امیرمهدی نادری: تصور کنید در یک روستای سنتی ایران، میراب زمان نوبت هر کشاورز را اندازه میگیرد و براساس قواعد عرفی و توافق محلی، آب را تقسیم میکند. حالا همان منبع آب را تصور کنید که امروز با مجوز وزارت نیرو، سهمیهبندی اداری و تصمیمگیری متمرکز در پایتخت توزیع میشود. این تقابل ساده، پرسش بنیادینی را پیش میکشد: آیا شیوه مدیریت آب در ایران صرفاً بازتاب ساختار سیاسی بوده یا خود در شکل دادن به آن نقش داشته است؟
فرضیه اصلی این نوشتار آن است که مدیریت آب در ایران نه صرفاً بازتاب ساختار سیاسی، بلکه یکی از میدانهای فعال شکلدهی به آن بوده است. در سرزمینی که بخش بزرگی از آن در اقلیم خشک و نیمهخشک قرار دارد، دسترسی به آب از دیرباز با محل استقرار آبادیها، شکل تولید، مناسبات مالکیت، مالیات، قدرت نخبگان محلی، امنیت و حتی رابطه جامعه و حکومت پیوند داشته است. به همین دلیل، تاریخ آب در ایران را میتوان از زاویهای دیگر، تاریخ بخشی از تحولات دولت و جامعه نیز دانست. …









