خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: ایرانیها حتی در دل سختی و خستگی هم راهی برای خندیدن پیدا میکنند؛ گاهی یک موقعیت ساده کاری، یک همکار عجیب، دعوای صاحبکار و کارگر یا حتی یک ابزار ساختمانی میتواند سوژهای برای ساختن یک خاطره طنز شود. «شمشه شد» از همین جنس روایتهاست؛ کتابی که به جای رفتن سراغ آدمهای مشهور و موقعیتهای عجیب، دوربین خود را به کارگاههای ساختمانی برده و پای خاطرات بناها و کارگران نشسته است.
مهدی پیرهادی در این کتاب مجموعهای از خاطرات طنز بناها را گردآوری کرده؛ خاطراتی که در ظاهر قرار است مخاطب را بخندانند، اما در پس شوخیها تصویری از زندگی کاری، سختی معاش، روابط میان کارگران و صاحبکاران و روزمرگیهای شغلی قشر زحمتکش جامعه شکل میگیرد. «شمشه شد» تلاش میکند نشان دهد طنز همیشه از دل موقعیتهای ساختگی بیرون نمیآید؛ گاهی زندگی روزمره، با تمام سختیها و دردسرهایش، خودش بهترین نویسنده یک داستان طنز است. روایتهای این کتاب تصویری متفاوت از دنیای بناها ارائه میکنند؛ دنیایی که در آن گرد و خاک، خستگی، خطر و چانهزنی با شوخی و رفاقت درهم تنیده شده است. …











