه آرامش پیش از طوفان است. …













