یادداشت مهمان_امیرحسین کامل نواب، کارشناس نقد بهائیت: اگر پای صحبت مبلغان تشکیلات بهائیت بنشینید، احتمالاً گوشتان از شعارهای لوکس و جذابی مثل «تساوی حقوق زن و مرد»، «ترک تعصبات» و «صلح جهانی» پر خواهد شد. این سازمان همواره تلاش کرده تا نقابی از تجدد و روشنفکری بر چهره بکشد و خود را در قامت یک آیین مترقی به جهان معرفی کند. اما برای شناخت عیار واقعی هر جریانی، نباید به ویترین تبلیغاتی آن بسنده کرد. کالبدشکافی متون فقهی و احکام پایه این فرقه، ما را با یکی از تاریکترین و هنجارشکنانهترین بحرانهای اخلاقی تاریخ مواجه میکند: مسئله ازدواج با محارم و فقدان مرزهای قانونی در روابط جنسی مشروع.
خشت اول این انحراف اخلاقی را سید علیمحمد شیرازی (باب) بنا نهاد. او در احکامی شگفتانگیز که تمام خطوط قرمز و فطری بشر را رد میکرد، برای حل مشکل زوجهای نابارور دستور داد که اگر زنی از همسرش باردار نشد، میتواند با اجازه او از یک مرد دیگر (به شرط بابی بودن) برای فرزندآوری استفاده کند (بیان عربی الباب الخامِسُ وَالعشرُ مِنَ الوَاحِدِ) این حکم صریح، عملاً حریم خانواده را در همان نقطه پیدایش این جریان متلاشی کرد و راه را بر اباحهگری گشود.
اما فاجعه اصلی در دوران میرزا حسینعلی نوری (بهاءالله) و با نگارش «کتاب اقدس» (مهمترین مرجع قانونگذاری بهائیان) رقم خورد. بهاءالله در این کتاب، تنها و تنها ازدواج با «زن پدر» (نامادری) را حرام اعلام کرد و در خصوص ممنوعیت ازدواج با سایر محارم خونی مانند مادر، خواهر، دختر، خاله و عمه کاملاً سکوت کرد در فقه بهائی قاعدهای قطعی وجود دارد که میگوید «عدم ذکر در الواح الهی، نفس جواز است» (مائده آسمانی2/42) یعنی هر چیزی که صراحتاً از آن نهی نشده باشد، مباح و حلال است. بر همین اساس، در سیستم فقهی بهائیت، ازدواج با مادر و خواهر کاملاً مجاز تلقی میشد! …













