این بخش بهصورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.
به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: روستای سیرچ در دل کویر کرمان، جایی میان هرم آفتاب بیابان و خنکای باد کوهستان، نقطه آغاز زندگی هوشنگ مرادیکرمانی است. هنوز چند ماهی از به دنیا آمدنش نگذشته بود که مادر جوانش چشم از جهان فروبست. پدرش هم که در ژاندارمری خدمت میکرد، از غم دوری و بیماری به گوشهای خلوت پناه برد و توان مراقبت از فرزندش را نداشت. هوشو ماند و خانه کاهگلی پدربزرگ و مادربزرگش؛ همان پیرزن مهربانی که هوشو با تمام مهر «ننه بابا» صدایش میکرد. روزگار با نداری میگذشت و هوشو مثل بقیه بچههای ده، از همان خردسالی کار میکرد و توی کوچهها میدوید. او در مصاحبههایش با خنده تعریف میکند که روز اول مدرسه، به جای کتاب و قلمنی، یک داس و بیلچه به دست شاگردهای کلاس اول دادند تا علفهای هرز و خارهای حیاط مدرسه را درآورند. …














