از دوران باستان تا امروز، یکی از مهمترین کارکردهای نظام کیفری، حمایت از جامعه در برابر رفتارهای مجرمانه و حمایت از بزهدیدگان بوده است؛ اما در میان همه بزهدیدگان، کودک وضعیت متفاوتی دارد. کودکی که قربانی خشونت میشود، نه فقط از یک رفتار مجرمانه آسیب میبیند، بلکه ممکن است بخش مهمی از امنیت، اعتماد و آینده او تحت تأثیر همان خشونت قرار گیرد.
به همین دلیل، مواجهه با خشونت علیه کودکان را نمیتوان صرفاً در مجازات مرتکب خلاصه کرد. مسئله اصلی ، حمایت از کودک، مداخله بهموقع، جلوگیری از تکرار خشونت و ایجاد سازوکاری است که کودک را از محیط خطر خارج کند.
در سال ۱۳۹۹، قانون حمایت از اطفال و نوجوانان با همین رویکرد، دامنه قابل توجهی از رفتارها و وضعیتهای مخاطرهآمیز علیه کودکان را مورد توجه قرار داد. این قانون، علاوه بر جرمانگاری برخی رفتارهای آسیبزا، برای دستگاههای مختلف نیز تکالیفی در زمینه شناسایی، گزارش، مداخله و حمایت پیشبینی کرده است. …












