یادداشت مهمان_ حسن عبدی پور، استاد حوزه و دانشگاه: دانش منطق و پارادایم قیاسی، به مثابه یکی از ارکان بنیادین روششناسی در تمدن اسلامی، همواره نقشی محوری در تنقیح گزارههای کلامی و اصولی ایفا کرده است. در حالی که جریانهای عقلگرای جهان اسلام—اعم از مکتب امامیه و بدنه اصلی مدارس اهلسنت (بهویژه در سنتهای اشعری و ماتریدی)—منطق را ابزاری «صائنالذهن» (نگهدارنده اندیشه از خطای صوری) شمردهاند، جریان سلفی–وهابی با اتکا به نصوصمحوری افراطی، رویکردی طردگرایانه و تحریمی نسبت به آن اتخاذ نموده است.
این یادداشت با واکاوی ریشههای معرفتشناختی تحریم منطق در تفکر سلفی، تمایز بنیادین آن با سنت رایج حوزههای کهن اهلسنت را با تأکید بر جایگاه فرامذهبی کتاب حاشیه ملا عبدالله یزدی مستند ساخته و پیامدهای انضمامی این انقطاع متدولوژیک را در مناظرات کلامی معاصر تحلیل میکند.
۱. زمینههای نظری و تبارشناسی تحریم منطق در جریان سلفی
مخالفت سلفیه با دانش منطق، صرفاً یک اختلافنظر آموزشی نیست؛ بلکه از ارکان معرفتشناختی این مکتب ریشه میگیرد:
الف) بدعتانگاریِ تفکر انتزاعی متأثر از یونان …












