قیمت طلا امروز




 سایت خبرآنلاین / ۱ ساعت قبل

ترس از مرگ چیزی که هوش مصنوعی هرگز آن را درک نمی‌کند/ آیا از ماشینی که هرگز نمی‌میرد می‌توان انتظار داشت برای زندگی بجنگد؟  

سه موردی که هیچگاه هوش مصنوعی حس نمی کند: دروازه‌ی اول، برجستگی مرگ: آیا هوش مصنوعی، لحظه‌ای را تجربه کرده که در آن فناپذیری خودش برایش برجسته شده باشد؟ نه. هیچ رویداد، هیچ بیماری، هیچ گذر زمانی برایش وجود ندارد که این آگاهی را فعال کند. دروازه‌ی دوم، دفاع جهان‌بینی فرهنگی: آیا هوش مصنوعی برای تحمل این وحشت، به یک جهان‌بینی فرهنگی چنگ می‌زند؟ نه. او چیزی برای دفاع‌کردن ندارد، چون از ابتدا چیزی برای ترسیدن نداشته.دروازه‌ی سوم، جاودانگی نمادین: آیا هوش مصنوعی می‌خواهد چیزی از خودش را پس از خودش باقی بگذارد؟ نه، چون مفهوم پس از خودش برایش اصلاً معنایی ندارد. نتیجه، ساده و بی‌رحم است؛ نمی‌توان از ماشینی که هرگز نمی‌میرد، انتظار داشت که برای زندگی بجنگد.
 ترس از مرگ چیزی که هوش مصنوعی هرگز آن را درک نمی‌کند/ آیا از ماشینی که هرگز نمی‌میرد می‌توان انتظار داشت برای زندگی بجنگد؟  

این بخش به‌صورت خودکار گردآوری شده است. برای مطالعه کامل خبر، به منبع اصلی مراجعه کنید.

 گروه اندیشه: مرتضی امیرعباسی روانکاو برند، در گزارش پیش رو، تفاوت ساختاری خلاقیت انسان و ماشین را از منظر علمی و بر پایه «نظریه مدیریت وحشت» ارنست بکر تبیین می‌کند. نویسنده استدلال می‌کند که ریشه اصلی آفرینشگری، هنر و فرهنگ در انسان، آگاهی زیستی از «فناپذیری و ترس از مرگ» است. انسان با مواجهه با این آگاهی (برجستگی مرگ)، چنگ زدن به ارزش‌ها (دفاع جهان‌بینی فرهنگی) و تلاش برای ماندگاری (پروژه جاودانگی نمادین)، به خلق اثر می‌پردازد تا نیستی خود را جبران کند. در مقابل، هوش مصنوعی به دلیل نداشتن زیست، عدم تجربه فقدان و نداشتن مفهوم پایان، از این سه سازوکار محروم است. آنچه هوش مصنوعی انجام می‌دهد صرفاً پردازش الگوریتمی، ترکیب احتمالات و مصرف انرژی محاسباتی است، نه کشمکش و جنگیدن برای باقی گذاشتن ردپا. در نهایت، هدف متن اثبات این نکته است که نگرانی انسان از فراموشی و مرگ، ضعف او نیست، بلکه دقیقاً همان انگیزه و فوریت دست‌نخورده‌ای است که آفرینش واقعی را شکل می‌دهد و ماشین هرگز نمی‌تواند آن را شبیه‌سازی کند. این مطلب را در ادامه می خوانید:

**** …