یادداشت مهمان_ایرج حجازی، پژوهشگر و نویسنده حوزه دین و رسانه: در خوانشهای سنتی و عامیانه از تاریخِ اسلام، سفرِ فاطمه معصومه (س) از مدینه به ایران در سنه ۲۰۱ هجری، غالباً به اشتیاقی خواهرانه و کنشی عاطفی برای دیدارِ برادر فروکاسته شده است. اما از منظر سیاسی و تاریخ تحلیلی تشیع، این رویکردِ تقلیلگرایانه، ابعادِ سترگ، استراتژیک و کنشگرانه این هجرت را در پرده غفلت میپوشاند.
پس از هجرتِ اجباری امام رضا (ع) به مرو توسط مأمونِ عباسی، منظومهی امامت با خلأ ارتباطی در حجاز و تهدیدی ژرف در ساحتِ ایدئولوژی روبهرو گشت. در این بسترِ پرالتهاب، حرکتِ ایشان نه یک مسافرتِ خانوادگی، که یک هجرتِ تبلیغی-سیاسیِ آگاهانه برای درهمشکستنِ حصرِ فرهنگیِ امام هشتم بود. ایشان در قامتِ نماینده و کنشگرِ فعالِ مکتبِ امامیه برآمدند تا مرجعیتِ علمی و سیاسیِ برادر را در برابرِ سیطرهی پیچیدهی عباسیان تثبیت نمایند.[۱]
سپهر فرهنگی قم پیش از هجرت، عصرِ آشوب و تشتت …










