البته هدف اعلامشده این سیاست، ساختار سیاسی ایران است، اما اقتصاد چیزی جدا از زندگی مردم نیست. فشار بر تجارت، نظام بانکی، انرژی، حملونقل و ارتباطات خارجی از مسیرهای مختلف به اشتغال، درآمد، دارو، آموزش، تولید، امکان سفر و زندگی روزمره میرسد. نمیتوان گلوی اقتصاد کشوری را فشرد و انتظار داشت بدن اجتماعی آن بیدغدغه نفس بکشد.
از همین رو تعبیر «خفگی» ناخواسته معنایی فراتر از زبان فنی تحریم پیدا میکند. مسئله دیگر صرفاً کاهش درآمد یا دشوارکردن مبادلات نیست؛ سخن از محدودکردن روزنههایی است که زندگی از خلال آنها جریان پیدا میکند.
آن روز هنگامی که تهدید تروریستی مذکورتوسط "صدای امریکا " مکررا بازنشر می شد، کتاب رهگشایی، نوشته کاتالین کاریکو، را در دست داشتم؛ سرگذشت دانشمندی مجارستانی که دههها بر RNA پیامرسان کار کرد و پژوهشهایش سرانجام یکی از پایههای علمی واکسنهای mRNA را فراهم آورد. همزمانی این دو تصویر برایم پرسشی ایجاد کرد: در برابر جنگی چنین پیچیده، ترکیبی و چندلایه، آیا ما نیز به نوعی «رهگشایی» ــ یا شاید نو-رهگشایی ــ نیاز نداریم؟ …












