خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، فرگاه افشار: چند ماه پیش درست درمیانه حمله نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه کشورمان، یک جنگ دیگر هم در جریان بود؛ جنگی بیصدا، بدون موشک و پهپاد، اما با آسیبهایی که شاید حتی عمیقتر از جنگ نظامی روی ذهن مردم نشست. جنگی که البته از چند ماه یا شاید هم چند سال قبلتر آغاز شده بود. طی چنین جنگی کلیپهای جعلی، شایعات هدفمند، تصاویر دستکاریشده و روایتهای ساختهشده برای ایجاد ترس و ناامیدی، در بستر شبکههای اجتماعی با سرعتی به مراتب بیشتر از خبرهای رسمی دست به دست شدند. خیلی از کاربران عادی، بدون اینکه بدانند، به ابزار انتشار همین محتواها تبدیل شدند و تمام این فرآیند به خاطر داشتن مهارتی به نام سواد فضای مجازی رخ داد.
این تجربه، یک واقعیت تلخ را برای سیاستگذاران کشور روشن کرد؛ در دنیایی که جنگهای نسل جدید دیگر فقط در میدان نظامی رخ نمیدهند، توانایی یک شهروند عادی برای تشخیص خبر جعلی از خبر واقعی، بخشی از امنیت ملی است. دقیقاً به همین دلیل بود که قانونگذار در متن قانون برنامه پنجساله هفتم پیشرفت، برای نخستینبار، توسعه سواد فضای مجازی را از حد شعار و توصیه فراتر برد و آن را به یک عدد و رقم مشخص و الزامآور تبدیل کرد: آموزش سالیانهی ۲۰ هزار مربی سواد فضای مجازی در سراسر کشور.
اما دو سال از تصویب این قانون گذشته و گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی نشان میدهد این هدف بلندپروازانه، در مسیر اجرا، بهشدت از مسیر اصلیاش منحرف شده است. داستان این انحراف، داستانی است درباره فاصله میان نیت خوب قانونگذار و واقعیت پیچیده بوروکراسی اجرایی؛ داستانی که ارزش روایت دارد.
سواد فضای مجازی چیست و چرا اینقدر مهم شده؟
پیش از آنکه به سراغ ماجرای این قانون خاص برویم، بد نیست کمی درباره خود مفهوم سواد فضای مجازی توضیح دهیم؛ مفهومی که این روزها زیاد شنیده میشود اما شاید تعریف دقیقش برای خیلیها روشن نباشد. …














