در سالهایی که بحران اقتصادی، تحریم، ناامنی، جنگ، مهاجرت، تورم، فرسایش سرمایه اجتماعی و اضطراب دائمی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده، کودکان بیش از هر گروه دیگری پیامد تصمیمهایی را تحمل میکنند که در شکلگیری آنها نقشی نداشتهاند. کودک نه تحریم وضع کرده، نه جنگ آغاز کرده و نه سیاست اقتصادی نوشته است؛ اما بدن، ذهن، آموزش، سلامت و امید اوست که هزینه این تصمیمها را میپردازد. اینجاست که مسئله از «سیاست» فراتر میرود و به «حقوق کودک» میرسد.
کودک در حقوق بینالملل موضوع ترحم نیست؛ صاحب حق است. حق حیات، رشد، سلامت، آموزش، امنیت، مشارکت، حمایت در برابر خشونت و برخورداری از منافع عالیه، امتیازهایی نیستند که در روزهای خوب اعطا و در روزهای بحران تعلیق شوند. اتفاقاً حقوق کودک برای روزهای بحران اهمیت بیشتری دارد: جنگ حق کودک را متوقف نمیکند، کاهش بودجه حق او را کاهش نمیدهد و بحران نباید کودک را به نخستین قربانی خاموش خود تبدیل کند. …













