مرگ، حقیقتی است که همه در برابر آن سر فرود میآوریم؛ اما رفتن برخی آدمها، تنها خاموشی یک چراغ نیست؛ بلکه کمشدن نوری از محفل زندگی، گسستن رشتهای از خاطرات و پیوندهای دیرین و خاموش شدن صدایی آشنا در میان جمع دوستان است.
اینک با دلی اندوهگین و خاطری مملو از یادهای شیرین، در سوگ دوست عزیز، هممدرسهای گرانقدر و یار دیرینمان، مرحوم مغفور حاج سیدهاشم موسوی خلخالی نشستهایم؛ عزیز بزرگواری که خبر رحلتش، جمع دوستان و یاران قدیمی را در غمی عمیق فرو برد.
چه دشوار است پذیرفتن اینکه انسانی که تا دیروز در شمار زندگان و در میان عزیزان خویش بود، امروز در شمار مسافران دیار ابدی قرار گرفته است؛ و چه سنگین است باور اینکه دیگر نباید چشم به راه دیدار او بود.
هر از گاه، در گذر آرام و بیصدای زمان، کاروان زندگی از کنار ما میگذرد و جرس رحیل، خبر از سفر مسافری دیگر میدهد؛ مسافری که تا دیروز در میان ما بود، میخندید، سخن میگفت، محبت میکرد و خاطره میآفرید، و امروز رهسپار دیاری شده است که همه ما، دیر یا زود، به او خواهیم پیوست. …














