یادداشت مهمان، زهرا حکیمیان، در ادبیات دفاع مقدس، معمولاً با روایتهایی از حماسههای بزرگ و توصیفاتِ پراحساس از میدانهای جنگ روبهرو هستیم. اما گاهی، نویسندهای پدید میآید که تصمیم میگیرد از زاویهای متفاوت به این حماسه بنگرد؛ زاویهای که در آن، روحِ سرکش و شوخِ جوانان و نوجوانان، راه خود را از میان غبارِ باروت پیدا میکند. کتاب «ایرج خسته است» نوشته داوود امیریان، یکی از همین آثار است که با جسارت، طنز را با حماسه پیوند میزند.
داستان کتاب، حول محور گروهی از جوانان و نوجوانان میچرخد که در جبهههای جنگ ایران و عراق حضور دارند. اما این یک روایتِ خشک و نظامی نیست. نویسنده تمرکز خود را بر حاشیههای زندگی در جبهه گذاشته است؛ همان لحظاتی که سربازان میان استراحت و آمادهباش، با هم شوخی میکنند، از خستگی ناله میکنند و با بیخیالیِ خاصِ دورانِ نوجوانی، موقعیتهای طنزی خلق میکنند. …









