به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین تصمیمهای مهم زندگی همیشه فقط بر پایه منطق گرفته نمیشوند. گاهی یک گفتوگوی ساده، انتقاد، اختلاف خانوادگی یا حتی یک پیام کوتاه میتواند احساساتی مانند خشم، ترس، اضطراب یا ناامیدی را فعال کند و بر رفتار ما اثر بگذارد.
در چنین موقعیتهایی، توانایی شناخت و مدیریت هیجانها اهمیت زیادی پیدا میکند. این توانایی با مفهوم «هوش هیجانی» یا Emotional Intelligence شناخته میشود؛ مهارتی که میتواند در زندگی شخصی، روابط اجتماعی، تحصیل و محیط کار نقش مهمی داشته باشد. هوش هیجانی چیست؟
هوش هیجانی در سادهترین تعریف، توانایی شناخت، درک و مدیریت احساسات خود و درک هیجانهای دیگران است.
فردی که هوش هیجانی بالاتری دارد، لزوماً کمتر عصبانی، غمگین یا مضطرب نمیشود. تفاوت اصلی این است که او معمولاً بهتر میتواند احساسات خود را تشخیص دهد و پیش از واکنش عجولانه، رفتار مناسبتری انتخاب کند.
برای مثال، فردی را تصور کنید که در محل کار مورد انتقاد قرار گرفته است. واکنش نخست او ممکن است خشم باشد. فردی با مهارتهای هیجانی ضعیفتر شاید بلافاصله پاسخ تندی بدهد، اما فردی که هوش هیجانی بیشتری دارد، ابتدا خشم خود را تشخیص میدهد، دلیل آن را بررسی میکند و سپس درباره نحوه پاسخ دادن تصمیم میگیرد.
بنابراین، هوش هیجانی به معنای سرکوب احساسات نیست؛ بلکه به معنای شناخت آنها و انتخاب آگاهانه شیوه واکنش است. هوش هیجانی از چه بخشهایی تشکیل شده است؟
هوش هیجانی یک مهارت واحد نیست، بلکه مجموعهای از تواناییهای مرتبط را دربرمیگیرد. مهمترین مؤلفههای آن عبارتاند از: ۱. خودآگاهی؛ شناخت احساسات خود
نخستین گام در تقویت هوش هیجانی، شناخت هیجانهای شخصی است. بسیاری از افراد میدانند حالشان خوب نیست، اما نمیتوانند احساس خود را بهطور دقیق نامگذاری کنند یا علت آن را بفهمند.
خودآگاهی یعنی بتوانیم میان احساساتی مانند خشم، ناامیدی، ترس، اضطراب، ناراحتی و احساس طردشدگی تفاوت بگذاریم.
برای افزایش خودآگاهی میتوان از این پرسشها کمک گرفت: اکنون دقیقاً چه احساسی دارم؟ چه اتفاقی این احساس را ایجاد کرده است؟ این احساس چه فکری را در ذهنم فعال کرده است؟ بدنم چگونه به این احساس واکنش نشان میدهد؟ …











