به گزارش خبرنگار مهر، موضوع اقتصاد و اشتغال جوانان، چالشها و فرصتهای آن از کلیدیترین مسائل در مسیر رشد و توسعه پایدار هر کشور است. در ادبیات اقتصاد توسعه، دوره جوانی تنها یک مرحله سنی از حیات فردی نیست، بلکه یک دارایی راهبردی ملی محسوب میشود. زمانی که یک جامعه با نرخ بالای جمعیت در سنین فعالیت (۱۵ تا ۲۹ سال) مواجه میشود، رویدادی موسوم به پنجره جمعیتی شکل میگیرد.
این پدیده فرصت بینظیری را فراهم میسازد تا با ورود حجم عظیمی از نیروی کار پویا و تحصیلکرده به بازار، نرخ پسانداز ملی، تولید ناخالص داخلی و نرخ رشد اقتصادی به شکل چشمگیری افزایش یابد. با این حال، تحقق سود جمعیتی و تبدیل پتانسیل جوانان به ارزش افزوده اقتصادی، خودبهخود رخ نمیدهد، بلکه کاملاً متأثر از چگونگی جذب این نیرو در بازار کار و بازدهی اشتغال آنان است. چنانچه چرخه اقتصادی یک کشور نتواند فرصتهای شغلی مولد، شایسته و متناسب با ظرفیتهای آموزشی جوانان ایجاد کند، پنجره جمعیتی از یک فرصت طلایی به یک چالش پیچیده ساختاری، همراه با پیامدهای ناگوار ناامیدی اجتماعی، اتلاف سرمایه انسانی و بروز آسیبهای متعدد اقتصادی تبدیل خواهد شد.
تحلیل بازار کار جوانان مستلزم تفکیک آن از کلیت بازار کار است، زیرا جوانان به دلایلی نظیر عدم برخورداری از تجربه کاری، نبود شبکههای ارتباطی حرفهای و حساسیت بالا نسبت به تکانههای اقتصادی، در وضعیتی شکنندهتر قرار دارند. از مهمترین شاخصهای توصیفی در این زمینه میتوان به نرخ بالای بیکاری جوانان در مقایسه با متوسط کشوری اشاره کرد؛ در اکثر جوامع، نرخ بیکاری جوانان معمولاً دو تا سه برابر نرخ بیکاری عمومی بزرگسالان است که این شکاف نشاندهنده موانع ورود نیروی کار جدید به بازار کار است.
شاخص نگرانکننده دیگر، پدیده جوانان خارج از چرخه اشتغال، آموزش و کارورزی است. جوانانی که در این گروه قرار میگیرند، نه تنها درآمدی ندارند، بلکه مهارت جدیدی نیز کسب نمیکنند و بهتدریج دچار فرسایش مهارتی و خروج کامل از نیروی کار فعال میشوند. همچنین بخش بزرگی از جوانانی که در آمارها شاغل محسوب میشوند، با کماشتغالی و اشتغال غیررسمی مواجهاند و در مشاغلی غیررسمی، بیثبات، فاقد پوشش بیمهای و با درآمدهای پایینتر از حداقلهای قانونی مشغول به کار هستند که این امر پدیده شاغلان فقیر را بازتولید میکند. …









