گروه اندیشه: مرتضی امیرعباسی روانکاو برند، در گزارش پیش رو، تفاوت ساختاری خلاقیت انسان و ماشین را از منظر علمی و بر پایه «نظریه مدیریت وحشت» ارنست بکر تبیین میکند. نویسنده استدلال میکند که ریشه اصلی آفرینشگری، هنر و فرهنگ در انسان، آگاهی زیستی از «فناپذیری و ترس از مرگ» است. انسان با مواجهه با این آگاهی (برجستگی مرگ)، چنگ زدن به ارزشها (دفاع جهانبینی فرهنگی) و تلاش برای ماندگاری (پروژه جاودانگی نمادین)، به خلق اثر میپردازد تا نیستی خود را جبران کند. در مقابل، هوش مصنوعی به دلیل نداشتن زیست، عدم تجربه فقدان و نداشتن مفهوم پایان، از این سه سازوکار محروم است. آنچه هوش مصنوعی انجام میدهد صرفاً پردازش الگوریتمی، ترکیب احتمالات و مصرف انرژی محاسباتی است، نه کشمکش و جنگیدن برای باقی گذاشتن ردپا. در نهایت، هدف متن اثبات این نکته است که نگرانی انسان از فراموشی و مرگ، ضعف او نیست، بلکه دقیقاً همان انگیزه و فوریت دستنخوردهای است که آفرینش واقعی را شکل میدهد و ماشین هرگز نمیتواند آن را شبیهسازی کند. این مطلب را در ادامه می خوانید:
**** …











