گروه جامعه خبرگزاری مهر - فاطمه روزبهانی راد: در انتهای خیابان، جایی میان هیاهوی ساختمانهای بلند و رفتوآمد آدمها، اتاقک کوچک و سفیدی از لابهلای شاخوبرگ درختان خودش را به چشمها تحمیل میکند؛ ساختمانی ساده که شاید در نگاه اول هیچ تفاوتی با صدها ساختمان دیگر نداشته باشد، اما پشت دیوارهای سفیدش دنیایی جریان دارد؛ دنیایی ساختهشده از آب، خاک، آتش و دستهای هنرمند.
اینجا قرار نیست چیزی صرفاً ساخته شود؛ قرار است قصهای شکل بگیرد.
قصههایی که ابتدا مشتی خاکاند، بعد روی چرخ سفالگری میچرخند، زیر انگشتان هنرمند جان میگیرند و در نهایت راهی کوره میشوند تا آتش، آخرین امضای خود را پای آنها بزند و به آنها ماندگاری ببخشد.
در ابتدای ساختمان، زنی خوشرو و پرانرژی به استقبالمان میآید؛ کسی که قرار است راوی این قصه باشد. قصه آدمهایی که سفارششان را با خود به کارگاه میآورند و هنرمند، آن را با آب و خاک درمیآمیزد و به چیزی تبدیل میکند که میتوان سالها لمسش کرد. …












