به گزارش پایگاه فکر و فرهنگ مبلغ، شاید وابستگی کودک به تلفن همراه از همان لحظهای آغاز شود که برای چند دقیقه آرامش، صفحه گوشی را مقابل چشمانش میگیریم؛ چند دقیقهای که بهتدریج به پاسخ همیشگی برای بیقراری، گریه، انتظار و حتی سکوت کودک تبدیل میشود.
کودک بیقرار شده است، غذا نمیخورد، در مسیر حوصلهاش سر رفته یا پدر و مادر فقط چند دقیقه آرامش میخواهند. گوشی را به دستش میدهیم و ناگهان شرایط تغییر میکند. کودک ساکت میشود، غذایش را میخورد، در صندلی ماشین آرام مینشیند و والدین هم فرصت پیدا میکنند نفسی تازه کنند.
اما چند روز بعد، همان چند دقیقه به ده دقیقه و سپس به زمانی طولانیتر تبدیل میشود. تلفن همراه کمکم به راهکار ثابت برای رفع بیحوصلگی تبدیل میشود. کودک هنگام ناراحتی گوشی میخواهد، زمان انتظار گوشی میخواهد، هنگام غذا خوردن دنبال صفحهنمایش است و گاهی حتی برای خوابیدن نیز به آن وابسته میشود.
در نهایت ممکن است روزی والدین با نگرانی بگویند: «بچهام به گوشی وابسته شده؛ چه کار باید بکنیم؟»
برای پیدا کردن پاسخ، شاید لازم باشد کمی به عقب برگردیم؛ به روزهایی که تلفن همراه را نه صرفاً بهعنوان وسیلهای برای سرگرمی، بلکه به شکل یک «پستانک دیجیتال»، پرستار موقت، جایزه، ابزار آرامکردن کودک یا راهی برای فرار از بیحوصلگی وارد زندگی او کردیم.
البته این مسئله به معنای مقصر دانستن والدین نیست. پدر و مادرهای امروز در شرایطی زندگی میکنند که خستگی، فشارهای اقتصادی، مشغله کاری، کمبود زمان و حضور دائمی فناوری، مدیریت مصرف رسانه را دشوار کرده است.
بنابراین مسئله این نیست که «گوشی بد است» یا والدین نباید از تلفن همراه استفاده کنند. پرسش اصلی این است که کودک چه زمانی، با چه هدفی، چه محتوایی و در چه شرایطی از صفحهنمایش استفاده میکند. در کنار این موارد، یک موضوع مهمتر نیز وجود دارد: کودک در خانه چه الگویی از مصرف رسانه مشاهده میکند؟ …










